Never click suspicious links
Reminder: Wattpad will never ask for passwords, payment information, or other sensitive account security details.
Crime,mystery and whodunnit
35 stories
Cancer by REDneonlight
REDneonlight
  • WpView
    Reads 38,917
  • WpVote
    Votes 9,224
  • WpPart
    Parts 20
"بکهیون... محض رضای خدا. من می‌دونم که از زندگی چه‌چیزی میخوام. اینکه تو رو داشته باشم، خب؟ اما تو... تو نمی‌دونی. نمی‌دونی چه‌چیزی میخوای. از زندگی، من، حتی خودت! بهم میگی ازدواج کنم و بعد بابتش بازخواستم می‌کنی. من رو می‌بوسی و روز بعد میگی که عشقم احمقانه‌ست. ازم میخوای تمومش کنم و بعد شاکی میشی که چرا ازت دوری کردم... داری من رو به جنون می‌رسونی. داری کاری می‌کنی که از دستت خودم رو خلاص کنم، بکهیون!" [CHANBAEK × KAIHUN] [Angst × Slice of life]
The Mad Hatter by REDneonlight
REDneonlight
  • WpView
    Reads 20,913
  • WpVote
    Votes 4,918
  • WpPart
    Parts 30
گربه دست راستش را تکان داد و گفت: در این سمت یک کلاهدوز زندگی می‌کند، و در آن سمت یک خرگوش. هرکدام را که ببینی دیوانه‌اند. آلیس گفت: ولی من دلم نمی‌خواهد به سراغ افراد دیوانه بروم. گربه گفت: اوه! شما چاره‌ای ندارید. اینجا همه‌ی ما دیوانه‌ایم. "این فن‌فیکشن ادامه داده نخواهد شد." [CHANBAEK × KAIHUN] [Surreal × Psychological]
Quixotic by evie_TM
evie_TM
  • WpView
    Reads 19,965
  • WpVote
    Votes 3,587
  • WpPart
    Parts 81
بهش میگفتن کیشوتیک! یک مرد آرمانگرا و خیالپرداز که رهبر پایین‌شهری‌های لندن شده بود. مردی که دست به جنایت زد تا عدالت رو با چنگ و دندون حفظ کنه. اون آرمانشهری ساخته که مردمش هنوز برای دسترسی به منابع طبیعی و انسانی به بالاشهری‌ها نیازمندن. رهبر پایین‌شهری‌ها هرگز اجازه نمیده مردمش با جامعه‌ای تعامل داشته باشن که توش تمامیت‌خواهی و تحریف بیداد میکنه. کیشوتیک برای رسیدن به اهدافش دیوانه‌وار جنگیده. اون در واقع تصور میکنه که با حذف و پاکسازی سیاستمدارهای لندن، می‌تونه دنیا رو به جای بهتری تبدیل کنه. ~~~~~~~~~~~~~~~ - من از اول داستان به اینجا تعلق نداشتم. من فقط یه خلبان نیروی هوایی ساده بودم که رویاهام به آسمون‌ها و پرواز کردن خلاصه شده بود، نه به تبدیل کردن دنیا به جایی بهتر. من از اول به چشم مردم خاص به نظر نمیومدم. ولی یه خلبان معمولی هم میتونست چنین بلندپردازی‌هایی رو درباره‌ی تغییر دادن دنیا داشته باشه اینطور نیست؟ من حتی قبلاها برای عاشق بودن خیلی شجاع نبودم. نه به اندازه‌ی حالا. الآن انقدری شجاع هستم که عاشقت باشم بکهیون. Fiction Name: Quixotic Genre: Dystopian Fiction, Criminal, Angst, Drama, Romance, Smut, R Couple: Chanbaek, Baekyeol Status: On going~ روزهای اپدیت: پنجشنبه By Evie Frye~
collection of living corpses  by eoolaroayy
eoolaroayy
  • WpView
    Reads 694
  • WpVote
    Votes 86
  • WpPart
    Parts 6
«چند درجه سیاه تر از سیاهی موهاش و چند درجه سرد تر از سردی دست هاش.یه جسد با چشم های باز و دیگری با چشم های بسته.غرق شده در رودخانه ای از خون یا خفه شده توسط انبوهی از دروغ ها.هزاران پله بالاتر از بستر لاشه های هرزه ولی فضایی غرق در بوی گوشت پوسیده و مغزهایی نئشه.دو جسد با دست هایی درهم قفل شده.» •فیک:کلکسیون اجساد زنده •ژانر:رمنس،درام،جنایی،انگست •کاپل اصلی:بکیول|چانبک •رده سنی: 🔞 *هشدار* این فیک پر از صحنه های خشونت آمیز ،قتل ،صحنه های جنسی ،بیماری ها و ... است.
EGO by CynthiaPaul2002
CynthiaPaul2002
  • WpView
    Reads 42,715
  • WpVote
    Votes 10,470
  • WpPart
    Parts 27
ایگو به معنی «خود» 𖤐⃟🕸️Fɪc: EGO 𖤐⃟🕸️Gᴇɴʀᴇ: Cʀɪᴍɪɴᴀʟ, Rᴏᴍᴀɴᴄᴇ, Aɴɢsᴛ, Smut, 𖤐⃟🕸️Cᴏᴜᴘʟᴇ: CʜᴀɴBᴀᴇᴋ
My Heaven Is In The Middle Of Hell by Emil_fiction
Emil_fiction
  • WpView
    Reads 27,340
  • WpVote
    Votes 6,048
  • WpPart
    Parts 66
[My heaven is in the middle of hell ] [بهشت من وسط جهنم][کامل] قرن نوزدهم شهر کوچیک و روستا مانند نزدیک نیویورک! قاتلی که بی رحمانه مردم شهر رو به طور مخفیانه میکشه . جسد اونا در حالی پیدا میشه که خنجر تیزی تو قلبشون فرو رفته و دو تا چشماشون از حدقه در اومده . طوری که انگار اصلا چشمی وجود نداشته . اون قاتل کیه و قصدش از کشتن مردم چیه ‌𖥔 ִ ་ ָ࣪ 𓂃 𓂃 ۪ پارک چانیول ، بازرس و کاراگاه موفق و ساکن در نیویورک. به خاطر اعتراض به دادگاه نیویورک به اون شهر فرستاده میشه تا بتونه معمای قاتل مرموز رو حل کنه . اون میتونه این کارو با موفقیت انجام بده ؟ یا اینکه اونجا درگیر چیزی میشه که هرگز فکرشو نمی کرده؟ پارک چانیول باید دنبال راه فرار از اون شهر بگرده یا دنبال راهی برای موندن؟ باید آرزوی مرگ بکنه یا آرزوی لحظه ای زنده موندن؟ ‌ ִ ་ ָ࣪ 𓂃 𓂃 ۪ Genre:رمنس ، درام ، جنایی ، انگست، راز آلود Couple:چانبک Writer:Emil 🚫این فیکشن ماورایی،تخیلی، خون‌آشامی نیست🚫
𝐶𝑜𝑙𝑙𝑒𝑐𝑡𝑖𝑜𝑛 ᵒⁿᵉˢʰᵒᵗ by Haratahug
Haratahug
  • WpView
    Reads 1,762
  • WpVote
    Votes 287
  • WpPart
    Parts 1
~وانشات •عنوان | کلکسیون •کاپل | کایهون •ژانر | جنایی، مافیایی، اسمات •نویسنده | haratahug/هارا همه چیز به شلیک یک گلوله وابسته است. هدفی متغیر و تصمیمی دشوار. کلکسیون از بین می‌رود یا کلکسیونر؟! هدف گیرنده یا هدف؟!
༺ 𝕭𝖑𝖆𝖈𝖐 𝕳𝖊𝖆𝖗𝖙𝖊𝖉 ༻ by BIueCloud
BIueCloud
  • WpView
    Reads 30,765
  • WpVote
    Votes 5,356
  • WpPart
    Parts 20
─بکهیـون بعـد از سـه‌سـال به کـره برمیـگرده، بی‌خبر از این کـه کسـی‌کـه تو عمـارت پـارک منتظرشه چانیـول نیسـت، بلکـه همسـر سابقـشه کـه هنـوز طعــم شیــرینِ تنـش‌رو زیـر دندون‌هاش نـگه داشتــه.🍻 🛇هشدار🛇 قبل از شروعِ این بوک، فصل اول شو کامل بخونید! ༆𝓝𝓪𝓶𝓮: Black Hearted ༆𝓖𝓮𝓷𝓻𝓮: انگست، روانشاسی، اسمات، عاشقانه، برشی از زندگی، جنایی ༆𝓒𝓸𝓾𝓹𝓵𝓮: چانبک، کریسیول، سهبک ༆𝓐𝓾𝓽𝓱𝓸𝓻: 𝑩𝒍𝒖𝒆𝑪𝒍𝒐𝒖𝒅☃︎ ༆𝓢𝓽𝓪𝓽𝓮𝓶𝓮𝓷𝓽: #Full ༆𝒜𝓰𝓮𝓼: +18
THE RASHOMON EFFECT by LITHINKS
LITHINKS
  • WpView
    Reads 7,619
  • WpVote
    Votes 1,182
  • WpPart
    Parts 8
" اثر راشـومـــون " «ما در دو خاندان متفاوت به دنیا اومدیم. خاندان‌هایی که طی قرن‌ها فقط دشمنی کردن. هیچکس حتی تصور نمی‌کرد که روزی نشانِ حضور روح تقدیر روی مچ دستانمون نمایان بشه، سوزان و غیرمنتظره، اعلام‌کننده‌ی یک حقیقت هولناک. جفتی که الهه ماه برای من برگزیده، بزرگ‌ترین دشمن خاندان منه!» . MAIN COUPLE: SEKAI. . SIDE COUPLE: SEBAEK. CHANKAI . GENRE: MYSTERY. FICTIONAL. ROMANCE. POLITICAL. . RATE: +18 . ONGOING FAN FICTION . SINCE: 28 NOV 2024 «این فیکشن تا پایان تابستان، آپدیت نخواهد شد.»
Paralian. by polargreen
polargreen
  • WpView
    Reads 147,752
  • WpVote
    Votes 42,267
  • WpPart
    Parts 119
کامل شده در فوریه ۲۰۲۴. Paralian: One who lives by the sea. پارالیان: کسی که کنارِ دریا زندگی می‌کند. Genre: Romance, Criminal, Angst, Smut, Psychological. Couples: Chanbaek, Vkook, Krisyeol, other چانیول پسرِ روستاییِ ساده که حتی گرایش‌اش رو هم درست نمی‌دونه، بکهیون، پسرِ رئیس جمهورِ آینده‌ی کره‌جنوبی رو ملاقات می‌کنه و دیدارش، بزرگترین آسیب‌ها رو براش به همراه داره. چی میشه اگه سرنوشت بعد از چندسال اون‌ها رو کنار هم قرار بده درحالی که چانیول برای حفظ تمام‌ِ دارایی‌ش مجبور میشه با بکهیونی که حالا دانشجوی فلسفه‌ست و تبدیل به تاریک‌ترین فردِ زندگی‌ش شده ازدواج کنه؟ تهیونگ، مهندسِ پزشکیِ منزوی‌ای که آرامشش رو توی دستهای پسرِ موقرمز و سرخوش پیدا می‌کنه، هیچ‌وقت حاضر به اعتراف می‌شه یا گذشته‌اش همیشه جلوتر از خودش حرکت می‌کنه؟؟