علاق
8 stories
Siner by gloriya07r
gloriya07r
  • WpView
    Reads 108
  • WpVote
    Votes 11
  • WpPart
    Parts 4
گناهکار اصلی کی بود ؟ رزان ؟ ولی اون فقط میخواست از عشقش مراقبت کنه . جونگکوک ؟ ولی اون فقط میخواست عشق و قدرت و آزادی رو باهم داشته باشه . تهیونگ ؟ ولی اون شاید حتی بی گناه ترین فرد بود . آقای جئون ؟ ولی اون فکر میکرد کار درست و داره انجام میده . آقای پارک ؟ ولی اون زیادی عاشق بود . شایدم نویسنده ؟ ولی من فقط میخواستم حسی و که اون لحظه تو خواب حس کردن و خلق کنم و اگه با خواب من یه همچین دنیای موازی ای به وجود اومد پایانشو به دست خود کارکترا بسپارم بجای خدا حتی اگه غمگین ترین پایان براشون باشه . ............. ' ک . . . کوک . . . فقط از . . . ت یه خواهش . . . دارم نزار . . . نزار . . . باب . . . بابام بفهمه از . . . تهیونگ محاف . . . محافظت ک . . . کن دربرابر . . . همه . . . اشون _ باشه باشه فقط بیدار بمون خب ؟ که بتونم ازش محافظت کنم هوم ؟ ............. کاپل : کوکوی ژانر : انگست ، رمنس ، ازدواج اجباری
THE SECRET HUSBAND  by Helen___Aw
Helen___Aw
  • WpView
    Reads 1,148,542
  • WpVote
    Votes 104,506
  • WpPart
    Parts 76
[Completed] کیم تهیونگ و جئون جونگکوک ازدواج کردن... اما اونا دو ساله که همدیگرو ندیدن...اونا فقط یکبار تو کل زندگیشون همو دیدن و اونم روز عروسیشون بوده ولی به همدیگه با دقت نگاه نکردن جونگکوک اسم شوهرش رو می‌دونه...چون این اسمیه که همه جا به عنوان سرپرست قانونیش ثبت شده ولی تهیونگ، اون حتی اسم همسرشم نمیدونه... تهیونگ کانادا زندگی میکنه و هر ماه مبلغ زیادی رو به یه حساب خاص منتقل می کنه ... جونگکوک دانش آموزی توی سئوله...همه توی کالج، حتی معلم ها هم ازش می ترسن...اون چیزی نمیگه و فقط با مشت حرف می زنه و برای همه قلدری میکنه... هیچکسی توی کالجش راجب خانوادش چیزی نمیدونه، اونا فقط دیدن که پسر سوار ماشین های اسپرت گرون قیمت میشه و لباس های گرون میپوشه. اون یه اکیپ دوست داره که به همون اندازه لوس و بدجنسن اما از خانوادش چیزی نمیدونن‌. جونگکوک میخواد طلاق بگیره. هرکاری می‌کنه تا طلاق بگیره...اون از ازدواج متنفره...اون مثل یه پرنده آزاده... ولی... چی میشه اگه کالج یه مهمونی برگزار کنه... یه جونگ کوکِ مست بدون اینکه بدونه با شوهرش میخوابه...؟؟؟؟؟؟ چرا تهیونگ به سئول برگشت...؟؟؟؟؟ واکنش اونا در مورد شناخت همدیگه چیه...؟؟؟؟؟ Genre: romance, angst, fluff,smut, melodrama, mafia Couple: Vkook Translator:Helen___Aw Writer: bora95purple 🥇 Romance 🥇 Taehyung 🥇 Vkook 🥇Fanfiction 🥇boyxb
RED WOLF 2 (Daddy) by taenes_
taenes_
  • WpView
    Reads 101,555
  • WpVote
    Votes 6,532
  • WpPart
    Parts 20
از من به تو نصیحت هیچ وقت عاشق پدر خوانده ات نشو! مخصوصا اگه یکی شبیه کیم تهیونگ باشه... -فصل ٢ ردوولف📔 "پدر"
+20 more
My pink boy [ Yoonmin ] by Donya_thv
Donya_thv
  • WpView
    Reads 171,659
  • WpVote
    Votes 15,613
  • WpPart
    Parts 42
✅کامل شده ✅ + اصلا خبر داری بابام هر هفته ، با چند میلیون وون حساب مامانتو پر می‌کنه ! _ خب میگی چیکار کنم ؟ + کمترین کاری که میتونی برای تشکر از بابام انجام بدی اینه که حداقل سوراخ پسرشو پر کنی ، درست نمیگم مین شوگا ؟ +18 🫦 SMUT💦 کاپل اصلی : یونمین
MR.Queen | یونمین  by ladykoalla
ladykoalla
  • WpView
    Reads 27,912
  • WpVote
    Votes 3,752
  • WpPart
    Parts 36
"پایان یافته" خب راسیتش من نه به جادو باور داشتم، نه به تناسخ و این چرت و پرتا! هنوزم باورم نمیشه همچین چیزی اتفاق افتاده و من، پارک جیمین اعظم از تناسخ روح یه دختر، که از قضا قراره ملکه امپراطور توی دهه‌ای بوق بشه، باشم و بعدشم یهو خر پس کلم بزنه و قول محافظت از اون هیولای دوسر رو به خودم بدم . بیشتر از همه از خودم عصبانیم؛ بلاخره چه‌کنم؟ خود کرده را تدبیر نیست. اینجا فقط بخشی از بدبختیا و بدشانسی‌هایی که توی عمرم کشیدم رو میخونید و بعد به این پی‌میبرید که چقدر خوشبختید. ژانر: طنز، روزمره، فانتزی، تاریخی، هپی‌اند کوالا ~♡~:(این فیکشن فقط الهام گرفته شده از آقای ملکه است و اتفاقات داخل داستان کاملا باهاش فرق داره.)
TENSION🍷(vkook) by seta8603
seta8603
  • WpView
    Reads 239,951
  • WpVote
    Votes 21,053
  • WpPart
    Parts 40
تَنِش . ( از اسم فیک مشخصه ، کسانی که اعصابشو ندارن نخونن ⭕️) کیم وی،مرد به شدت پرنفوذی که ممکنه هرکاری ازش سر بزنه و همین دلیلی میشه که همسرش جئون جانگکوک ازش طلاق بگیره ، اونم با یه بچه .... چون قبل ازدواج کاملا سنتی و بدون شناختشون هیچ ایده ای راجب اخلاق و شغل همسرش نداشت و بعد ازدواج که متوجه این موضوع میشه نمیتونه کنار بیاد . اما تهیونگ نمیزاره جانگکوک بچشو ببینه مگر اینکه هربار .... ******* "میخوام بیام بچم رو ببینم ، بومیگیرم سیگارتو خاموش کن" دست زیر گلوم گذاشت "تو که قرار نیست دیگه ببینیش ! نگران نباش" مسخ شدم " یعنی چی ؟!" گلومو کمی فشار داد " یعنی دیگه به پامم بیوفتی ؛ نمیزارم دستت به دخترم برسه" خواستم چیزی بگم که ولم کردو پشت چشم های بهت زدم اتاقو ترک کرد . *** روند اپ : نامنظم ⭕️ فیک حول محور سال ۱۹۹۹_۲۰۰۲ میلادی میچرخه. Happy end ❗️ Gener: omegavers ، emotional ،romance ،Angst، drama Couple: vkook ،....... Setayesh* ❗️این اولین تجربه داستان نویسیمه و قطعا مشکلاتی داره‌ ولی ممنون که انتخوابش کردی
GodFather by Ma_gpo
Ma_gpo
  • WpView
    Reads 140,332
  • WpVote
    Votes 18,935
  • WpPart
    Parts 14
[Completed] "ارباب جوان، یک پسربچه یتیمه؟!" سال نو مبارککک🎊 توی سیزده روز تعطیلات عید هر روز یک پارت از این مینی فیک آپ میشه.*-*