درحـال آپ
37 stories
𑁍᪥Spiraea𑁍᪥ by fujinsasha
fujinsasha
  • WpView
    Reads 137,304
  • WpVote
    Votes 25,907
  • WpPart
    Parts 54
بکهیون علی‌رغم سختی‌ها امگای خوشبختی بود. تو یه محله قدیمی و صمیمی به همراه برادر کوچیک‌ترش زندگی میکرد و توی زندگیش فقط دنبال یک چیز بود، آرامش. منتظر بود آلفایی که از نوجوونی به‌همدیگه علاقه داشتن بهش پیشنهاد بده تا جورچین خوشبختی ناچیزش، کامل بشه. ولی همه‌چیز شروع به دگرگونی کرد و به ویرانی رسید وقتی رفتار نامزدش عجیب شد و سروکله آلفایی با عطر سدار لبنانی تو زندگیش پیدا شد... . . ‌. اسم: اسپیریا᪥𑁍 کاپل‌ها: چانبک، هونهان، چانگمین&تهیانگ ژانر: امگاورس، رومنس، درام، مافیایی (محدودیت سنی +18🔞) نویسنده: #SASHA
•• Supreme ••  by SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    Reads 579,717
  • WpVote
    Votes 143,519
  • WpPart
    Parts 99
آلفاها همیشه نژاد برتر بودن. این یه اصل بود. همه این رو می‌دونستن. اما اگه این جایگاه همیشگی توسط یه نژاد دیگه تکون بخوره دنیا چه شکلی میشه؟ ♟ • فیکشن : #Supreme ♟ • کاپل‌ها : چانبک.ویکوک.کایسو ♟ • ژانر: امگاورس. درام. رمنس ♟ • محدودیت سنی : 🔞 ♟ • نویسنده : @SilverBunny 🐰
Alora by sabaajp
sabaajp
  • WpView
    Reads 93,247
  • WpVote
    Votes 16,331
  • WpPart
    Parts 36
آلورا ژانر: فانتزی، امگاورس، ازدواج اجباری، رومنس، اسمات🔞 کاپلها: چانبک، هونهان ************************************************ خلاصه: ازدواجی که میتونست دو خانواده رو به هم پیوند بده اونقدر براشون مهم بود که تحت هیچ شرایطی نمیخواستن عقب بکشن. به همین خاطر زمانی که دختر بتای آقای بیون یک روز قبل از مراسم ازدواجی که از پیش براش تعیین شده بود فرار کرد، بیون بکهیون، پسر بیچاره و امگای اون خانواده مجبور شد به جای خواهرش در جایگاه قرار بگیره و با تن دادن به ازدواج با پسر عجیب و مرموز آلفای خانواده‌ی پارک، خانواده‌ی خودش رو از رسوایی و خطر ورشکستگی نجات بده. بکهیون امگای بیست ساله و خوش اخلاقی که ماه های آخر کارآموزیش رو در یکی از کمپانی های تفریحی بزرگ کره میگذروند هیچ زمان فکرش رو نمیکرد که فقط چند روز قبل از دبیو به عنوان آیدل نسل جدید کیپاپ مجبور شه پا به زندگی مردی بذاره که باعث نابودی رویاهاش شده بود. مردی که حالا اون رو به عنوان یک هیولا میدید. هیولایی به اسم پارک چانیول... ******************* 🌸 𝕨𝕣𝕚𝕥𝕖𝕣'𝕤 𝕔𝕙𝕒𝕟𝕟𝕖𝕝 :@𝚜𝚊𝚋𝚜𝚊𝚋_𝚒𝚗𝚏𝚎𝚛𝚗𝚊𝚕🌸
𝑻𝒉𝒆 𝑪𝒍𝒐𝒖𝒅𝒚 𝑶𝒏𝒆 ~ⱽᵏᵒᵒᵏ by AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    Reads 30,379
  • WpVote
    Votes 7,858
  • WpPart
    Parts 14
- پسر وزیر اقتصاد یه آلفای قاتل رو توی خونه‌ش قایم کرده! اگه این خبر به دست بابام برسه قبل از اینکه سلاخیم کنه سکته میکنه! تهیونگ نگاهی به داخل پاکتِ خالی چیپس کرد: - پس قرار نیست سلاخی بشی امگا، این که خیلی خوبه! ژانر: امگاورس☁️ عاشقانه🪶 اکشن🐇 پایان خوش☃️ انگست❄️ و طنز🍦 روز های عاپ: سه شنبه شروع: یکُم خرداد هزار و چهارصد و چهار پایان: -
『𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑬𝒏𝒇𝒐𝒓𝒄𝒆𝒓』 by Andras_Town
Andras_Town
  • WpView
    Reads 2,772
  • WpVote
    Votes 665
  • WpPart
    Parts 13
«ژنرال پارک چانیول، مردی با اراده‌ای آهنین و قلبی پر از امید، سال‌ها از عمرش رو صرف خطرناک‌ترین ماموریت زندگیش میکنه:یافتن همسرش، بیون بکهیون. در این مسیر پر از چالش و ماجرا، او با دشمنان سرسخت و تله‌های مرگبار روبرو شده، اما هیچ گاه از هدفش دست نکشیده آیا عشق او به بیون بکهیون، که همچون نوری در دل تاریکی می‌درخشه ، می‌تونه اون مرد رو به پیروزی برسونه؟» توجه❗️ این فیکشن در ادامه فن فیکشن «انفورسر» نوشته شده 𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐄𝐧𝐟𝐨𝐫𝐜𝐞𝐫 ɢᴇɴʀᴇ: ᴀᴄᴛɪᴏɴ, ᴍᴀғɪᴀ, ᴀɴɢsᴛ, ᴅᴀʀᴋ ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ, sᴜᴘᴇʀɴᴀᴛᴜʀᴀʟ ᴀᴜᴛʜᴏʀ: ᴍᴀsᴛᴀɴɪ ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᴄʜᴀɴʙᴀᴇᴋ, ʜᴜɴʜᴀɴ ᴀɢᴇ ʀᴇsᴛʀɪᴄᴛɪᴏɴ: +18
ZIMA by Linlin_baek
Linlin_baek
  • WpView
    Reads 67,082
  • WpVote
    Votes 11,281
  • WpPart
    Parts 50
آدما همونطور که یهویی وارد خط فرضی ای که دورت کشیدی میشن، همونطور یهویی هم بار و بندیلشون رو میبندن و جوری ناپدید میشن که انگار هیچ وقت نبودن... یکی تو بهار و زیر شکوفه ی درختا یکی تو تابستون و زیر نور تند خورشید یکی تو پاییز و خیابون هایی که بارون خیسشون کرده و سنگدل ترینشون تو برف ... با اولین برف زمستون رفت و منو با غم نبودنش تنها گذاشت. Couple: Chanbaek/Baekyeol •••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••• Genre: Romance, Omegaverse, Fluff, Forced Marriage, Smut ZIMA: در زبان روسی به معنی زمستان.
Vɪᴏʟᴀᵏᵒᵒᵏᵛ by AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    Reads 12,510
  • WpVote
    Votes 2,413
  • WpPart
    Parts 14
توصیف زندگی توی دنیای ویولا، سه کلمه بود: خاکستر، برف، خون - داری برای مجازاتت بهم ایده میدی؟ جونگکوک فشارش رو از روی کتف های پسر کم کرد: - اونقدر ازت عصبانیم که نمیدونم باهات چیکار کنم ویولا. هیچ کس حتی نمیدونست تو چجوری از قصر رفتی. بار ها آدم فرستادم دنبالت ولی تو یاد گرفتی به اسم آدم های دیگه رستوران بزنی.. نه؟ نمیخواستی من رو ببینی. کم کم قلب تهیونگ داشت پر از غصه میشد. اشک به گوشه چشمش اومد و با پلک زدن هم برنگشت سرجاش. لبش لرزید: - اینطور نیست! * * * - سیب دوست داری ویولا؟ - سیبی که تو برام بچینی، شاهزاده. ژانر: کوکوی🥂تاریخیِ اروپایی🏰 عاشقانه🌨 انگست🌼ماجراجویی⚔️ Start: 10.10.1403 End: ?
ᥣᥱ𝗍𝗍ᥙᥴᥱ𓆏ᵛᵏᵒᵒᵏ by AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    Reads 74,007
  • WpVote
    Votes 16,237
  • WpPart
    Parts 21
کیم تهیونگ دیگه اون بچه دماغوی قدیم نیست ولی متاسفانه جئون جونگکوک هنوز هم فکر میکرد میتونه اون موجود نی‌نی و کیوت رو توی وجود تهیونگ پیدا کنه🍀 ژانر: طنز🥬عاشقانه✨️خونوادگی🧃روزمره🥢پایان خوش🍌 کاپل: ویکوک 开始:1403/11/07 结束:还没有
𝓣𝓱𝓮  APRIL by AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    Reads 11,518
  • WpVote
    Votes 2,351
  • WpPart
    Parts 9
زیباییِ آوریل فقط برای همون ماه بود. چون جونگکوک چیزی جز سرما حس نمیکرد. ژانر: بریتانیا🇬🇧 عاشقانه🍁 سرد و بارونی🌧 انگست☔️ و زندگی روزمره🎳 مسائل ازدواج🕰 پایان خوش🐦‍⬛ کاپل: ویکوک
LENORA ✧ by ByunHera6104
ByunHera6104
  • WpView
    Reads 41,602
  • WpVote
    Votes 6,086
  • WpPart
    Parts 50
خلاصه؛ وقتی دو روح زخمی به‌هم میرسن، اونجاست که عشق معنا پیدا میکنه... داستان عشق بین دو روحِ آسیب دیده، دو جسم و شخصیت کاملا متضاد... دو نفر که قهرمان و نور زندگیِ هم شدن. پارک چانیول، قهرمان ملیِ موتورسواری و بیون بکهیون، بهترین جراح آینده‌ی سئول. ✵✵✵ "من لنورام. اون اینطوری صدام میکنه و این رو حتی از اسمم هم بیشتر دوست دارم. اون قهرمانمه و میگه من نور زندگیشم. اما چندوقته که حالم اصلا خوب نیست... میشه... میشه لطفا بهش بگید ترکم نکنه؟ بهش بگید که اگه اینطوری بره، لنوراش برای همیشه خاموش میشه. من از تنهایی و تاریکی میترسم..." ✵✵✵ لنورا؛ به معنی باریکه‌ی نوری که در اعماق تاریکی نمایان میشه. ✨کاپل‌ها﹕چانبک ⋆ کایسو ✨ژانر﹕اکشن ⋆ انگست ⋆ رمنس ⋆ درام ✨محدودیت سنی: +18 ✨نویسنده﹕ Hera ✨ادیتور﹕Loey -برای اطلاع از روند آپ، در چنل زیر داخل تلگرام جوین بشید ❗ @VersionsOfCB