Pari42ara's Reading List
8 stories
" Okara efu" by mahsan_tk
mahsan_tk
  • WpView
    Reads 29,526
  • WpVote
    Votes 2,310
  • WpPart
    Parts 24
وقتی بعد از پنج سال، جونگ‌کوک دوباره به کره برمی‌گرده، مادر تهیونگ اصرار داره خانواده دور هم جمع بشن. اما برای تهیونگ، روبه‌رو شدن با برادر ناتنی‌ای که ازش متنفره چیزی جز شکنجه نیست. بین کینه‌های قدیمی، رازهای گذشته و شاید عشقی قدیمی، سرنوشت این دو دوباره به هم گره می‌خوره... این فیکشن ورسه..
OBSESSED "KOOKV" (completed)  by sahar_78
sahar_78
  • WpView
    Reads 1,014,080
  • WpVote
    Votes 103,590
  • WpPart
    Parts 78
تهیونگِ دانشجو نمیدونست زندگی ساده و بی دردسرش به وسیله‌ی رئیس مافیای نیویورک به تاریک‌ترین سمت و سوی ممکن کشیده میشه. از همون شبی که بهترین دوستش جلوی چشماش به قتل میرسه. ژانر: عاشقانه، درام، مافیایی، اسمات کاپل: کوکوی تلگرام نویسنده: thv_taekook
MY YOUr 🐺🌘  by writerMisha
writerMisha
  • WpView
    Reads 21,016
  • WpVote
    Votes 3,271
  • WpPart
    Parts 54
فیک مای یور ( کامل شده ) زمانی که توی جنگل باران خورده با شدت میدووید و خزهای خیس خورده اش با هر باد تکان میخورد ،،، با حس بوی خون که با بوی شیرینی ترکیب شده بود ، از حرکت ایستاد. گرگ امگایی که در سکوت زخم بزرگ روی دستش لیس میزد با چشم های براق از ترس به آلفا زل زد . قبل از بیهوشی انگار در بوی اقیانوس مرد غرق شد .... و زندگی که برای همیشه تغییر کرد. ;;;; کیم تهیونگ پسر ۲۵ ساله‌ی مجسمه‌سازی که رهبر پک تیگو هست و بقیه پک ها به عنوان قدرت اصلی قبولش ندارن و جئون جونگ‌کوک بتای ۳۷ ساله‌ای که مشاور پک جئون‌ها با قصد قبلی به پک تیگو میره. اما چرا آخرش هم برای فرار به اونجا پناه می‌بره ؟ ؛؛؛؛ کاپل: تهکوک ، یون‌مین ، چانبک ژانر : امگاورس ، اسمات ، عاشقانه نویسنده: Misha این فیک داخل چنل تلگرام هم به صورت کامل هست
CORAZÓN by MeganVkv
MeganVkv
  • WpView
    Reads 5,941
  • WpVote
    Votes 865
  • WpPart
    Parts 14
جونگ‌کوک بعد‌از قتل زن‌داداشش به دست برادرش برای محافظت از برادرزاده‌اش مجبور به مقابله با کیم تهیونگ، برادر عصبی و خشمگین زن‌داداشش میشه؛ اما هیچ‌چیز طبق خواسته‌ی جونگ‌کوک پیش نرفت! چرا که حضانت برادرزاده‌اش به دست دایی تهیونگش افتاد و دادگاه نه تنها رأی حضانت، بلکه دیه‌ای سنگین برای خانواده‌اش گذاشت! وقتی هیچ راهی براش نمونده بود، تهیونگ با پیشنهادی که از احساسات چندین ساله‌اش نسبت به پسر نشأت می‌گرفت، اون رو متعجب کرد! _ باهام ازدواج کن، در اون صورت دیه‌ای از خانواده‌ات نمی‌گیرم و می‌تونی یونگ‌جو رو هم ببینی! به نظرتون جونگ‌کوک چه جوابی باید می‌داد؟ یا چه جوابی بهش داد؟ آیا دنیای مافیایی تهیونگ می‌تونست روی ازدواجشون تأثیر بذاره؟ برای دونستنش باهام همراه باش! کاپل: ویکوک، یونمین ژانر: رومنس، مافیایی، اسمات
𝗣𝘂𝗿𝗽𝗹𝗲 𝗠𝗼𝗷𝗶𝘁𝗼 | 𝖵𝗄𝗈𝗈𝗄 by manilarise
manilarise
  • WpView
    Reads 43,475
  • WpVote
    Votes 6,847
  • WpPart
    Parts 38
موهیتوی بنفش | 𝖯𝗎𝗋𝗉𝗅𝖾 𝗆𝗈𝗃𝗂𝗍𝗈 تلقین چیزیه که روی ناخودآگاهِ انسان تاثیر میزاره، اگر با یک چیزی مدام مغزت رو به گا بدی و با خودت تکرار و تلقین کنی، قطعا توی ذهنت شکل میگیره. اما نه عاشق بودن! عشق رو نمیشه با تظاهر، پول و مال و زیبایی بدست آورد. تظاهر به دوست داشتن فقط میتونه احساساتِ واقعی که داری و ناخودآگاهت سعی داره اونهارو از خودآگاهت مخفی کنه، برات رو کنه و تورو تو یک بگایی بندازه! ژانر ↶ عاشقانه، کمدی، کمی دراما، اسمات کاپل ↶ «اصلی - ویکوک» تهیونگ↑- جونگکوک↓ «فرعی - سپ» قسمتی از فیک ↶ _به من نگو موهیتوی بنفش! _پس چی بگم؟ غیر ازینه که مثل یک موهیتو تو یک روزِ تابستونیِ گرمِ تخمی، برام لذت بخش و آرامش بخشی؟ غیر ازینه که با اون موهای بنفشِ دلبرت، ضربان قلبم رو روی هزار میبری و کاری میکنی دلم بخواد هرروز صبح اون تار های بنفشِ لعنتی روی سینه‌م باشن؟ خب بیشعور. تو خودِ موهیتوی بنفشی! •روزِ آپ: دوشنبه ها•
VENATOR|VKOOK by Avaasavelia98
Avaasavelia98
  • WpView
    Reads 24,378
  • WpVote
    Votes 1,428
  • WpPart
    Parts 31
𒆜• 𝑽𝑬𝑵𝑨𝑻𝑶𝑹 ➴ دام افـکـن •𒆜 🃁 کاپل↫ ویکوک 🃜 ژانر↫ جنایی، معمایی، دلهره آور، عاشقانه، اسمات 🃖 روزهای آپ ↫پنجشنبه ها ( ساعت 21:00) 🃚 نویسنده↫ 𝑨𝒗𝒂𝒂𝒔𝒂𝒂 ╭━━━━━━━━∙⋆⋅⋆∙━━━━━━━━╮ خلاصه: توی دنیای تاریک و بی رحمی که قانونِ جنگل حکم فرماست؛ شنیدن اسم " شکارچی اعظم" کافیه که لرز به تن انسان نماها بیوفته. صیادی که برای دست نیافتنی ترین آدم ها دام پهن می کنه و خطرناکترین انسان ها رو به بند می کشه. کیم تهیونگ، مثل یه سایه توی تاریکی ها پنهان شده و فقط وقتی بیرون میاد که بخواد شکارش روبه چنگ بگیره. اما چی میشه اگه یه شب، یه پرونده ی سرخ ، از یه شکار جدید ،سرنوشت شکارچی شب چشم رو تغییر بده؟ شکاری که جنس قهوه ای چشم هاش، شبیه به شکارهای قبل نیست... شکار سپیدپوشی که قراره به جنگ صیاد سایه زاد بره ... ╰━━━━━━━━∙⋆⋅⋆∙━━━━━━━━╯ ╔════════════════════╗ برشی از داستان: _ دیدن یه شکارچیِ مجنون منظره ایه که به هیچ وجه از دستش نمیدم! _ به جنون کشیدن یه شکارچی عاقبت خوبی نداره پزشک جئون! _ "از حقیقت نمیشه فرار کرد شکارچی، لب هات "بوسه خواهه! _ "و لب های تو "بوسه فریب! ╚════════════════════╝
𝑯𝒂𝒍𝒇 𝑩𝒍𝒐𝒐𝒅 𝑷𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆 | شاهزاده‌ی دورگه  by haana707
haana707
  • WpView
    Reads 10,472
  • WpVote
    Votes 1,271
  • WpPart
    Parts 9
جئون جونگ‌کوک که یه شاهزاده‌ی دورگه‌ست، سال‌هاست به سیاتل تبعید شده. اون توسط مردی ناشناس به فرزند‌خوندگی پذیرفته و برای به‌دست‌آوردن تاج‌وتخت آماده شده؛ اما حالا شاهزاده بعداز سال‌ها تحمل، از قوانین حوصله‌سربر کاخ خسته‌ست، پس تصمیم می‌گیره روز تولدش بزرگ‌ترين قانون پادرینو رو زیرپا بذاره و برای یک روز فرار کنه. فراری که اون رو به مرد عجیبی می‌رسونه؛ مردی که قراره کلید شناخت پادرینو برای شاهزاده باشه... ‌ ‌ ‌ ‌برشی از داستان: - گاهی احساس می‌کنم به هیچ‌جا تعلق ندارم... - بهم اجازه می‌دی؟ - برای چی؟ - که روی تنت عطر خودم رو به‌جا بذارم و بهت نشون بدم تنها جایی که نیازه بهش تعلق داشته باشی، منم! - قول می‌دی... مراقبم باشی؟ - همیشه. ᤴ 𝖭𝖺𝗆𝖾: #HalfBlood - چهارشنبه‌ها ᤴ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: Vkook ᤴ 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: Romance, Smut, Drama, Political-Royal ᤴ 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋s: Hana #MultiShot ⑈
Collapse | VKOOK by dibaphg
dibaphg
  • WpView
    Reads 267,774
  • WpVote
    Votes 14,649
  • WpPart
    Parts 42
Collapse ~ فروپاشی ❖ کاپل ⇐ ویکوک ❖ ژانر ⇐ درام، جنایی، اکشن، معمایی، انگست، اسمات ❖ روزهای آپ ⇐ یکشنبه ها ❖ نویسنده ⇐ Diba جئون جونگکوک، وکیل والا مقام های شهر سئول برای پیدا کردن خواهر گمشده‌اش و رو کردن دست آدمهایی که از شغل و جایگاهشون برای منافع کثیفشون استفاده میکنن به سراغ کیم تهیونگ، مردی که سه سالِ نگاه جوونش رو بخاطر به گردن گرفتن جرم پسر شهردار کیم پشت میله های سرد زندان پیر کرده میره...مجرم بیگناهی که با پا گذاشتن تو مسیر اون وکیل یاغی، بعد از سالها خونه ی امنش رو پیدا میکنه، خونه ای که آوار شدنش آغازگر فروپاشی یک عشق خواهد بود... بخشی از فیــکـــ: _ جونگکوک...اگه نمیخوای... _ مطمئن باش اگه نمیخواستمت هیچ وقت بهت اجازه نمیدادم تا این حد پیش بری، دلباخته‌ی جونگکوک. دلباخته بود...واژه ای که به درستی از دهان پسر برای توصیفش بیان شده بود...دلباخته ای که دلش رو به سراب وجود ابدی یک وکیل باخته بود.