Kookjin
12 stories
My Own / Kookjin by BuSi85
BuSi85
  • WpView
    Reads 1,789
  • WpVote
    Votes 329
  • WpPart
    Parts 11
در سرزمینی که گرگ ها انسان تر از آدم ها بودند. امگایی که تاج دروغین الفا ها را بر سر داشت، حالا تنها چیزی که میخواست فرار بود. فرار از صدای درونش، فرار از دروغ بزرگی که زنجیر اسارتش شده بود و فرار از حقیقت درونش. این داستانِ یک دروغگویی نبود.... "این آغاز شورش کسی بود که از یاد برده بود زوزه بکشد" Couple: Kookjin Genre: Omegaverse / Angst / Smut Written by: Ansel
♡IN BETWEEN♡ by Hyuna7861
Hyuna7861
  • WpView
    Reads 11,088
  • WpVote
    Votes 1,760
  • WpPart
    Parts 42
TAEJINKOOK ما همه درست وسط ماجرا وارد شدیم. یک داستان کاملاً متفاوت از ازدواج سنتی. Persain translate
FATE|KookJin by Hyuna7861
Hyuna7861
  • WpView
    Reads 2,210
  • WpVote
    Votes 375
  • WpPart
    Parts 6
*** _عالیجناب ملکه! بالاخره بعد از این مدت به هوش آمدین... اما حرفش نیمه‌تمام موند. جین که هنوز از شوک بیرون نیومده بود، با اخمی متعجب و لحنی پر از حیرت، میون حرفش پرید: _ملکه؟ چی بلغور می‌کنی، مردک؟ اینجا دیگه کجاست؟ مرد با صدای خفه‌ای دماغش رو بالا کشید و به جین نگاه کرد: _عالیجناب! یادتان نمی‌آید؟ شما... حافظه‌تان را از دست داده‌اید! الهه ماه... *** Title: Fate Couple:KookJin Genre: Fantasy,romance,time travel,historical Up:saturdays Start:21/12/24 End:...
Call it wathever you want | اتمام یافته✔ by Hyuna7861
Hyuna7861
  • WpView
    Reads 9,216
  • WpVote
    Votes 1,458
  • WpPart
    Parts 35
TAEJINKOOK وقتی جین ۲۰ ساله شد، فکر می‌کرد هیچ اتفاق خاصی نمی‌افته. ولی خب، اشتباه می‌کرد. چیزایی که وقتی جین ۲۰ سالش شد، اتفاق افتادن: 1) نابرادریش، جونگ‌کوک، یه جورایی عجیب‌غریب شده باهاش. 2) پادشاه دانشگاه و کراش کل دانشگاه، کیم تهیونگ، یهو به جین علاقه پیدا کرده و بدبختانه جین اصلاً نمی‌تونه جلوی دلش رو پیش این پسر بگیره. 3) جین باید بین برادر ناتنیش و یه شاهزاده جذاب یکی رو انتخاب کنه. و در آخر، بزرگ‌ترین چیزی که فهمید... اگه اصلاً نخواد انتخاب کنه چی؟ «براش اسم، برچسب یا تعریف نمی‌ذاریم. همینی که هست.» Persain translation
𝗣𝗿𝗶𝗻𝗰𝗲'𝘀 𝗘𝗰𝗹𝗶𝗽𝘀𝗲 ‖ KOOKJIN "COMPLETED" by KAIZUWRITER
KAIZUWRITER
  • WpView
    Reads 16,435
  • WpVote
    Votes 2,446
  • WpPart
    Parts 25
"ماه گرفتگی شاهزاده" _اینجا خونه من نیست، اقیانوس خونه منه! _من اقیانوس تو می‌شم. @spidervictory "چنل تلگرام" Main Couple:KOOKJIN Sub Couple:TAEGI
Truth Or Dare: Persian Translation by kookjiner9297
kookjiner9297
  • WpView
    Reads 61,743
  • WpVote
    Votes 7,525
  • WpPart
    Parts 12
کیم سوکجین نمیدونست چطور سر از یه پارتی درآورده بود، روی زمین نشسته بود و داشت با یه مشت آدم پر سر و صدا جرات یا حقیقت بازی میکرد‌.. ولی چیزی که میدونست، این بود که بی شک نمیخواست ببازه. مخصوصا به اون عوضیِ از خود راضی، جئون جونگ کوک. تگ ها: نفرت به عشق، رومنس، اسمات *این فنفیک ترجمه ی فارسی فیک Truth or Dare به نوشته ی jinfanfics در سایت AO3 هست. امیدوارم لذت ببرید!
The mask by iamhiva
iamhiva
  • WpView
    Reads 5,769
  • WpVote
    Votes 953
  • WpPart
    Parts 5
مامانم میگفت تو زیباترین بچه ای بودی که توی تمام عمرش دیده. انقدر که شایعه شده بوده حتما مادرت با یکی از خدایان به پدرت خیانت کرده. میگن واسه همینم بعد از تو پدرت دیگه با مادرت نخوابید. #کوکجین #تهجین
A Monster's Heart by kookjiner9297
kookjiner9297
  • WpView
    Reads 312,178
  • WpVote
    Votes 32,862
  • WpPart
    Parts 98
+"نمیدونم چی شد.... دیدمت، متنفر شدم.شناختمت، عاشق شدم. مگه بین دیدن و شناختنت چقدر فاصله بود؟چقدر فاصله بود که اینطور آشوبم کرد..؟" -"چرا پا گذاشتی تو زندگیم؟چرا یهو پیدات شد و زیر و روم کردی؟ من فقط فرشته ی عذابت بودم؛ چرا اومدی و فرشته ی نجاتم شدی..؟" <><><><><><> قلب یک هیولا، حکایت یه پسره. پسری که خودشو یه هیولا میدونه. چی میشه وقتی یه روز یه نفر پا تو زندگیش میذاره و بهش یاد میده که؛ 'حتی هیولاها هم قلب دارن..؟' <><><><><><> کاپل اصلی: کوکجین کاپل های فرعی: نامجین، ویمین، سپ و ... تگ ها: رومنس، انگست، روانشناسی، ارباب برده ای، اسمات ⚠️⚠️⚠️این فیک دارای صحنه های دارک، خشن، اسمات، و بزرگسال هست! ⚠️⚠️⚠️این فیک بار احساسی سنگینی داره و توش به مسائل روانشناسی مثل خودکشی هم اشاره شده پس اگر حساس هستید، سراغش نرین! در آخر اینکه، امیدوارم از خوندن این فیک لذت ببرید!💜
 Shadow by kimelham
kimelham
  • WpView
    Reads 15,542
  • WpVote
    Votes 2,642
  • WpPart
    Parts 26
(کامل شده) جونگکوک در حالی که پوزخنده‌ای روی لب هاش بود، با لحنی که تمسخره توش آشکار بود. لب زد. _ روی حرفی که گفته بودم، موندم عشق من، اینم کسی که عاشق منه، الان باهمیم منو خیلی دوست داره و پسم نمی‌زنه؛ اوه جین امیدوارم این چیزی که توی چشم هات می‌بینم پشیمانی نباشه! گفت و به همراه دختره خوشگل کنارش رفت و جین مونده و یک قلبی که به شدت درد میکرد و نفسی که قطع میشد...
Blue strawberry by nocte_cattus
nocte_cattus
  • WpView
    Reads 32,127
  • WpVote
    Votes 6,099
  • WpPart
    Parts 37
«کامل شده√» یه بچه که مادرش رو از دست داده یه پدر که همسر عزیزش جلو چشماش پر پر شد، ولی اینا همه شروع داستان بودن. یک دوست شایدم فرشته محافظ از طرف اون زن به سمت اون پدر و پسر فرستاده می‌شه. اون فرد قراره کمکش کنه، با بدخلقی هاش کنار بیاد و بچه رو بزرگ کنه. درواقع اون دو مرد خیلی خنگن نمی‌فهمن توی این مدت عاشقش هم دیگه شدن. به نظرتون با شیطنت های پسر کوچولوی داستان این دو نفر بهم میرسن؟ کاپل: کوکجین