جدید
36 stories
دشت نعناع | Mint Field by Farahforogh
Farahforogh
  • WpView
    Reads 6,492
  • WpVote
    Votes 983
  • WpPart
    Parts 25
در سال های 1860 میلادی، دو کشور بزرگ ایندا و لانتن سالیان سال باهم در جنگ و خون ریزی به سر میبردند. تا اینکه پادشاه لانتن پیشنهادی بزرگ داد: "ازدواجی بین ولیعهدم، پسرم مین یونگی، و دختر پادشاهی ایندا صورت بگیرد تا جنگ با پیوند تمام شود." این پشنهاد بزرگ و بی نظیری بود! اما پادشاه ایندا دختری نداشت، پس پسر کوچکش، پارک جیمین را که در تمام ایالات به زیبایی زبان زدش معروف بود را به عنوان عروس به لانتن فرستاد. مین یونگی که در ان موقع هجده سال بیشتر سن نداشت، از لانتن فرار کرد و به سرزمینی دوردست در ان سوی جهان رفت و زندگی جدیدی را به تنهایی آغاز کرد. . . اما چه میشد که بعد از بیست سال مین یونگی تمام سرمایه زندگی اش را از دست بدهد و مجبور شود به لانتن بازگردد؟ و در لانتن غریبه ای آشنا را ببیند؟. کاپل اصلی: یونمین کاپل فرعی: ؟ ژانر: عاشقانه، رومنس، درام، سلطنتی
Mistress of the master/معشوقه ارباب by jeon_jehowa
jeon_jehowa
  • WpView
    Reads 9,238
  • WpVote
    Votes 1,315
  • WpPart
    Parts 20
اسم : معشوقه‌ ارباب🍒✨️ ژانر: تاریخی / اسمات / طنز / عاشقانه.... من خودمو نفرین کردم....باورم نمیشه!!! اون نفرین لعنتی مسیر زندگیم عوض کرد. همه چیز از اون کتاب شروع شد ولی من اون نفرین دوست دارم...نفرین دوست داشتنی من. این منم...من یک نفرینم.....من معشوقه اربابم. . . جین متوجه لبخندی که روی لباش شکل گرفته بود شد دستاش برای لمس پسر پایین برد و کنار گوشش با صدای بم زمزمه کرد +وقتشه برگردی خونه جینی کاپل اصلی: تهجین فرعی: یونمین فیکشن شامل سفر در زمانه و اسمات هم داره و فقط از اسم اعضا استفاده شده و داستان هیچ ارتباطی به زندگی شخصی اعضا نداره🎀
Agnosthesia by Senior_yuheng
Senior_yuheng
  • WpView
    Reads 20,252
  • WpVote
    Votes 3,111
  • WpPart
    Parts 51
یونگی به گیسوان سفیدش چنگ زد و درحالی که قطره اشکی از روی بیچارگی از پلکش چکیده بود فریاد زد: "به چی قسم بخورم تا باورم کنی؟ به اعتماد از بین رفتت؟ به جون خواهرم؟ به روح پسرمون؟ به خون پایمال شده ی مردمم؟ به کدوم خدا پناه بیارم تا باورم کنی؟" هوسوک چانه ی اورا محکم در دست گرفت و به چهره ی رنگ پریده و بیمارش زل زد.بوسه ای خشن را شروع کرد، بوسه ای که ترس و درد را به دل امگا مینداخت. آلفا آنقدر بوسه را ادامه داد تا طعم گس خون، دهان جفتشان را پر کند. از او فاصله گرفت و غرید: "باور داشتن به تو، آخرین چیزیه که درون وجودِ سوختم می تونی پیدا کنی لادا!" ᨏᨐᨓ ᨓᨐᨏ کاپل اصلی:سپ(هوسوک تاپ) کاپل فرعی: وانگشیان ژانر:امگاورس،تاریخی،امپرگ،رمنس،درام نویسنده:یوهنگ
{ Deaf mute }KOOKV by ah_fiction
ah_fiction
  • WpView
    Reads 59,160
  • WpVote
    Votes 4,866
  • WpPart
    Parts 14
اگر عاشق امگاورس هستی این فیک واسیه تو عه پایان یافته📍 ژانر : امپرگ - امگاورس - اسمات - هپی اند خلاصه جونگ کوک 37 ساله بعد از مرگ جفتش به این فکر کرد که بچه نداره پس بهتره که زودتر واسه خودش یه جفت پیدا کنه تهیونگ امگای زیبا و دلربا بایه مشکل بزرگ سیع داره که از خودش و پدر فلج و مادر پیرش مراقبت کنه
Back to Blue Side | BTBS | Kookv by ItsHumoon
ItsHumoon
  • WpView
    Reads 274,165
  • WpVote
    Votes 46,520
  • WpPart
    Parts 48
هفت سال از ازدواج تهیونگ و جونگکوک میگذره.شب تولد 29 سالگی تهیونگ، شبی‌ـه که تصمیم میگیره به زندگیش پایان بده و جونگکوک رو برای همیشه تنها بزاره. ______________________________________ "انگار لحظات ارزشمندش مثل سنجاقک‌های بهاری به سرعت از توی هوا می‌گذشتن و اگه میخواست اون‌ها رو بگیره و مزه مزه‌شون کنه، باید بلندتر پرواز میکرد." - اما آخه عزیزم! عزیزم! عزیزم! - بو کن منو، بوی تورو میدم... - بوی - تورو - می - دم. ژانر : انگست،رمنس،روان‌شناختی ،اسمات،معمایی کاپل : کوکوی نویسنده : Humoon (سارای) رده‌ی سنی : 14+ _ با الهام گرفتن از افسردگی شروع : 1400/09/10 پایان : 1401/05/19
For you | sope by sokigirl7
sokigirl7
  • WpView
    Reads 9,290
  • WpVote
    Votes 2,259
  • WpPart
    Parts 22
-عجیبه... هر بار جون رئیس مین به خطر می‌افته، انگار عقل از سر هوسوک می‌پره. بدون یه لحظه فکر کردن، حاضره جونشو براش بده. +همه‌مون همینیم احمق. این شغل ماست، یادت رفته؟ -نه... برای هوسوک فرق داره. برای اون، این فقط یه شغل نیست. هوسوک بی‌رحم‌ترین بادیگارد یونگیه؛ کسی که همه ازش حساب می‌برن، هیچ‌وقت پا پس نمی‌کشه و از هیچ‌کس نمی‌ترسه. البته هر بار یونگی وارد اتاق می‌شه، زانوهاش یه لحظه سست می‌شن... ولی خب، اینو دیگه لازم نیست کسی بدونه. بعد از مرگ پدر و مادرش حینِ خدمت به خانواده‌ی مین، هوسوک توی همون عمارت بزرگ می‌شه. با شیطنت‌ها، پررویی‌ها و سماجت‌های همیشگیش، کم‌کم برای خودش توی فکر و دل یونگی جا باز می‌کنه. تا اینکه یه اتفاق، همه‌چی رو زیر و رو می‌کنه.
My Alpha ~|| Sekai, Chanbaek Au by _bunisa
_bunisa
  • WpView
    Reads 4,041
  • WpVote
    Votes 1,043
  • WpPart
    Parts 26
جونگین در حالی که با همه وجودش از آلفاها نفرت داشت، بچه یک آلفا رو توی شکمش حمل می‌کرد. فراتر از اون، پدر بچه، سهون، با وجود اینکه چیزی در مورد بچه نمی‌دونست، نهایت تلاشش رو می‌کرد تا جایی توی زندگی‌اش پیدا کنه. پس، جونگین چقدر دیگه می‌تونست در برابر مهربون‌ و فهمیده‌ترین آلفایی که تا به حال در زندگی‌اش دیده بود، مقاومت کنه؟ ----❦ 𝘰𝘯 𝘨𝘰𝘪𝘯𝘨 𖦹 ɴᴀᴍᴇ: آلفای من 𖦹 ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: سکای، چانبک 𖦹 ᴜᴘ ᴅᴀʏ : شنبه‌ها 𖦹 ɢᴇɴʀᴇ: امگاورس، ماوراطبیعه، عاشقانه، امپرگ 𖦹 ᴇɴᴅɪɴɢ: هپی 🥇 In #Sekai
MY HUMAN by KOOKIE_FOR_ME
KOOKIE_FOR_ME
  • WpView
    Reads 4,633
  • WpVote
    Votes 621
  • WpPart
    Parts 5
« زمانی که غرق خوابم...یک‌نفر من رو میبوسه و برهنه م میکنه» Couple: vkook Genre: Lovely. Super natural. Angst. Smut. M preg.
Deadly human weapon
 by nana_bl_navel
nana_bl_navel
  • WpView
    Reads 258,656
  • WpVote
    Votes 41,824
  • WpPart
    Parts 86
بخشی از فیک: امگای مذکر باردار بود! برای امگای بیست ساله ای که نه مارک شده، نه ازدواج کرده، نه حتی دوست پسر و پارتنر دارد، این یک رسوایی ویران کننده محسوب میشد، daedly human weapon خلاصه: امگای جوان به قصد تحمل درد خیانتی که بهش شده برای مست کردن به بار میره و این مستی به درگیری با یک گروه گنگستر خطرناک، و بارداری ناخواسته و رشته اتفاقاتی که سرنوشتش رو به طور کامل تغییر میده ختم میشه... . نام فیک: سلاح کشتار انسانی . ژانر:درام/ عاشقانه/ امگاورس/امپرگ . کاپل: kookmin / namjin/supe 🎖 bts 🎖jongkook
𝗛𝗶𝘁𝗹𝗲𝗿 by lXyukiXl
lXyukiXl
  • WpView
    Reads 2,275
  • WpVote
    Votes 241
  • WpPart
    Parts 27
「پایان یافته」 هیتلر دوباره برگشته! قاتلی که پس از دو سال دوباره ذهن پارک جیمین، افسر پلیسی از دایره جنایی که روی این پرونده کار میکنه رو درگیر کرده، با این تفاوت که این بار شخص جدیدی قراره تو حل این پرونده بهش کمک بکنه، جئون جونگ‌کوک. اون‌ها تمام تلاششون رو میکنن، اما زمان زیادی ندارن؛ باید تا قبل از مهمونی، هیتلر رو پیدا کنن! هیتلر؟! هیتلر کیه؟ سوالی که ذهن همه رو به خودش درگیر کرده؛ شاید زمان تنها چیزیه که میتونه هویت اون رو مشخص کنه... 𝘼𝙐𝙏𝙃𝙊𝙍: 𝘠𝘶𝘬𝘪 𝙂𝙀𝙉𝙍𝙀: 𝘙𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦, 𝘈𝘯𝘨𝘴𝘵, 𝘊𝘳𝘪𝘮𝘦, 𝘔𝘺𝘴𝘵𝘦𝘳𝘺, 𝘴𝘮𝘢𝘳𝘵 𝙎𝙩𝙖𝙩𝙪𝙨: 𝘌𝘯𝘥 𝟮𝟬𝟮𝟮