On going
88 stories
Azazel | VKOOK - YOONMIN  by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 36,606
  • WpVote
    Votes 3,200
  • WpPart
    Parts 51
𓂃𝐓𝐡𝐞 𝐀𝐳𝐚𝐳𝐞𝐥𓍯 تو! فرزند آدم! این شروع زندگی منه...زندگی اَزازِل! هیچوقت به آدمی، مشتی خاک سجده نکردم و نمی‌کنم. بلکه تک تک فرزندان آدم را، در آتش جهنم می‌سوزانم. به روستای هگنر خوش‌آمدید! ⊹ کاپل⤟ ویکوک، یونمین، سکرت. ⊹ ژانر⤟ گوتیک، جنایی، اسمات، درام، معمایی، انگست، مافیایی. ⊹ نویسنده⤟ #Monalisa
The Scales of Balance[دو سوی ترازو] by Qujkv_
Qujkv_
  • WpView
    Reads 94,723
  • WpVote
    Votes 11,970
  • WpPart
    Parts 36
کاپل اصلی:ویکوک کاپل فرعی:یونمین،نامجین زمانی که چرخه‌ی گرگ‌ها به همین منوال می‌گذشت، همه‌چیز جایگاه مشخصی داشت. امگاها زیر سلطه‌ی بتاها و آلفاها بودند. بتاها از آلفاها فرمان می‌بردند. آلفاها در برابر آلفاهای خون‌خالص سر خم می‌کردند. و آلفاهای خون‌خالص، تنها در برابر انیگماها زانو می‌زدند. نظم جهان کامل به نظر می‌رسید؛ نظمی که قرن‌ها پابرجا مانده بود. اما الهه‌ی ماه انگار از سکون خوشش نمی‌آمد. برای نخستین بار در تاریخ گرگ‌ها، یک انیگما و یک خون‌خالص با یکدیگر پیوند جفتی بستند؛ دو مرد که هرگز قرار نبود بتوانند فرزندی داشته باشند. با این حال، الهه‌ی ماه قوانین خود را شکست. و آن‌گاه معجزه‌ای رخ داد. یک خون‌خالص مرد باردار شد. ماه‌ها بعد، کودکی پا به دنیا گذاشت که قدرتش فراتر از هر آن چیزی بود که گرگ‌ها تاکنون دیده بودند؛ موجودی که حتی نامش زمزمه‌ی ترس را در دل قدرتمندترین‌ها می‌انداخت. اما قدرتی چنین عظیم، تعادل جهان را برهم می‌زد. و الهه‌ی ماه بهتر از هر کس می‌دانست که هیچ کفه‌ای از ترازو نباید سنگین‌تر از دیگری باشد. پس در نقطه‌ای دیگر از جهان، سرنوشت نخ دیگری بافت. از پیوند یک آلفای معمولی و یک امگای خون‌خالص، پسری متولد شد؛ پسری که گویی هرگز قرار نبود به این دنیا قدم ب
I Want You Too ~|| Yoonmin Au Persian Translation by _bunisa
_bunisa
  • WpView
    Reads 1,512
  • WpVote
    Votes 449
  • WpPart
    Parts 28
در چهار سال تغییرات زیادی می‌تونه رخ بده.. درختی که در گذشته سالم بود حالا لبه‌ی پرتگاه مرگه و همزمان دانه‌ای که هنوز از غلاف خارج نشده بود حالا تبدیل به گل زیبایی شده بود. این چهار سال چطور زندگی یونگی، جیمین و پسرشون رو دستخوش تغییر کرده بود؟ ----❦ 𝘰𝘯 𝘨𝘰𝘪𝘯𝘨 𖦹 ɴᴀᴍᴇ: من هم تو رو می‌خوام 𖦹 ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: یونمین 𖦹 ɢᴇɴʀᴇ: انگست، عاشقانه، امگاورس 𖦹 ᴇɴᴅɪɴɢ: هپی 𖦹 writer: @bby_yoon
ENIGMA by Ryhn-moon
Ryhn-moon
  • WpView
    Reads 2,329
  • WpVote
    Votes 403
  • WpPart
    Parts 16
در دنیایی که جایگاه‌­ها همه‌چیزو تعیین می‌کنن، اون همیشه یاد گرفته بود احساساتش رو پنهان کنه؛ اما یک "پیوندِ ناخواسته" کافی بود تا تمام نقاب‌­ها ترک بردارند. وقتی سرنوشت، دو نفرو از دو سوی کاملاً متفاوت کنار هم قرار میده، حقیقتی پنهان کم‌کم خودشو آشکار می‌کنه. حقیقتی که نه قوانین اُمگاورس توانِ مهارش را دارد، نه فاصله‌­شان. این فیک داستان دو روح است که قرار نبود به هم برسند... ولی دقیقا همان‌جایی که همه‌چیز باید تمام می‌شد، شروع شدند. Couple : sope,vkook,namjin,...secret Name : ENIGMA 🐺 Writer : Avaris,Mira Editor : ryhn.moon 📝 Genre : Omegaverse, Emperg, smut🔞
The Alpha Of My Dreams by crazyofvmin
crazyofvmin
  • WpView
    Reads 7,654
  • WpVote
    Votes 1,163
  • WpPart
    Parts 21
تهیونگ تو دنیای فانتزیش اون یه آلفای قوی داشت که همه جوره مواظبش بود حتی از نامجون هیونگشم بیشتر. آلفاش یه پسر قد بلند و چهار شونه با صورت زیبا , جذاب و فریبنده بود. آلفاش بوی قهوه تلخ میداد. تهیونگ تو رویاش روی کول آلفاش سوار میشد و با هم کنار ساحل می‌دویدن. Name:The Alpha Of My Dreams Couple:#MINV 🐥🐻 GANR:#Fluff/#Omegaverse/#Mpreg/Smut🔞
Game over  by crazyofvmin
crazyofvmin
  • WpView
    Reads 5,158
  • WpVote
    Votes 556
  • WpPart
    Parts 46
*برام مهم نیست کی هستی هر جا باشی پیدات میکنم و انتقام پاپا رو ازت میگیرم. این فیک دو ورژن دیگه هم داره minv_kookv «ورژن jikook» Name:Game Over couple:#jikook #taegi #kookgi #minv #jimin&girl
The Gaps Between Me and You(kookmin) by AysanO_O
AysanO_O
  • WpView
    Reads 29,062
  • WpVote
    Votes 4,571
  • WpPart
    Parts 72
"The Gaps between me and you" • romance,mafia,smut,isekai,drama • writer: Moon • couple: kookmin "شکاف های میان منو تو" ژانر : رومنس، مافیایی ، اسمات ، تناسخی ، درام. او تنها یک کتاب خوانده بود... داستانی با پایانی تلخ و شخصیتی که می‌بایست در اوج نفرت کشته شود. اما اکنون، خود او همان شخصیت است: در جهانی که پایانش را می‌داند، کنار مردی که قاتلش خواهد بود. آیا می‌توان در سایه‌ی تقدیری از پیش‌نوشته، قصه‌ای نو آغاز کرد؟ آنجا که عشق، نفرت و خون، بر سر پایانش قمار می‌کنند؟ کاپل: کوکمین
couch by Garexie
Garexie
  • WpView
    Reads 89,566
  • WpVote
    Votes 14,415
  • WpPart
    Parts 91
-انگار برای همیشه توی این خواب گیر افتادم... تو بازم لختی. +صبر کن، من توی خواب‌هات لختم؟! Couple:Yoonjin, Nαmseok Genres:Comedч, slice of life, romαnce, smut, kinky (BD) خلاصه: ده سال رابطه‌ی دوست و هم خونه‌ بودن اونها نمی‌تونست این حقیقت که رپر به عنوان یک سونا بخار، عاشق یک نویسنده‌ی باکره شده رو پنهان کنه. از اونجایی که توی دنیای نویسندگی؛ هیچ حس دوستی ساده‌ای بین کشیشی که باکرگیش رو توسط یک قاتل سریالی از دست داده و اون قاتل سریالی که باکرگیش رو گرفته، وجود نداره. ‌ Highest rank; - #1 in jingi - #1 in kpop - #1 in namhope - #1 in suga - #1 in slice of life - #1 in FF - #1 in soft - #2 in bangtan - #2 in jin - #9 in fiction -Top #100 fanfictions
+21 more
"my protector"Union" /یونمین/ by FaezehLiravi
FaezehLiravi
  • WpView
    Reads 2,017
  • WpVote
    Votes 208
  • WpPart
    Parts 15
کاپل اصلی: یونمین کاپل فرعی:؟ #اسمات#ماورایی#جیمین#یونگی#جادویی#شیطان# اهریمن زمان اپ:شنبه و چهارشنبه"بینش وقت کنم حتمامیزارم" مقدمه: او با شنیدن جمله‌ی «من حامله‌ام» از طرف کسی که فکر می‌کرد همیشه در کنارش بوده، شوکه میشه. «این امکان نداره... مگه چند وقت کنار هم بودن؟ یعنی همینکه از پیشم رفته با اون حرومزاده خوابیده؟» صداش تو سرش تکرار میشه: «من حامله‌ام... حامله...» با عصبانیت سرش رو محکم بین دستاش می‌گیره و شروع به خندیدن می‌کنه، ابتدا آرام و سپس بلندتر. ناگهان به سمتش حمله می‌کنه و سیلی محکمی به صورتش می‌زنه: «کثافت هرزه... اومدی اینجا که چی بشه؟ خبر بارداریتو از اون حرومزاده بهم بدی؟»چهره‌اش رنگ پریده و ناباور بود، اما پوزخند تلخی می‌زند: «تو هم مثل مادرتی توله اون شیطان تو شکمتو داری، اما اومدی اینجا که با من فرار کنی؟» بعد از این، با صدای لرزانی می‌گوید: «گمشو برو پیش همون عوضی که این توله رو ازش داری. تو هم از جنس اونایی، نه... تو بدتری. نصف دیگت اهریمنه سیاه و کثیف.» لحظه‌ای دلش لرزید، اما دوباره خودشو عقب کشید. «گمشو از اینجا...» وقتی در باز می‌شود، دست داغ کسی روی بازوش می‌نشیند و صدای گرفته‌ای از پشت می‌گوید: «این هرزه می‌خواد یه چیزی نشونت بده پس خوب چشماتو باز کن.... .. ـــــــــــــ