Pari42ara's Reading List
12 stories
Eyes Never Lie [Persian Translation] by Yungidontmarryme
Yungidontmarryme
  • WpView
    Reads 4,126
  • WpVote
    Votes 555
  • WpPart
    Parts 33
کارآگاه کیم تهیونگ، معروف به «عجیب الخلقه»؛ مردی که از سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا فقط به خاطر «بیش از حد باهوش بودن» اخراج شد، روش‌های عجیب و مخصوص خودش رو برای حل معماهای جنایی داره. تحلیل‌های نابغه‌وار و لحظه‌ایش، زبون تند و مغرورش و اخلاق کاریِ افتضاحش، سرتاسر کشور زبانزد همه ست. اما وقتی توی یکی از پرونده‌های خاصش بیشتر و بیشتر عمیق ‌شد، حتی روش‌های فوق العاده‌ش هم شروع به شکست خوردن کردن. چون در نهایت به حقیقتی می‌رسید که همه‌چیز رو زیر و رو می‌کرد؛ اینکه شاید قاتل زنجیره‌ایِ پشت تمام این قتل‌ها، کسی نباشه جز نامزد خودش.جئون جونگ‌کوک؛ بازیگر دوست‌داشتنی و تازه‌کاری که برای رسیدن به آرزوش با همه چیز دست‌وپنجه نرم می‌کرد،و هیچ‌چیز رو بیشتر از نامزدش دوست نداشت. حتی خودش رو. •COUPLE:VKOOK •Genre: Romance,mystery, Criminal, Psychological •Writer:bubblewarp1009 Highest Rank: 1# jungkook
Liora│لیورا   by vkook3748
vkook3748
  • WpView
    Reads 91,381
  • WpVote
    Votes 14,050
  • WpPart
    Parts 70
به جای دوستم سر قرار رفتم تا کنسلش کنم میخوای بدونی بعدش چیشد؟ ... نام فیکچت : 𝗟𝗶𝗼𝗿𝗮 (لیورا) کاپل اصلی : 𝗩𝗸𝗼𝗼𝗸 (ویکوک/تهکوک) ژانر :عاشقانه، هپی اند، دوستانه، اسمات، فیکچت، دارای کاپل فرعی وضـعیت : درحـال اپ چنل اصلی /نویسنده داخل تلگرام: @taekook_kim7
the law of being bad by fictionvkooklove
fictionvkooklove
  • WpView
    Reads 12,769
  • WpVote
    Votes 1,094
  • WpPart
    Parts 19
خلاصه فیک ؛«از زمانی که چشمامون رنگ خورشید رو می‌بینه، فقط یک جمله توی گوشمون صدا می‌کنه و تا آخر عمرمون تکرار میشه: "به عنوان یه آدم خوب زندگی کن." اما کی تعیین می‌کنه کی خوبه و کی بده؟» قاتل معصومیتتون همون کسیه که میگه خوب باش. چه دردناکه باش چه نه ،ما دیر میفهمیم اما قاتل روحمون همون مرحم زخم هامون ..! بخشی از فیک ؛ _کری مگه؟ گفتم بهم میزنیم ،اگه شمارتو رو گوشیم ببینم خیلی برات بد میشه جئون ! پوزخندی بین اشک هاش روی لباش نقش بست ،پس واقعا ادما عوض میشن از کسایی که میشناسیم به کسایی که نمیشناسیم؟! حالا بدجوری ادم روبه روش نمیشناخت ،کسی که تا دیروز..نه کسی که همین چند ثانیه پیش داشت میبوسیدش چطوری میتونست این هم تغییر کن و حرف از رفتن بزن ، جوریکه انگار جوک؟ _جئون؟ مگه تا همین چند ثانیه پیش آهو نبودم؟! تهیونگ چته شد ؟خواهش •خ•اه- خواهش میکنم ب• باهم ح•حرف بزن! _حرفی ندارم بخوام باهات بزنم ! میخک هام ،ماریون هستم ،نویسند فیک "قانون بد بودن" این فقط بخشی از سفر پر هیجان و تنش ما هست که قرار باهم تجربه کنیم ،این داستان قرار چیزهای زیادی بهتون یاد بود،غم ،شادی،هیجان،تنش ،باهم خیلی چیزهارو تجربه خواهیم کرد . خوشحال میشم عضوی از این سفر بشید تا باهم به اعماقش بریم:)
𝑆𝑖𝑙𝑣𝑒𝑟 𝐿𝑖𝑛𝑖𝑛𝑔𝑠 𝑃𝑙𝑎𝑦𝑏𝑜𝑜𝑘[ᵏᵒᵒᵏᵛ] by anittashere
anittashere
  • WpView
    Reads 80,925
  • WpVote
    Votes 8,018
  • WpPart
    Parts 22
تو جفت مقدر شده من بودی، کسی که باید در شادی و بیماری کنارم میبود تا زمانی که مرگ مارو از هم جدا بکنه اما تصمیم گرفتی یک روز زیر سایه یک سرو بلند این پیوندو بهم بزنی و من نباید مزاحم زندگیت با زنی که عاشقشی باشم، حالا کی بعد از ده سال مزاحم زندگیه اون یکی شده جونگکوک؟ ژانر:امگاورس،رومنس،دراما،انگست،اسمات کاپل:کوکوی،یونمین،هوسوکxگرل
" Okara efu" by mahsan_tk
mahsan_tk
  • WpView
    Reads 61,752
  • WpVote
    Votes 5,015
  • WpPart
    Parts 24
وقتی بعد از پنج سال، جونگ‌کوک دوباره به کره برمی‌گرده، مادر تهیونگ اصرار داره خانواده دور هم جمع بشن. اما برای تهیونگ، روبه‌رو شدن با برادر ناتنی‌ای که ازش متنفره چیزی جز شکنجه نیست. بین کینه‌های قدیمی، رازهای گذشته و شاید عشقی قدیمی، سرنوشت این دو دوباره به هم گره می‌خوره... این فیکشن ورسه..
OBSESSED "KOOKV" (completed)  by sahar_78
sahar_78
  • WpView
    Reads 1,071,194
  • WpVote
    Votes 107,089
  • WpPart
    Parts 78
تهیونگِ دانشجو نمیدونست زندگی ساده و بی دردسرش به وسیله‌ی رئیس مافیای نیویورک به تاریک‌ترین سمت و سوی ممکن کشیده میشه. از همون شبی که بهترین دوستش جلوی چشماش به قتل میرسه. ژانر: عاشقانه، درام، مافیایی، اسمات کاپل: کوکوی تلگرام نویسنده: jk_kookvv
MY YOUr 🐺🌘  by writerMisha
writerMisha
  • WpView
    Reads 32,402
  • WpVote
    Votes 4,576
  • WpPart
    Parts 54
فیک مای یور ( کامل شده ) زمانی که توی جنگل باران خورده با شدت میدووید و خزهای خیس خورده اش با هر باد تکان میخورد ،،، با حس بوی خون که با بوی شیرینی ترکیب شده بود ، از حرکت ایستاد. گرگ امگایی که در سکوت زخم بزرگ روی دستش لیس میزد با چشم های براق از ترس به آلفا زل زد . قبل از بیهوشی انگار در بوی اقیانوس مرد غرق شد .... و زندگی که برای همیشه تغییر کرد. ;;;; کیم تهیونگ پسر ۲۵ ساله‌ی مجسمه‌سازی که رهبر پک تیگو هست و بقیه پک ها به عنوان قدرت اصلی قبولش ندارن و جئون جونگ‌کوک بتای ۳۷ ساله‌ای که مشاور پک جئون‌ها با قصد قبلی به پک تیگو میره. اما چرا آخرش هم برای فرار به اونجا پناه می‌بره ؟ ؛؛؛؛ کاپل: تهکوک ، یون‌مین ، چانبک ژانر : امگاورس ، اسمات ، عاشقانه نویسنده: WriterMisha این فیک داخل چنل تلگرام هم به صورت کامل هست
𝐶𝑂𝑅𝐴𝑍𝑂𝑁 by MeganVkv
MeganVkv
  • WpView
    Reads 26,893
  • WpVote
    Votes 3,086
  • WpPart
    Parts 24
جونگ‌کوک بعد‌از قتل زن‌داداشش به دست برادرش برای محافظت از برادرزاده‌اش مجبور به مقابله با کیم تهیونگ، برادر عصبی و خشمگین زن‌داداشش میشه؛ اما هیچ‌چیز طبق خواسته‌ی جونگ‌کوک پیش نرفت! چرا که حضانت برادرزاده‌اش به دست دایی تهیونگش افتاد و دادگاه نه تنها رأی حضانت، بلکه دیه‌ای سنگین برای خانواده‌اش گذاشت! وقتی هیچ راهی براش نمونده بود، تهیونگ با پیشنهادی که از احساسات چندین ساله‌اش نسبت به پسر نشأت می‌گرفت، اون رو متعجب کرد! _ باهام ازدواج کن، در اون صورت دیه‌ای از خانواده‌ات نمی‌گیرم و می‌تونی یونگ‌جو رو هم ببینی! به نظرتون جونگ‌کوک چه جوابی باید می‌داد؟ یا چه جوابی بهش داد؟ آیا دنیای مافیایی تهیونگ می‌تونست روی ازدواجشون تأثیر بذاره؟ برای دونستنش باهام همراه باش! کاپل: ویکوک، یونمین ژانر: رومنس، مافیایی، اسمات
𝗣𝘂𝗿𝗽𝗹𝗲 𝗠𝗼𝗷𝗶𝘁𝗼 | 𝖵𝗄𝗈𝗈𝗄 by manilarise
manilarise
  • WpView
    Reads 46,244
  • WpVote
    Votes 7,131
  • WpPart
    Parts 40
موهیتوی بنفش | 𝖯𝗎𝗋𝗉𝗅𝖾 𝗆𝗈𝗃𝗂𝗍𝗈 تلقین چیزیه که روی ناخودآگاهِ انسان تاثیر میزاره، اگر با یک چیزی مدام مغزت رو به گا بدی و با خودت تکرار و تلقین کنی، قطعا توی ذهنت شکل میگیره. اما نه عاشق بودن! عشق رو نمیشه با تظاهر، پول و مال و زیبایی بدست آورد. تظاهر به دوست داشتن فقط میتونه احساساتِ واقعی که داری و ناخودآگاهت سعی داره اونهارو از خودآگاهت مخفی کنه، برات رو کنه و تورو تو یک بگایی بندازه! ژانر ↶ عاشقانه، کمدی، کمی دراما، اسمات کاپل ↶ «اصلی - ویکوک» تهیونگ↑- جونگکوک↓ «فرعی - سپ» قسمتی از فیک ↶ _به من نگو موهیتوی بنفش! _پس چی بگم؟ غیر ازینه که مثل یک موهیتو تو یک روزِ تابستونیِ گرمِ تخمی، برام لذت بخش و آرامش بخشی؟ غیر ازینه که با اون موهای بنفشِ دلبرت، ضربان قلبم رو روی هزار میبری و کاری میکنی دلم بخواد هرروز صبح اون تار های بنفشِ لعنتی روی سینه‌م باشن؟ خب بیشعور. تو خودِ موهیتوی بنفشی! •روزِ آپ: دوشنبه ها•
VENATOR|VKOOK by Avaasavelia98
Avaasavelia98
  • WpView
    Reads 36,321
  • WpVote
    Votes 2,071
  • WpPart
    Parts 38
𒆜• 𝑽𝑬𝑵𝑨𝑻𝑶𝑹 ➴ دام افـکـن •𒆜 🃁 کاپل↫ ویکوک 🃜 ژانر↫ جنایی، معمایی، دلهره آور، عاشقانه، اسمات 🃖 روزهای آپ ↫پنجشنبه ها ( ساعت 21:00) 🃚 نویسنده↫ 𝑨𝒗𝒂𝒂𝒔𝒂𝒂 ╭━━━━━━━━∙⋆⋅⋆∙━━━━━━━━╮ خلاصه: توی دنیای تاریک و بی رحمی که قانونِ جنگل حکم فرماست؛ شنیدن اسم " شکارچی اعظم" کافیه که لرز به تن انسان نماها بیوفته. صیادی که برای دست نیافتنی ترین آدم ها دام پهن می کنه و خطرناکترین انسان ها رو به بند می کشه. کیم تهیونگ، مثل یه سایه توی تاریکی ها پنهان شده و فقط وقتی بیرون میاد که بخواد شکارش روبه چنگ بگیره. اما چی میشه اگه یه شب، یه پرونده ی سرخ ، از یه شکار جدید ،سرنوشت شکارچی شب چشم رو تغییر بده؟ شکاری که جنس قهوه ای چشم هاش، شبیه به شکارهای قبل نیست... شکار سپیدپوشی که قراره به جنگ صیاد سایه زاد بره ... ╰━━━━━━━━∙⋆⋅⋆∙━━━━━━━━╯ ╔════════════════════╗ برشی از داستان: _ دیدن یه شکارچیِ مجنون منظره ایه که به هیچ وجه از دستش نمیدم! _ به جنون کشیدن یه شکارچی عاقبت خوبی نداره پزشک جئون! _ "از حقیقت نمیشه فرار کرد شکارچی، لب هات "بوسه خواهه! _ "و لب های تو "بوسه فریب! ╚════════════════════╝