Ego
7 storie
جهان خونین مافیا di Robi963
Robi963
  • WpView
    LETTURE 43,163
  • WpVote
    Voti 1,510
  • WpPart
    Parti 37
در پس زیبایی های این جهان دنیایی وجود دارد سراسر خون و درد ، هنگامی که کودکان در چمنزار ها بازی میکنند در کوچه های مخفی سیسیل کوزانوسترا قدم های بزرگش را بر میدارد و با هر قدم سنگفرش های خونی از خود به جا میگذارد
not for sale di sahelzz
sahelzz
  • WpView
    LETTURE 20,896
  • WpVote
    Voti 796
  • WpPart
    Parti 14
این داستان،میتونم بگم یه داستان خیلی خیلی متفاوتِ به هیچ وجه شبیه فن فیکشنای عادی نیست و به عبارت دیگه ربطی هم به وان دایرکشن یا خیلی آیدل های دیگه نداره! داستان یک نوع پارادوکس بین عشق و اعتراض به تجارت انسان هست. فالوور های پیج من خیلی خیلی کمه و نود و نه درصد مطمئنم هیچکس نخواهد خوند و آپ کردن تقریبا بی فایده ست اما واقعا دوست دارم آپ کنم بعنوان اولین داستانم در واتپد و توصیه میکنم بخونین چون پشیمون نمیشین! از لحظه شکل گیری سوژه تا تایپ و پایان داستان،دو سال و نیم طول کشید و واقعا انرژی و زمان زیادی صرفش شده. داستان،درمورد دختری به اسم ناتالیاست که توی پرورشگاه بزرگ شده و علاقه و ایتعداد زیادی در زمینه موسیقی و هنر داره و همین باعث میشه گول بخوره و پاش به جایی باز بشه که هیچ ربطی به موسیقی و هنر نداره! هیچ خلاصه ای نمیتونه حتی گوشه ای از داستان رو توصیف کنه چون اتفاقاتی که میوفته قابل پیش بینی نیستن. امیدوارم کسی بخونه بای دِ وِی!
زاده خون di Robi963
Robi963
  • WpView
    LETTURE 29,021
  • WpVote
    Voti 1,067
  • WpPart
    Parti 30
هر چقدرم سعی کنی نمیتونی ازش فرار کنی اون همیشه با تو می مونه چون با تو زاده شده تو زاده خون هستی ، تو گناهکار زاده میشی و گناهکار از این دنیا خواهی رفت ، جهنم جایگاه ابدی تو‌ خواهد بود. خلاصه: داستان درباره دختری به اسم نلا است که یاد گرفته چه طوری توی جامعه ای که پر از دزد و خلافکاره از پس خودش بر بیاد اما خیلی اتفاقی توی یه شب به خاطر دوستش دست به کاری میزنه که درهای گذشته به روش باز میشه ....
Saving His Mate di DreamieAster
DreamieAster
  • WpView
    LETTURE 242,628
  • WpVote
    Voti 7,867
  • WpPart
    Parti 37
Valentina thought that by being accepted into a new pack she would get the protection she wished for, but after agreeing to live with the handsome alpha she ended up gaining more than she imagined. Season 1 of Wild Fangs *** In a world where werewolves are almost extinct, the weak ones, like Valentina, are treated as outcasts. Someone like her would have never been accepted into the Wild Fangs Pack, yet, Almec, the alpha and the last living lycan, welcomed her. Finding a new home isn't enough, if she wants to be free from the hunters and get her revenge she has to destroy them before they find her. Only Almec has the power to defeat them and in exchange for protection for her and her sister, Valentina agrees to live with the dangerous lycan. When she discovers that Almec is not as cruel as they say, will she choose the path of revenge that could lead her to destruction or will she allow the alpha to help heal her broken heart?
different worlds di negnegin
negnegin
  • WpView
    LETTURE 190,585
  • WpVote
    Voti 8,863
  • WpPart
    Parti 41
_ما خیلی شبیه به همیم ... ولی یکم که دقت کنی میبینی ما متفاوت ترین ادمایه رویه زمین هستیم دوتا ادم با دوتا دنیای متفاوت!
Dark Luna di golabaton
golabaton
  • WpView
    LETTURE 199,644
  • WpVote
    Voti 47,156
  • WpPart
    Parti 62
👑عنوان: لونای تاریکی 👑کاپل: چانبک 👑ژانر: سوپرنچرال فانتزی رمنس اسمات امپرگ انگست 👑نویسنده: golabaton 👑وضعیت: کامل شده 💌✂️خلاصه بکهیون انسانی که ناخواسته به عنوان لونای جدید انتخاب میشه. از بین پنج آلفا، پارک چانیول به عنوان جفتش انتخاب میشه. آلفای خشنی که از بکهیون نفرت داره. هرچند این یک حس متقابله چون بکهیون هم از اون آلفای لعنتی متنفره... دو گونه ای که ازهم متنفرن میتونن عاشق هم بشن و کنارهم به خوشی زندگی کنن؟! یا قرارِ قلب یکیشون بشکنه...
دیوار بین ما / The Wall Between Us  di eli_dokht
eli_dokht
  • WpView
    LETTURE 3,143
  • WpVote
    Voti 799
  • WpPart
    Parti 23
تو جامعه ای که قشر ثروتمند از فقیر با یه دیوار جدا شده و چندین سال قوانین سرکوب کننده ای حکمفرما بوده از وقتی نینا عقلش رسیده اون و خانوادش ساکن مرز بودن و قوانین برای ساکنان مرز سنگین تر از بقیه ی مردمه 🚫پرده ها رو کنار نزنید! 🚫آنسوی پنجره ها رو نبینید تمام قوانین برای زنده نگه داشتن اونهاست... مگه نه؟ ⚠️⚠️⚠️اما ماجرا از اونجایی شروع میشه که نینا مخفیانه نیم نگاهی به دنیای آنسوی دیوار میندازه... ⏪و این تازه شروع ماجراست...!