Fanfic2
196 stories
the law of being bad by fictionvkooklove
fictionvkooklove
  • WpView
    Reads 7,602
  • WpVote
    Votes 686
  • WpPart
    Parts 14
خلاصه فیک ؛«از زمانی که چشمامون رنگ خورشید رو می‌بینه، فقط یک جمله توی گوشمون صدا می‌کنه و تا آخر عمرمون تکرار میشه: "به عنوان یه آدم خوب زندگی کن." اما کی تعیین می‌کنه کی خوبه و کی بده؟» قاتل معصومیتتون همون کسیه که میگه خوب باش. چه دردناکه باش چه نه ،ما دیر میفهمیم اما قاتل روحمون همون مرحم زخم هامون ..! بخشی از فیک ؛ _کری مگه؟ گفتم بهم میزنیم ،اگه شمارتو رو گوشیم ببینم خیلی برات بد میشه جئون ! پوزخندی بین اشک هاش روی لباش نقش بست ،پس واقعا ادما عوض میشن از کسایی که میشناسیم به کسایی که نمیشناسیم؟! حالا بدجوری ادم روبه روش نمیشناخت ،کسی که تا دیروز..نه کسی که همین چند ثانیه پیش داشت میبوسیدش چطوری میتونست این هم تغییر کن و حرف از رفتن بزن ، جوریکه انگار جوک؟ _جئون؟ مگه تا همین چند ثانیه پیش آهو نبودم؟! تهیونگ چته شد ؟خواهش •خ•اه- خواهش میکنم ب• باهم ح•حرف بزن! _حرفی ندارم بخوام باهات بزنم ! میخک هام ،ماریون هستم ،نویسند فیک "قانون بد بودن" این فقط بخشی از سفر پر هیجان و تنش ما هست که قرار باهم تجربه کنیم ،این داستان قرار چیزهای زیادی بهتون یاد بود،غم ،شادی،هیجان،تنش ،باهم خیلی چیزهارو تجربه خواهیم کرد . خوشحال میشم عضوی از این سفر بشید تا باهم به اعماقش بریم:)
BERETTA by AtlasIsSoooDone
AtlasIsSoooDone
  • WpView
    Reads 11,947
  • WpVote
    Votes 1,516
  • WpPart
    Parts 12
شاید اونام می‌تونستن با هم باشن اگه... اگه جونگگوک یه گلوله وسط پیشونی دوست‌پسر سابق تهیونگ خالی نکرده بود. #Vkook #Mafia #Angst #Bodyguard این فیک جوجوی آسنا می‌باشد🐥❤️ و ماهی مومو🐡🔥
 𝙃𝙞𝙙𝙙𝙚𝙣 𝙥𝙪𝙡𝙨𝙚/نبـض پنهــــان  by 00_baraniii
00_baraniii
  • WpView
    Reads 164,061
  • WpVote
    Votes 17,529
  • WpPart
    Parts 44
«جئون جونگکوک،جوان‌ترین جراح بیمارستان سدار سینای لس‌آنجلس، وقتی تنها کسی شد که جرئت کرد قلب بانوی اعظم خاندان کیم را نجات دهد، وارد دنیایی شد پر از قدرت، رمز و راز و بازی‌های خطرناک. خانواده‌ای که در ظاهر باشکوه، زیر پوست سردشان توطئه‌ها و خیانت‌ها جریان دارد. اما میان تمام این پیچیدگی‌ها، یک چهره بود که همه را به سکوت وامی داشت... کیم تهیونگ، بزرگ‌ترین نوه‌ی خاندان کیم. و همان که بی‌صدا، قلب جونگکوک را ربود.» Main couple :vkook Side cuple: yoonmin,namjin,... Genre:Darck Romance, Drama , Smut Writer:بـــــاران Channel: vkookjjkv
آوای فراموش شده 被遗忘的旋律 by Lan_soo
Lan_soo
  • WpView
    Reads 1,350
  • WpVote
    Votes 88
  • WpPart
    Parts 10
این داستان یه ورژن جدید از بی وقفه هست یه جورایی فصل دوم بی وقفه یه چیز متفاوت که فکر نکنم کس دیگه ای انجام داده باشه یه داستان فوق‌العاده کیوت و سافت ******************************************** در سرزمینی که گذشته در مهی از خاموشی پنهان شده، آوایی آشنا دوباره طنین می‌اندازد؛ آوایی که نه تنها زخم‌ها را می‌گشاید، بلکه دل‌هایی را که فراموش کرده بودند چگونه بتپند، بیدار می‌سازد. دختری میان دو جهان، با نامی که از عشق زاده شده، می‌کوشد حقیقتی گمشده را بیابد-حقیقتی که نه تنها سرنوشت خودش، بلکه تمام کسانی که دوستشان دارد را دگرگون خواهد کرد. در میانهٔ عشق، وفاداری و اسراری فراتر از زمان، آواهایی دوباره به یاد می‌آیند... و هر صدایی، داستانی دارد که باید شنیده شود.
MooNlight Hotel - هتل‌مهتـاب 🌖 ⃤🌱 by MaHoBarooN
MaHoBarooN
  • WpView
    Reads 259,592
  • WpVote
    Votes 15,486
  • WpPart
    Parts 91
در بلندترین آسمان‌خراشِ یکی از بزرگ‌ترین هتل‌های زنجیره‌ای جهان، مردی ایستاده که روزنامه‌ها بهش لقب «جوان‌ترین امپراطور» رو دادن. رئیس ۳۰ ساله‌ی استریت و دامیننتی که با یک نگاه قرارداد می‌بنده... و با یک کلمه دل می‌شکنه. اما بین هزاران کارمند، فقط یک نفر در برابرش سر خم نمی‌کنه... پسری ۲۱ ساله که اومده بود آینده بسازه، نه تو آینده‌ی رئیسش جایی داشته باشه. کسی نمی‌دونست همین پسر، روزی مردی رو به زانو درمیاره که همه ازش حساب می‌بردن. «هتل مهتاب» عاشقانه‌ای واقع‌گرایانه، پر تب و تاب و ممنوعه از دنیای تهکوک. " تا وقتی این رابطه تموم نشده، مرگ هم می‌تونه بخشی از بازی باشه!" ژانر: درام | رمنس | انگست | اسمات | واقع‌گرایانه __________ ⚠️ This is the Persian version of the story. English version will be published soon on my profile. __________ This is a fanfiction story. Characters belong to their original owners. (This work is created for entertainment purposes only and is not for commercial use.)
Ai no DNA  by Bora444
Bora444
  • WpView
    Reads 14,226
  • WpVote
    Votes 1,578
  • WpPart
    Parts 20
سلام، من نویسنده فیکشن Ai no DNA هستم. این فیکشن از همه لحاظ با فیکشن هایی که خوندید تفاوت داره. از آشنایی گرفته تا عشق ... همه متفاوت از بقیه فیکشن هاست. امیدوارم از این فیکشن خوشتون بیاد. نویسنده: مین بورا
Echo of us[پژواکِ ما] by Sahera_ot7
Sahera_ot7
  • WpView
    Reads 4,076
  • WpVote
    Votes 347
  • WpPart
    Parts 43
هک؛ ماموریت؛ عشق؛ وقتی همه چیز به هم می‌ریزه تو می‌مونی و یه انتخاب سخت! --- تو دنیایی که هر قدمش پر از رمز و خطره، وقتی یه هکر نابغه وارد یک ماموریت مرموز می‌شه، همه چیز به هم می‌ریزه. اما وسط این بازی پر از راز و دروغ، چیزی که انتظارش رو نداشت پیدا می‌کنه: عشقی که نمی‌تونه نادیده بگیره. حالا باید بین دنیایی که ازش فرار می‌کنه و قلبی که بهش گره خورده؛ انتخاب سختی بکنه. ماموریت‌ها، رمزها و دشمنان کم نیستن، اما بزرگ‌ترین چالشش اینه که بتونه باور کنه عشقش واقعیه. این داستان یه سفره؛ سفری از تاریکی به سمت روشنایی، از شک و دودلی به سمت اعتماد و از تنهایی به سمت همراهی. هر قدمش پر از هیجان، خطر و البته حس‌های ناب... --- couple: Vkook Kookv Sope namjin #taekook#vers#pazhvak genre: action ; romance ; smut ; angst ; crime
⌠ Apocalypse¹, آخرالزمان ⌡ by Quiwel_
Quiwel_
  • WpView
    Reads 174,309
  • WpVote
    Votes 17,132
  • WpPart
    Parts 74
« آخرالــزمان; مردگان برمی‌خیزند » ‌| کامل شده | _تو از موتورم سواری گرفتی، درحالی که می‌تونستی خیلی راحت با صاحبش انجامش بدی، جوجه‌پلیس! _فکر می‌کنم به‌عنوان یک موتور سوار، بتونی راحت‌تر سواری بگیری، کیم! - _بهتره حواست به زبونت باشه، وگرنه توی بد دردسری میفتی. _من عاشق دردسرم عوضی، من رو از چی می‌ترسونی؟ -‌ جئون‌جونگکوک، افسری بی‌تجربه اما جسور که زیر غبار شهر جنگ‌زده و بمب‌خورده، هدفی جز مبارزه کردن نداره، خودش رو مقابل سردسته‌ی جیب‌برهایی می‌بینه که ‌به هیچ‌چیز جز موتورِ زیر پاهاش و سیگارهایی که دود می‌کنه، اهمیت نمی‌ده. اون‌ها نفرت رو داخل رگ‌هاشون حس می‌کنن، حتی با اینکه جنازه‌ها و ساختمون‌های درحال فروپاشی، زندگی‌شون رو تهدید می‌کنه. غرور، از نگاه‌های تند و تیز هردو مثل سایه‌ای روی شهر افتاده؛ اما درنهایت نگرانی‌ها و اتفاقات مرگبار، جنگ و گریز از دست جنازه‌های پوسیده، هردو پسر رو میون چنگالِ ناآشنای عشق گیر می‌ندازه. حالا جدالِ واقعی، بین قلبِ شیفته‌ی خلافکار و دلدادگی افسر، اتفاق میفته. ژانر ⤶ اکشن، انمیز تو لاورز، هیجان‌انگیز، عاشقانه، اسمات!