arnikaari's Reading List
33 historias
𝗔𝗯𝘆𝘀𝘀 𝗼𝗳 𝗬𝗼𝘂 | پرتگاه تو por thriley7
thriley7
  • WpView
    LECTURAS 1,219
  • WpVote
    Votos 150
  • WpPart
    Partes 8
رزالیا به یتیم‌خونه نیومده بود که فراموش بشه. اون از اون دخترایی نبود که لای دیوارای نم‌کشیده و لباسای خاکستری گم می‌شن. بین اون همه نگاه که بوی شکست می‌داد، فقط یه نفر بود که فرق داشت؛ جونگ‌کوک. پسری که خودش رو پشت یه جفت چشم سرد و یه رفتار خشن قایم کرده بود. اون یاد گرفته بود که احساس نداشته باشه ولی اون دختر اومده بود تا ثابت کنه عشق، دقیقاً همون‌جایی پیدا می‌شه که نباید باشه. جایی که عشق، گناهه و دلسوزی کردن جرمه. رابطه‌ای که شکل گرفت آروم‌آروم، هردوشونو سمت تاریکی می‌کشید. ولی شاید بعضیا هرچقدر بجنگن، باز محکومن که با هم سقوط کنن. توی یتیم‌خونه‌ای که بوی رطوبت و فراموشی می‌داد، یه عشق داشت توی سکوت زخم می‌خورد، بزرگ می‌شد... و درد می‌کشید. 𝐬𝐭𝐫𝐚𝐢𝐠𝐡𝐭 : 𝐣𝐞𝐨𝐧 𝐣𝐮𝐧𝐠𝐤𝐨𝐨𝐤 & 𝐑𝐨𝐳𝐚𝐥𝐢𝐚 𝐠𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞 . 𝐜𝐫𝐢𝐦𝐞 . 𝐭𝐫𝐚𝐠𝐢𝐜 . 𝐚𝐧𝐠𝐬𝐭 وضعیت:درحال اپدیت...
Niran [ TW2 ] por Eva_story
Eva_story
  • WpView
    LECTURAS 11,499
  • WpVote
    Votos 1,843
  • WpPart
    Partes 26
تهیونگ از قلمرو والونا، کسی که بین مردم محبوبه، برای رسیدن به پادشاهی به یک وارث نیاز داره! اما اون یک راز بزرگ رو پشت در خوابگاهش نگه می‌داره... نیران! دو رگه‌ی انسان و پری که برای هر دو گونه یک لکه‌ی ننگه و وجودش باعث نحسیه... کسی که زیر سایه‌ی والامقام تهیونگ، مخفیانه زندگی می‌کنه و با وجود اینکه لیاقت این کار رو نداره، اما عاشق شاهزاده‌ی سرد و سخت دل والونا می‌شه... کیم تهیونگی که فقط به قدرت و رسیدن به پادشاهی فکر می‌کنه. قصه‌ی بلند این پری‌زاده‌ی مخفی رو در "نیران" دنبال کنید. ■ کاراکترهای اصلی: تهیونگ، نیران ■ کاراکترهای فرعی: شوگا، سانی ■ ژانر: تاریخی، فانتزی، عاشقانه به قلم ایوا🍃
تناسخ زمان Reincarnation  por 9yunjin
9yunjin
  • WpView
    LECTURAS 3,930
  • WpVote
    Votos 216
  • WpPart
    Partes 75
نام فیک ( تناسخ زمان ) «جئون جونگ‌کوک»، آیدل محبوبی که جهان زیر پاهایش است، با یک قضاوت ناعادلانه در مورد زندگی یک مادر، با چرخشی پیش‌بینی نشده در سرنوشت روبرو می‌شود. او در مرز باریک بین واقعیت و رویا، سفری را در زمان آغاز می‌کند که تمام پل‌های پشت سرش را ویران می‌کند. وقتی جونگ‌کوک چشم باز می‌کند، دیگر آن ستاره‌ی پر زرق و برق روی صحنه نیست؛ او حالا در کالبد مردی قرار گرفته که فرسنگ‌ها با دنیای شهرت فاصله دارد و درگیر روابط و زندگی شخصی‌ است که هیچ خاطره‌ای از آن‌ها ندارد. او باید در دنیایی که برایش بیگانه است، با عواقب حرف‌هایش روبرو شود و هویت جدیدش را کشف کند. ژانر: فانتزی (سفر در زمان)، رمانتیک، درام، خانوادگی (Family/Life) Author: Yeonjin
Lumen|لومِن por moone_writer
moone_writer
  • WpView
    LECTURAS 4,801
  • WpVote
    Votos 449
  • WpPart
    Partes 9
✦ Multishot˚₊· ͟͟͞͞ ➶ اون شب قرار نبود اتفاق خاصی بیفته. فقط می‌خواستم از یه دردِ لعنتی فرار کنم و خودمو لای دود و الکل گم کنم. اما انگار سرنوشت نقشه‌ی دیگه‌ای داشت. چون درست همون لحظه که نگاهم افتاد به اون دو تیله‌ی سیاه ـ اون چشمای لعنتی که انگار تهشون جهنم بود ـ همه‌ی منطق و اراده‌م دود شد رفت هوا. از اونجا به بعد، دیگه انتخابی در کار نبود. فقط اون بود... و منی که حریفش نشدم. یه نوشیدنیِ اشتباهی... یه نگاه... و همون شد شروعِ کابوسی که اسمش بود "سال اول دانشگاه هنر." روز آپلود: جمعه‌ها ✧ Lumen/لومِن (انعکاس یا نور) ✧ #Romance #Fluff #Smut🔞 ✧ Moone 🌙 TG: 𝐋𝐮𝐧𝐚𝐫𝐋𝐞𝐞𝐧𝐬
خنجر زخمی 🔞 상처 입은 단검  por ErneIoang
ErneIoang
  • WpView
    LECTURAS 6,247
  • WpVote
    Votos 271
  • WpPart
    Partes 69
نویسنده: Kai ژانر: دارک / عاشقانه/ اسمات/ غمگین / تعداد پارت : ۲۰۰ شخصيت اصلی : جونکوک / کانگ ا/ت شخصيت فرعی : مین بیونگ سو ۱۸ ساله / مین سوهی ۳۷ساله / لی یونگ ۴۱ ساله/ می‌یونگ ۲۰ ساله / شخصيت هاي دیگی هم خواد آمد و با آن ها هم آشنا میشید .... "خنجر طلا "چه اسمی داشت حتی نوشتنش هم آدم رو به چالش میندازه خنجر طلا پسری ۳۰ ساله با سه اخلاف معروف ... / شوخ تب / خشن / مرموز / .... خنجر طلا رئیس میز ( کاساکان ) و همچنین لقب خنجر طلا و رتبه دوم بزرگ ترین مافیا.... اینم از معرفی خنجر طلا ما رویایی داشتن یک عشق و بودن با آن عشق چه زندگی خوبی خواهد بود در نهایت عشق می‌بازد یا نه عشق مثل پری میمونه میان باد های صحرا عشق آدم ها رو فقد در میان قفس یارش میندازه درست مثل مینی اون فقد با حس عاشق شدن بهش نزدیک شد فقد همین ولی فقد میخواست خانم اون عمارت بشه و حرف خوردن از صاحبه کارش خسته از شستن ظرف های هر رستورانی حرف شنیدن و فوش دادن بهش از طرف مشتری های پرو و از خود راضی دیگه واقعا خسته بود ... فقد یک شانس از خدا خواست که خدا هم براش رقم داد ..... اون هیچ تقصیری نداشت اون مرد فقد اسیر عشق اون دختر شده بود تقصیره فقد این بود که عاشق اون شده بود فقد همین ولی عشق راه بد تری رو براش رقم زد عشق اونا رو به دشمنی خون کشید ....
💲Banker💲بانکدار( JK version) por TootakHp
TootakHp
  • WpView
    LECTURAS 30,605
  • WpVote
    Votos 2,210
  • WpPart
    Partes 36
نام فیکشن : Banker ( بانکدار ) Season 1 اتمام یافته Season 2 در حال آپ مترجم و بازنویس : Tootak ❌ این داستان استریت است ! ❌ ورژن تهیونگ همین داستان رو میتونید از صفحه خودم پیدا و دنبال کنید گوگولیااا😍💜 °°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°° " I own everything. Now I own her....... " خلاصه : اونها پدرم رو گرفتند. بعد از اون نوبت منه ، مگه اینکه با خواسته شون موافقت کنم . زمین زدن قدرتمندترین مرد کره . جئون جونگکوک ! °°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°° « فکر میکنی میتونی از من باهوش‌تر باشی؟! بامزه ست . ولی یادت نره...این شهر مال منه...و حالا...تو هم همینطور ! » « فکر میکنی نمیدونم داری چیکار میکنی؟! من همه چی رو میدونم و با این حال هنوزم میخوامت. » « مهم نیست چی میخوای ! نمیذارم ترکم کنی . تو مال منی و همیشه مال من میمونی. » « اگه بهم خیانت کنی ، هیچ جا تو این دنیا نیست که بتونی ازم قایم بشی . هیچ‌ جا! » « برای تو میکشم...برای تو میمیرم ! ولی..‌.جرعت نکن پامو لگد کنی. » Gener : Straight / Dark romance / Mafia / Crime / Revenge / Smut / Angst / Psychological drama Couple : Jeon jungkook & Kim minso Another carecter's : Jeon jimin / Kim namjoon / Jung hoseok / &........ Translator : Tootak
💲Banker💲بانکدار ( V version) por TootakHp
TootakHp
  • WpView
    LECTURAS 7,974
  • WpVote
    Votos 430
  • WpPart
    Partes 37
⭕ نام فیکشن : Banker ( بانکدار ) ⭕ Season 1 اتمام یافته Season 2 در حال آپ مترجم و بازنویس : Tootak ❌ این داستان استریت است ! ❌ ورژن جونگکوک همین داستان رو میتونید از صفحه من پیدا و دنبال کنید عزیزای دلم😘💜 °°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°° " I own everything. Now I own her...... " خلاصه : اونها پدرم رو گرفتند. بعد از اون نوبت منه ، مگه اینکه با خواسته شون موافقت کنم . زمین زدن قدرتمندترین مرد کره . کیم تهیونگ ! °°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°° « فکر میکنی میتونی از من باهوش‌تر باشی؟! بامزه ست . ولی یادت نره...این شهر مال منه...و حالا...تو هم همینطور ! » « فکر میکنی نمیدونم داری چیکار میکنی؟! من همه چی رو میدونم و با این حال هنوزم میخوامت. » « مهم نیست چی میخوای ! نمیذارم ترکم کنی . تو مال منی و همیشه مال من میمونی. » « اگه بهم خیانت کنی ، هیچ جا تو این دنیا نیست که بتونی ازم قایم بشی . هیچ‌ جا! » « برای تو میکشم...برای تو میمیرم ! ولی..‌.جرعت نکن پامو لگد کنی. » Gener : Straight / Dark romance / Mafia / Crime / Revenge / Smut / Angst / Psychological drama Couple : Kim Taehyung & Jeon jiho Another carecter's : Kim yoongi / Jeon jungkook / Jung hoseok / &........ Translator : Tootak لذت ببرید گوگولیا❤️😘
تک پارتی ها por shjk05
shjk05
  • WpView
    LECTURAS 531
  • WpVote
    Votos 24
  • WpPart
    Partes 6
خوب اینجا مجوعه از تک پا رتی از کوک هست
𝗦𝗛𝗨𝗧𝗧𝗘𝗥 | شاتـر  por jeonvear
jeonvear
  • WpView
    LECTURAS 6,344
  • WpVote
    Votos 596
  • WpPart
    Partes 14
+ همه ش دروغه ، هم زندگی ، هم خوشبختی ، هم تو ! - نمیتونی بگی اینکه منِ لعنتی عاشقت شدم دروغه . ،،،،،،،،، اینجا حتی به سایه ات هم اعتماد نکن زندگی بی رحم تر از اونی بود که بتونم بفهمم کجای کارم اشتباه بود یا کجای زندگیم گناه کردم که الان توی این نقطه قرار دارم ، اما عشق یک اتفاق مقدس بود در دنیای تاریک و سیاه عشق رنگ داشت و روح میبخشید اما اینجا یک چیزی بود بین زخم و مرحم ، عشق و انتقام.... آیا این دنیای رنگارنگ سهم ما هم میشد؟ می‌شه توی این جهنم تاریک، بهشت کوچیکی به اسم «من و تو» پیدا کرد؟ - jeon jungkook | kim nara •••••••••• ژانر : معمایی ، رمنس ، پلیسی، درام ، اسمات •••••• به‌قلم‌نینا؛
* Dawn After Dark ( طلوع بعد از تاریکی ) * por nana_is_here
nana_is_here
  • WpView
    LECTURAS 18,542
  • WpVote
    Votos 1,122
  • WpPart
    Partes 29
[ من گفتم سقوط درد نداره چون تو اون کسی بودی که من رو از بلندترین پرتگاه به پایین هل داد! قلبم رو با چاقو هزار تکه کن اما لطفا مواظب باش چاقو به دستت آسیب نزنه! ] * یونا دختری که پدر و مادرش رو در کودکی در حادثه ی تصادف از دست میده و مادربزرگ پیرش سرپرستی اون رو به عهده میگیره..‌ اما زندگی با یونا مهربون نیست و اون قبل از اینکه به سنِ قانونی برسه آخرین عضو از خانوادش یعنی مادربزرگش رو هم از دست میده... دولت اون رو به یه یتیم خونه در سئول منتقل میکنه و خیلی طول نمی‌کشه از اینکه یه راهبه به اسم میا اون رو به سرپرستی میگیره و با خودش به کلیسا میبره... یونا تمامِ ویژگی های یه دختر خوب و معصوم رو داره ولی چی میشه اگر تصمیم بگیره به یه آدمِ اشتباه دل ببنده؟! " به هر حال همیشه دخترای خوب متعلق به پسرای بد هستن" ____________________________________ 🏷 اتفاقات، حوادث ، رویدادها ، سازمان ها و قوانین این داستان ممکن است با واقعیت مطابقت نداشته باشد.