bangtansoniondan77's Reading List
3 stories
لبه‌ی سکوت  by quil1w
quil1w
  • WpView
    Reads 1,539
  • WpVote
    Votes 206
  • WpPart
    Parts 10
لبه‌ی سکوت داستان دو پسر تو دنیاییه که تاریکی انگار توی خونشونه. مین‌هو سرد و مرموزه، یه جورایی همه‌چی‌رو می‌دونه ولی هیچ‌چی نمی‌گه. جیسونگ داغونه، زخمی، ولی هنوز نترس. یه رابطه‌ی پیچیده بینشونه-یه چیزی بین عشق، درد، و وابستگیِ خطرناک. نه می‌تونن با هم باشن، نه بدون هم. و هرچی جلوتر می‌رن، مرز بین نجات و نابودی کم‌رنگ‌تر می‌شه... ژانر:روانشناختی،دارک رمنس،درام،رازآلود کاپل:مینسونگ وضعیت:اتمام یافته
𝖬𝗒 𝖡𝗎𝗌𝗒 𝖥𝖺𝗆𝗂𝗅𝗒 by soulhyn
soulhyn
  • WpView
    Reads 80,068
  • WpVote
    Votes 5,876
  • WpPart
    Parts 34
" 𝗠𝘆 𝗕𝘂𝘀𝘆 𝗙𝗮𝗺𝗶𝗹𝘆 " خلاصه‌ی فیک : داستان از جایی شروع می‌شه که فلیکس طی یه اتفاق یهویی، رابطه‌ی خواهرش رو دوست پسرش رو بهم می‌زنه! ولی چی می‌شه اگه خواهرش مجبورش کنه رابطه‌ای که بهم زده رو درست کنه؟ ممکنه روابط پیچیده‌ای بین خودش و دوست پسر خواهرش به وجود بیاد؟ ممکنه همه چیز فراتر از اون چیزی که فکرش رو می‌کنه پیش بره؟ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞𝐬 : 𝗁𝗒𝗎𝗇𝗅𝗂𝗑, 𝗆𝗂𝗇𝗌𝗎𝗇𝗀 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞 : 𝗋𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝖽𝗋𝖺𝗆, 𝖺𝗇𝗀𝗌𝗍 -پایان یافته. 𝗐𝗋𝗂𝗍𝗍𝖾𝗇 𝖻𝗒 𝗂𝗓𝖾𝗅.
𝑴𝑬𝑵𝑻𝑨𝑳 𝑮𝑨𝑴𝑬 🌩🖤🍷𝑯𝒀𝑼𝑵𝑳𝑰𝑿 by Sayehfarokh13
Sayehfarokh13
  • WpView
    Reads 91,273
  • WpVote
    Votes 5,940
  • WpPart
    Parts 21
Couple:Hyunlix Author:Sayeh" Ganres: School life ,smut🔞 لی فلیکس طی تصمیم مادرش برای ازدواج به سئول میاد و روز اول مدرسش با اکیپ هیونجین برخورد میکنه و مجبور میشه پیش خود هیونجین بشینه معلم ریاضی که میدونسته نمرات فلیکس خیلی خفنن شرط میزاره :تنها زمانی نمرات فلیکس رو ثبت میکنه که نمره پایانی هیونجین بالا بشه!! حالا چی میشه اگه کسی که مادرش باهاش ازدواج کرده پدر هیونجین باشه؟:) ----------------☆--------------------☆--------------------------- [[همینکه از خیابون اصلی دور شدن به جلو خم شد و تا جایی که میتونست گاز داد،مشت شدن لباسش تو دستای اون احمقو حس کرد و لبخندش پر رنگ تر شد به چراغ قرمز روبروشون که رسید سرعتشو بیشتر کرد و از لای ماشینا رد شد . میتونست ضربان تند قلب فلیکسو که از پشت بهش چسبیده بود حس کنه و این بهش حس خوبی میداد و میخواست هرچه زود تر صورت ترسیدشو ببینه. به جای مورد نظرش که رسیدن وایستاد تا از موتورش پیاده شه: حالا بازم جرئت میکنی با من بری مدرسه؟هوم؟ رنگش پریده بود با اخم نگاهی به اطرافش انداخت اینجا که مدرسه نبود! انگار دور ترین نقطه ی شهر بود کم کم داشت متوجه قضیه میشد :از اولم نباید بهت اعتماد میکردم.اینجا کجاست؟منو برگردون عوضی... کاپل:هیونلیکس❤️‍🔥 ژانر:مدرسه ای ، اسمات ، با چاشنی اکشن