wangyibooxiao
𝑰 𝑾𝒂𝒏𝒕 𝑻𝒐 𝑩𝒓𝒊𝒏𝒈 𝑺𝒐𝒎𝒆𝒐𝒏𝒆 𝑻𝒐 𝑮𝒖𝒔𝒖❤️
🩵𝑇𝑦𝑝𝑒: 𝑊𝑎𝑛𝑔𝑋𝑖𝑎𝑛
📖𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒: 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒, 𝐴𝑛𝑔𝑠𝑡
🌙میخوام کسی رو به گوسو بیارم
در میان دیوارهای سفید و بامبوهای خاموش گوسو، پسر جوانی زندگی میکرد که یاد گرفته بود چطور در سکوت نفس بکشد. لان وانگجی، پسر دوم خاندان لان، کسی که دنیا را با کمترین کلمه میفهمید. او از حرف زدن میترسید؛ چون هر واژه برایش یادآور آخرین صدایی بود که از مادرش شنیده بود.
در آنسوی دیگر، در کوچههای خیس یولینگ، پسر دیگری میخندید؛ اما نوری در چشمهایش دیده میشد که هیچ گدایی نداشت. او ووشیان بود؛ پسرکی که یاد گرفته بود زندگی را با پوست هندوانه هم جشن بگیرد.🐇
روزی در میانهی جشن، در ازدحام و خنده، دو نگاه کاملاً نابرابر با هم تلاقی کردند. یکی ترسیده و گرسنه، دیگری آرام و بیاحساس؛ اما با دلی که ناگهان لرزید.
«میتونی بخوریش...» صدای تمسخر دیگران در هوا پیچید و درست همانوقت، دستی از میان جمع آرام، خونسرد، با تکهای هندوانه بیرون آمد. آن روز هیچکس نفهمید که آن پسر سفیدپوش پس از مدتها سکوت، آن شب با صدایی گرفته گفت: «میخوام کسی رو به گوسو بیارم.» و از همان جمله، همهچیز تغییر کرد.