دوست
184 stories
عشق آغشته به خون  by ErneIoang
ErneIoang
  • WpView
    Reads 1,678
  • WpVote
    Votes 66
  • WpPart
    Parts 118
( پایان یافته ) شروع جدید ترین فیک و البته هیجان‌انگیز داستان دو زوج شروع قوانین بی‌نقص فیک ها تک تک جملات نویسنده معنی خواستی داره درون گرایی درست مثل یک آدم درونگرا ... اسم فیک : عشق اغیشته به خون تعداد پارت : نامعلوم نویسنده : kal هر کس در زندگی خودش دنیا خیالی خودش را دارد و در هر زمانی دوران رفاقت و صمیمیت ای وجود دارد کیم هوانگ ، پارک نوری ، دوست و هم راز هم بودن مانند زندگی سخت بدون گذرا مجرد و جاهل روز های سنی پشت سر هم میگذارند روزی هوانگ تصمیمی میگرید و همراه با نوری دست به کشیدن پول و سهام شدن .. به این ترتیب بود که زندگی آسایش مندی را برای خود و دوستش فراه میگذارند .. هر دو با معشوقه ای خودشان آشنا شدن و اولین کسی که پا به ازدواج می‌زاره نوری هوس باز بود بعدشم صمیمیت دوستی خود و هوانگ دختری که حتی شناختی ازش نداشت را برای برادرش نامزد نمود ... تنها یک روز به گوشه هوانگ خورده بود که در بار و کامیونت های آن هلدینگ مواد و قاچاق می‌کردن ولی این از چشم نوری پنهان نماند بلکت خوشحالم بود هوانگ وقتی به قضیه پی میبره سمت نوری هجوم می‌بره ... هوانگ : بهمنی می‌دونی چیکار کردی ؟ یقه مشکی رنگ مانند هودی خاکستری را به چندگ گرفت ولی نوری تنها به مهربانی لب شد .... نوری : ببین هوانگ تو نمفیهمی هیچ پولی دستمون ند
استاد جذاب من 나의 매력적인 선생님  by 9yunjin
9yunjin
  • WpView
    Reads 533
  • WpVote
    Votes 63
  • WpPart
    Parts 57
اتمام یافته نویسنده yonjin ژانر: عاشقانه غمگین رومانتیک رومنس اسمات 🔞 اسم فیک : استاد جذاب من معرفی..... نمی‌شه همیشه از غم گریخت. هرچقدر هم که به سرعت فرار کنی؛ بالاخره روزی جایی تمامی غم‌ها و دردها بر سرت آوار خواهد شد. شاید به همین دلیل است که شاعران و نویسندگان بزرگی سعی کردند با نوشتن دردهای خود را کاهش دهند. شاید هریکی از شماها آروز داشتید که نویسنده‌ زندگی تون یه نویسنده سریال باشه چون پایانه هر سریال یا داستان خوش میشه شاید پایان زندگی شما هم خوش میشد به هر حال هیچ اطمینانی وجود نداره که زندگی هر یکی خوب بشه شاید همیشه خنده بر لب داریم اما این یه این معنی نیست که شاد و خوشحال هستیم چی میشد که داستان زندگی ما هم مثله داستان زندگی گانگ ات میشد یه دختر شاد،سرخوش،کیوت،شیطون، که با مادربزرگ پیرش تویه خونه کوچیکی زندگی میکنه همه چی عادی بود تا اینکه با مرد زندگیش استاد پارک جیمین تویه دبیرستان گانگ دا آشنا میشه همه چی تغییر می‌کنه با اومدنش تویه اون کلاس..... ‌‌گفته ها .... ات :کاش کسایی که قرار نیست برای هم باشن اصلا سره راه هم قرار نگیرن ....... جیمین : بهم ثابت کردی به هیچکس نمیشه اعتماد کرد
conceit  by Ariana_ellery_506
Ariana_ellery_506
  • WpView
    Reads 561
  • WpVote
    Votes 34
  • WpPart
    Parts 14
جونگ کوک قهقهه ای زد و با رضایت به بدن جنیس خیره شد : خوبه اینطوری بقیه دوست پسرات میفهمن که نباید نزدیکت بشن !!
Maria by ISADORA_stories
ISADORA_stories
  • WpView
    Reads 10,844
  • WpVote
    Votes 1,300
  • WpPart
    Parts 45
ژانر: رومنس،درام، اسمات🔞 ، زندگی واقعی( توی فیک البته😐) کاپل: هوسوک × ماریا کاپل های فرعی: بقیه اعضا و شخصیت های داستان وضعیت: اتمام فیکشن✅ خلاصه داستان 👇🏻👇🏻 وقتی یه قرارداد کاری، با کمپانی بیگ هیت، زندگی یه میکاپ‌آرتیست ایرانی-فرانسوی رو برای همیشه زیر و رو می‌کنه، هیچ‌کس فکر نمی‌کنه یه شب اتفاقی و یه نگاه تصادفی، شروع یه رابطه‌ی ممنوعه باشه. ماریا و هوسوک... دو قلب از دو دنیای جدا، با یه بوسه‌ی دزدکی، توی سکوت شب، گره می‌خورن به داستانی که نه باید شروع می‌شد و نه می‌تونست تموم بشه. اما مسیرشون آسون نیست. پدری که با گذشته‌ی خودش از عشق می‌ترسه، استاکرهایی که پشت لبخندهاشون خنجر قایم کردن، و دنیایی که برای یه آیدلِ جهانی، هیچ‌جور امنیتی باقی نذاشته. حالا هر نوازش، هر نگاه، حتی هر بوسه‌ی پنهونی، ممکنه قیمت آزادی‌شون باشه... ماریا داستان یه عشقه... نه از اون عشق‌های کلیشه‌ای، از اونایی که توی دل شب، توی راهروهای تاریک، توی ماسک‌های بالماسکه، زمزمه می‌شن، پنهون می‌مونن... اما تا مغز استخون، واقعی‌ان.
عشق بی عشق❤️‍🩹 by t4w4pqzdhmprivaterel
t4w4pqzdhmprivaterel
  • WpView
    Reads 18,586
  • WpVote
    Votes 1,088
  • WpPart
    Parts 15
کاپل:جونگ کوک، ا/ت نقش های فرعی:همه اعضا ا/ت:۱۸ ساله، دختری قوی و قدرت مند و مستقل جونگ کوک:۲۱ ساله،پسری مغرور و پولدار 🖤
Sugar Mommy | JJK | Completed by sam_hanoul
sam_hanoul
  • WpView
    Reads 6,778
  • WpVote
    Votes 537
  • WpPart
    Parts 16
"تا وقتی من کنارت باشم مرگ دنبالت میاد." "اجازه بده مرگ تلاش خودش رو بکنه جئون. منم کم نمیارم." جئون جانگکوک یک متصدی بار معمولی در یک کازینوی معمولیه. زمانی که میناتوزاکی سانا، کابوس شبانه ی مافیا وارد کازینو میشه و پشت بار می شینه و برای اولین بار چشمش به جانگکوک میافته، همه چیز بهم می ریزه. جان ها گرفته میشه، آتش پخش میشه و همه چیز رو نابود میکنه. اما همه چیز اینجا تموم نمیشه. اصلا کی گفته جئون جانگکوک یه آدم معمولیه؟ (از فیکای کلیشه ای و آبکی خسته شدین؟ دوست دارید از روزمرگی هاتون فرار کنید؟ دلتون هیجان میخواد؟ بپاشید داخل!)
Penelope by Asmaroshan1999
Asmaroshan1999
  • WpView
    Reads 901
  • WpVote
    Votes 191
  • WpPart
    Parts 25
شخص ناشناسی معروف به سکوت، با استفاده از تکنولوژی ممنوعه‌ای، صدای وکالیست‌ها را می‌دزدد. در این هیاهو و آشفتگی که تمام صنعت موسیقی جهان را فرا گرفته است، پنه لوپه اِدگار می‌خواهد شانسش را امتحان کند و به یک ستاره پاپ تبدیل شود. اما وقتی با جانگ کوک، پسر مرموز شمشیر به دست، ملاقات می‌کند، نه تنها آرزوهایش که سرنوشتش تماماً تغییر می‌کند.
The lost dreams by sunflower_ir
sunflower_ir
  • WpView
    Reads 27,935
  • WpVote
    Votes 2,958
  • WpPart
    Parts 32
_ ازم فاصله بگیر جئون جونگکوک..نمیخوام دلم رو به کسی ببازم که ازش میترسم! چشمهای تو، توی خاطراتِ بد من هستن و من این خاطرات رو نمیتونم به یاد بیارم... . . . کاپل: دختر و پسری
THIRSTY | JJK(translation ver) by la_linnie
la_linnie
  • WpView
    Reads 15,088
  • WpVote
    Votes 2,103
  • WpPart
    Parts 16
" كاری ميكنی احساس كنم رود خونه ايم كه كل عمرت تشنه‌اش بودی..." فن فيكی متفاوت از جونگکوک يادداشت: اين يک رمان ومپايری يا چيزی شبيه بهش نيست. All Rights Reserved by jikookie17 Ⓒjikookie17