✴❆سرزمین رویاها❆✴
36 storie
Hello stranger di ByunAbner
ByunAbner
  • WpView
    LETTURE 406
  • WpVote
    Voti 44
  • WpPart
    Parti 4
" هیچوقت فکر نمیکردم یک غریبه بتونه مادامی که داره از زندگی کسل کننده و مسخره‌ام دورم میکنه بیشترین آسیب رو بهم بزنه؛ اون این کار رو کرد. عجیب و غریب بود؛ اما تونست بیدارم کنه. تونست از من یک عاشق بسازه. " Couple: Sebaek Genre: Dram | Romance
𝗦𝘁𝘂𝗯𝗯𝗼𝗿𝗻 𝗗𝗮𝗱𝗱𝘆𝘀ᵃᵘ - ᵏᵒᵒᵏᵛ di yelital
yelital
  • WpView
    LETTURE 218,475
  • WpVote
    Voti 31,529
  • WpPart
    Parti 27
𝙊𝙢𝙚𝙜𝙖𝙫𝙚𝙧𝙨 - 𝙍𝙤𝙢𝙖𝙣𝙘𝙚 - 𝘾𝙤𝙢𝙚𝙙𝙮 - 𝙁𝙡𝙪𝙛𝙛 - بابای من آلفاست، قربونش برم خیلیم خوشتیپه. بابای تو هم به عنوان یک امگا چیزی از زیبایی کم نداره، در نتیجه... + صبر کنید ببینم، شما دوتا وروجک که برای باباهاتون نقشه نکشیدید؟ - عمو این تنها راهیه که برای درست کردن وضعیت برامون باقی مونده! .... تهیونگ امگایی که دشمن خونی جونگ‌کوک آلفاست و این در حالیه که بچه‌هاشون بهترین دوستای همدیگه‌ان و از وضعیت دعوا و نفرت بین پدراشون کلافه شدن و تصمیم می‌گیرن که یکم کرم بریزن بلکه آرامش به زندگی دوستانشون برگرده. آیا این دوتا وروجک موفق می‌شن باباهاشونو باهم آشتی بدن؟
smeraldo di mijoo105728
mijoo105728
  • WpView
    LETTURE 42,633
  • WpVote
    Voti 5,237
  • WpPart
    Parti 21
آلفا پارک انقدر گیج و سردرگم شده بود که نتونست جوابی به جونگ‌کوک بده. پسر با دیدن قیافه جیمین و آلفا پارک متوجه وضعیتشون شد و ترجیح داد دیگه بحث رو تموم کنه پس آخرین حرفش رو زد. _این چندساعت باقی مونده رو اجازه می‌دم جفتم اینجا بمونه تا بتونه باهاتون خداحافظی کنه، اما به محض اینکه خورشید بالا بیاد من برمی‌گردم و امگام رو با خودم‌ می‌برم و اگه سعی کنی جلوم رو بگیری همه چیزتونو نابود می‌کنم. - Name: #smᥱrᥲᥣძ᥆ - Genre: Omegaverse, Historical, Royal, Mpreg, Angst, Smut - Couple: KookMin - Writer: #mіȷ᥆
Deadly human weapon
 di nana_bl_navel
nana_bl_navel
  • WpView
    LETTURE 242,061
  • WpVote
    Voti 39,404
  • WpPart
    Parti 84
بخشی از فیک: امگای مذکر باردار بود! برای امگای بیست ساله ای که نه مارک شده، نه ازدواج کرده، نه حتی دوست پسر و پارتنر دارد، این یک رسوایی ویران کننده محسوب میشد، daedly human weapon خلاصه: امگای جوان به قصد تحمل درد خیانتی که بهش شده برای مست کردن به بار میره و این مستی به درگیری با یک گروه گنگستر خطرناک، و بارداری ناخواسته و رشته اتفاقاتی که سرنوشتش رو به طور کامل تغییر میده ختم میشه... . نام فیک: سلاح کشتار انسانی . ژانر:درام/ عاشقانه/ امگاورس/امپرگ . کاپل: kookmin / namjin/supe 🎖 bts 🎖jongkook
ɴᴇᴠᴇʀ ᴀɢᴀɪɴ di mellirora
mellirora
  • WpView
    LETTURE 15,715
  • WpVote
    Voti 2,447
  • WpPart
    Parti 16
"پایان یافته" ɴᴇᴠᴇʀ ᴀɢᴀɪɴ جونگین از مافیا متتفر بود؛ پس وقتی یک‌شب، همسرش، مسکو و خونه‌ش رو به‌خاطر شغل خطرناک الفاش پشت سر‌گذاشت و به کره برگشت، با خودش فکر کرد که تولد فرزندی که به زودی دراغوش می‌گیره برای ادامه‌ زندگیش کافیه‌. اما همه‌چیز دست‌خوش تغییرات شد. طبق انتظار پیش نرفت و حالا امگا بعد از گذشت سه سال شکسته‌‌تر از هر وقت دیگه‌ای مقابل الفایی قرار گرفته بود که هیچ‌وقت واقعا ازش دست نکشیده بود‌. تا فقط یک جمله رو به زبون بیاره‌‌. -پسرم رو نجات بده الفا‌. رومنس، امگاورس، مافیا، اسمات. سکای "نویسنده این کار رو گردن نمی‌گیره."
Hatred  di Arghavan7982
Arghavan7982
  • WpView
    LETTURE 58,152
  • WpVote
    Voti 8,164
  • WpPart
    Parti 81
✨️وضعیت آپ: کامل شده✨️ +سوکجینا..... زودتر آرزو کن الان کیکت آب میشه... -خیلی خب..... هولم نکنید.... سوکجین بایه لبخند دندونی تودل برو آرزویی کردو به قصد فوت کردن شمعا سرشو جلو برد درست همون لحظه ای که شمعا خاموش شدنو دود حاصل از اونا داخل فضای کافه پخش شد تازه فهمید که یه پسربچه چند قدم اونطرف تر ایستاده و عین یه مجسمه داره تماشاش میکنه پسری که همزمان با وقتی که خودش داشت آرزو می‌کرد توی این کار شریکش شده بودو باتموم وجودش میخواست که سوکجین دیگه هیچوقت لبخند نزنه!!! روزی که سوکجین ده ساله باخوشحالی توی اون کافه ی کوچولو همراه باخانواده اش شمعای کیک تولدشو فوت می‌کرد مطمئنن حتی یه لحظه ام احتمالشو نمی‌داد همون پسری که بی دلیل بهش زل زده بود 15سال بعد اونو به عنوان یه برده صاحب میشه و اسیر عمارت خودش میکنه.... حالا بعد از اون همه سال.... بالاخره نوبت به برآورده شدن آرزوی تهیونگ رسیده بود!! ژانر: انتقامی معمایی راز آلود کاپل اصلی : تهجین کاپل های فرعی : 1) کوکمین 2) سپ 3)؟؟؟؟
𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐢𝐭𝐭𝐥𝐞 𝐏𝐫𝐢𝐧𝐜𝐞 ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉ ✔ di mingukkie_child
mingukkie_child
  • WpView
    LETTURE 69,215
  • WpVote
    Voti 9,936
  • WpPart
    Parti 53
"جایی که ایستادی اتاق منه و کشوری که توش هستیم فرانسه است. پس از کسی که عاشقته، انتظار نداشته باش لب‌هات رو از جا درنیاره! " ˚˙༓ در پاریس -سرچشمه عشق‌های افسانه‌ای- داستان‌های عاشقانه زیادی میتونی بشنوی... اما نه عشق بین دو مرد! این عشق در سال 1965 در ذهن هیچ‌کس نمی‌گنجید، چه برسه به گل سرخی که همیشه در حال زخم زبون زدن به شازده کوچولو بود. برای پارک جیمین، سخت‌تر از ثابت کردن عشق بین دو جنس موافق(!) ثابت کردن عشق خودش به وکیل درجه یک دادگستری، بود. گل سرخ، هرگز دست از خودستایی برنمی‌داشت! ༓˙˚ 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑪𝒍𝒂𝒔𝒔𝒊𝒄, 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝑨𝒏𝒈𝒔𝒕, 𝑺𝒎𝒖𝒕 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑱𝒊𝒌𝒐𝒐𝒌/𝑲𝒐𝒐𝒌𝒎𝒊𝒏 (𝒗𝒆𝒓𝒔), 𝑻𝒂𝒆𝒉𝒚𝒖𝒏𝒈 & 𝑮𝒊𝒓𝒍 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑵𝒂𝒆𝒆𝒎𝒆𝒉
Because Of My Daughter di kaisooficology
kaisooficology
  • WpView
    LETTURE 2,010
  • WpVote
    Voti 411
  • WpPart
    Parti 12
ະتوقف تا اطلاع ثانوی •𝐅𝐢𝐜 𝐍𝐚𝐦𝐞: Because Of My Daughter •𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: Romance, Thriller, Smut •𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: Kaisoo •𝐀𝐮𝐭𝐡𝐨𝐫: Naj دو کیونگسو دانشمند ناشناخته‌ایه که به خاطر تحقیقاتش از همه چیزش گذشت و طی اتفاقی ناگهانی اسمش جزو لیست ترور قرار میگیره و به اصرار دختر ۱۰ساله‌اش اقدام به استخدام یه محافظ به اسم کیم جونگین میکنه!!
Heartbeat (completed)  di zahrasuju
zahrasuju
  • WpView
    LETTURE 96,108
  • WpVote
    Voti 19,834
  • WpPart
    Parti 52
✍ ییبو امگایی که زمانی رویای رقص داشته ولی توی یه تصادف مجروح میشه و رویاش برای همیشه از دست میده. و حالا داره با هزینه های بیمارستان و زندگی دست و پنجه نرم می کنه. شیائو ژان آلفایی ثروتمند که باید به خواسته مادربزرگش سریع بچه دار بشه تا بتونه رئیس کمپانی بشه. چه اتفاقی می افته اگه ییبو برای پول قبول کنه رحمش رو اجاره بده. آیا این راه با وجود دوست دختر ژان براشون هموار میشه؟
𝐌𝐲 𝐌𝐨𝐨𝐧 di user29843072
user29843072
  • WpView
    LETTURE 103,993
  • WpVote
    Voti 11,415
  • WpPart
    Parti 50
(اتمام یافته ) . . "... پارک جیمین اومگای، زیبایی که با یکی دیگه از تصمیمات پدرش با پسر دوم خانواده کیم، کیم تهیونگ ازدواج میکنه. و به طرز عجیبی بی اون دو و گرگ هاشون پیوندی قوی شکل میگیره..... و هیچ کسی نمیدونه وعده این عشق و دلبستگی یک حکم تاریخی و اسمونیه.... تا زمانی که.... زندگی آزمون خودش رو برگزار میکنه..." °•°•°•°•°•°•°•°•°•° جیمین: چطور ..چطور تونستی همچین کاری بکنیییی؟ فریادِ پسر همه رو متعجب کرد...تهیونگ به همسرش که حالا با نفس های تند روبه روش ایستاده بود نگاه کرد و کوتاه گفت : کاری که لازم باشه انجام میدم. جیمین ناباور سرشو به چپو راست تکون داد و پوزخندِ عصبی زد: لازم ! دیوونه شدی تهیونگ...ممکن بود بمیرییییی. •°•°•°•°•°•° ژانرها: رمنس_اومگاورس( امپرگ)_اسمات_ آمیخته با تخیلات کاپل اصلی: ویمین کاپل فرعی: نامجین _ چانبک ( فول پارته pdf فیک توی تلگرام و دیلیه خودم قرار گرفته 💞) بعد از قسمت آخر گذاشتم 🫂