سیام؛ سازمان سِری تایلند و یکی از بزرگترین و مهم ترین سازمان های آسیا، بهترین مامور هایی رو آموزش میده که در کمترین زمان ممکن، حتی سخت ترین و سِری ترین ماموریت ها رو انجام میدن.... تا الان کسی چهره ی اونها رو ندیده و به صورت ناشناش بین مردم زندگی میکنن....
نویسنده : fairy
وضعیت : در حال اپ
نام : عشقی برای کشتن
ژانر : عاشقانه، درام، انگست، پلیسی، هیجانی، اسمات
کاپل ها : لیزکوک، تهنی
رزی دختری که تو هشت سالگی پدر و مادرش کشته میشه و دوست خانوادگیشون اقای پارک اونو به خونه خودش میاره و بزرگ میکنه...رزی بخاطر اذیت های مادرخوندش و درمان افسردگیش به امریکا میره و اونجا تحصیل میکنه اما بعداز پایان تحصیلش به اصرا ر پدرخوندش مجبور میشه برگرده و به دروغ های بزرگ زندگیش پی میبره
کاپل:رزکوک
خوب ها میسوزند و بد ها چوب ها را صاحب میشوند...غافل از اینکه ته این دریای مذاب ، آبشار مذاب وجود دارد
Name: Hell of Angels(جهنم فرشتگان )
Couple: jensoo , taenni, jinsoo,jiros
تا به حال مجبور شدید عاشق باشید؟اوه...این یه داستان غمانگیزه.....
شرح:چگونه با انجام یک ماموریت زندگی خود را داغون کنیم؟بیاین باهم همراه باشیم
کوک:علاقه ای به من داری؟
لیسا:اره!...در حدی که بهت افتخار میدم به دست های من بمیری!
کوک:افتخار بزرگیه....البته اگه داشتن لب هات رو افتخار حساب نکنیم!
داستان دختر پلیسی که مامور سازمان مخفی j&k عه....
و مافیایی که بهش علاقه پیدا میکنه
داستان این دو قراره چجوری پیش بره؟
ژانر:مافیایی_درام_هیجان انگیز_پلیسی_اسمات_عاشقانه
Couples:
1:𝓵𝓲𝓼𝓴𝓸𝓸𝓴(:
2:𝓽𝓪𝓮𝓷𝓷𝓲𝓮(؛
3:𝓻𝓸𝓼𝓶𝓲𝓷(;
4:𝓶𝓪𝓫𝓮 𝓳𝓲𝓼𝓸𝓸 𝓪𝓷𝓭 𝓳𝓲𝓷("
در یک هفته: یک چپتر
روزهای:جمعه
داستان هیچوقت قرار نیست نصفه ول شه...با خیال راحت بخونید
من فقط میخواستم انتقام گذشته ی سختم رو بگیرم اما این انتقام به چه قیمت بود؟به قیمت لمس دوباره ی عذاب هام؟
چرا این داستان پیچیدگی عشق و نفرت رو در دلم بوجود اورد تا کی توان مقاومت دارم؟
.
.
قسمتی از فیک:
پلکهام رو از هم باز کردم که توی همون لحظه نفس های گرمش کنار گوشم لرزی رو به بدنم انداخت،با یه لحن تمسخر امیز گفت:هه فکر کنم تا اینجا گرفته باشی دنیا دست کیه دیگه؟اینبار از این رفتارت گذشتم اما دفعه ی بعد اگر سعی کنی به خودت اسیب بزنی یا هر کاری خلاف میل من انجام بدی، جزاشو میبینی
با تموم شدن جملش از روم بلند شد و بدون هیچ حرف یا چیز دیگه ای مستقیم سمت در رفت و ازاتاق خارج شد،با بغض به مسیر رفتنش خیره شدم و بعدش خودم رو به پهلو خوابوندم و زانو هام رو توی شکمم جمع کردم،اروم و بیصدا شروع کردم به گریه کردن:چرا بازم این اتفاقا داره برام میافته چرا گیر یه حیوون دیگه افتادم؟یعنی هنوز مجازاتم تموم نشده؟چرا اخه؟؟؟
.
.
[چشیدن دوبارهی گذشته]
ژانر:مافیایی،اکشن،جنایی،معمایی،عاشقانه،ارباب برده ای،انگست
کاپل ها: لیزکوک،تهنی،جیرز،جینسو
شخصیت ها:بی تی اس،بلک پینک،کیپاپ،ساخته ی ذهن نویسنده
وضعیت:( تمام شده)
#لیزکوک #تهنی #جیرز #جینسو #بلکتن #بی_تی_اس #بلک_پینک
این داستان زندگیه منه
من کیم جنی دختر بزرگترین سهامدار ایتالیا طی یه شب زندگیم زیر و رو شد!
مسخره اس!
ولی انگار تموم دنیا دست به دست داده بود تا من اونو ملاقات کنم!
حتی شده به عنوان یه پسر...
وارد شدن به کمپانی بیگ هیت اونم به عنوان یه پسر کار ه رکسی نبود! ولی من انجامش دادم و همین اشتباه، باعث شد سرنوشت بازی جدیدی رو برام رقم بزنه!
⇏ ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : taennie
⇏ sᴜʙ ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : jirose -liskook -jinsoo
⇏ ɢᴇɴʀᴇ : drama - fun
"دارم به این فکر میکنم که چرا انقدر برای زنی که دوست دختر داره شایعه میسازن، واقعا احمقن!"
قراره اینجا AUهایی کوتاه و فیک چت از جنلیسا و چهسو آپ بشه.
با اضافه کردن به لایبریتون میتونید هر زمان که آپ شد فیک چت جدید بخونید.
چهیونگ تپش قلبش رو احساس میکرد و میخواست به سرعت از اونجا فرار کنه پس انجامش داد اما دستش توی دست های زن اسیر شد.
"سیندرلایی مگه؟ این دومین دیدارمونه و تو داری باز فرار میکنی"
جیسو از سر تا پایین دختر رو برانداز کرد.
"شبیه راپنزلی، دوست داشتی شب به خونم بیا. خوشحال میشم با همسایهم آشنا بشم"
Couple: Chaesoo.
Genre: Secret.
One shot.
"_ دوسم داری؟
+خب...تو همسرمی
_ پس عاشقمی؟
تهیونگ با دیدن سکوت جنی، لبخند تلخی میزنه : یونگی... نه؟
بازم جوابی دریافت نمیکنه : دوسش داری؟
دست جنی رو که تصمیم به سکوت گرفته، میگیره و میگه : خودتو ناراحت نکن فقط میخواستم بدونم اگه یه روز نباشم، یکی هست که دلش برام تنگ بشه یا نه!"
نویسنده : fairy
وضعیت : پایان یافته
نام : مرگ تدریجی
ژانر : کلاسیک، عاشقانه، انگست، درام
کاپل ها : تهنی، یونی