setayesh139's Reading List
6 hikaye
the trust tarafından Arshin_billie_1D
Arshin_billie_1D
  • WpView
    OKUNANLAR 162
  • WpVote
    Oylar 30
  • WpPart
    Bölümler 10
|اعتماد| شاخه‌های قطور و بلندش را دور بدنم پیچید. کاملا واضح بود که قصد له کردنم را دارد. حتی نمی‌توانستم یکی از انگشتانم را تکان دهم. صدای خورد شدن استخوان‌های دنده‌ام را می‌شنیدم. دیگر امیدی به زنده ماندن نداشتم.
تاوان بی گناهی tarafından mdis_rty
mdis_rty
  • WpView
    OKUNANLAR 21,358
  • WpVote
    Oylar 948
  • WpPart
    Bölümler 14
بسته سیگارو گرفت طرفم یکی برداشتم، از کنار کفشم فندک درآوردم و روشنش کردم فندکو از دستم گرفت و سیگارشو روشن کرد: چشمم روشن تولم فندک جاسازم داره! _: تجربه ثابت کرده همیشه فندک پیشم باشه!اون دفه یادت نیس؟ جر خوردیم رفتیم بالا درخت سیگار بکشیم ، دو بسته سیگار آورده بودی بدون فندک! خندید : قانع شدم بابا لبخند زدم : میدونی مدی؟منو تو مثل سیگارو فندکیم! موهامو بوسید:چطور؟ کام عمیقی از سیگارم گرفتم _: سیگار بدون فندک ب کار کسی نمیاد، هرچقدرم گرون و لاکچری باشه !بدون فندک بدرد نخور ترین چیز دنیاس... فندک! تو فندک منی! بدون تو هیچی نیستم!
Fuck Love [LGBT] tarafından Nazanin_MSA
Nazanin_MSA
  • WpView
    OKUNANLAR 16,627
  • WpVote
    Oylar 1,014
  • WpPart
    Bölümler 5
چه‌قدر آدم باید بی‌پَناه باشه... که توی آغوش شِکنجه‌گَرِش، گِریه کنه؟ [♤ ♡ ◇ ♧]‌‌ این رمان شیپ لزبین‌ـه و اِصماتش هم زیاده! امیدوارم خوشتون بیاد... پارت معرفی رو حتما مطالعه کنید، خیلی مهمه! ممنون میشم اگه لذت بردید تمام پارت‌هارو ووت بدین و نظراتتونو کامنت کنید... چت‌ها: + مِلانی = روبی ÷ دیِگو × شخصیت‌های فرعی (اسمشو مینویسم یا تو داستان بهش اشاره میکنم)
+13 tane daha
Blue Roses tarafından min_koala
min_koala
  • WpView
    OKUNANLAR 3,415
  • WpVote
    Oylar 327
  • WpPart
    Bölümler 25
به خون روی دست های لرزونش خیره شد گل های رز آبی همجا رو در برگرفته بودند نفس هاش بخاطر سرمای هوا مثل دود سیگار از لب هایی که با ترس هر بار بدون گفتن حرفی روی هم قرار می گرفتند خارج میشد اون همچین آدمی نبود! نه این جنازه های روی زمین کار اون نبودند! سرش رو بالا اورد و سعی کرد حالت گیجش رو کمتر کنه مرمک چشم‌های تیرش با شوک درشت شدند و به لرزش در امدند دختری با پیراهن سفیدی که لکه های سرخ خون زيباييش رو ازش گرفته بودند امکان نداشت نه نه کار اون نبود مگه نه؟! عرق سرد پیشونی و بدنش رو در بر گرفته بود زانو هاش از شدت خستگی صحنه هایی که هر شب می دید سست شده بودند و افتادنش روی زمین اون رو از آغوش کابوس هاش در اورد! ژانر : روانشناسی, عاشقانه, دژاوو..... کاپل : همینکه بدونید لزبینه کافیه!
just hold on{lesbians} tarafından aira_aa
aira_aa
  • WpView
    OKUNANLAR 6,579
  • WpVote
    Oylar 350
  • WpPart
    Bölümler 11
این داستان روایت زندگی دوتا دختر جوونه که بعد مدتها دوستی مجازی قراره برای دانشگاه باهم زندگی کنن ایرا و ایریس دوتا لزبینن که باهم توی فضای مجازی اشنا میشن و تصمیم میگیرن رویاها و ارزوهایی که برای باهم بودن دارن به حقیقت تبدیل کنن هیچ زندگی به خوبی خوشی پیش نمیره و داستانای بچگیمون که اخرش همیشه میگفتن((به خوبی خوشی با یکدیگر زندگی کردن)) کاملن دروغ و رویای بچگانست. خوشبختی واقعی ینی از مشکلات و سختیای زندگیت با کسی عبور کنی که حاضری چندین برابر این سختیارو بخاطرش تحمل کنی😄 امیدوارم خوشتون بیاد💜☂️...
I'm little girl 🍓 (BDSM)(DDLG) tarafından sh_ahara
sh_ahara
  • WpView
    OKUNANLAR 239,595
  • WpVote
    Oylar 11,778
  • WpPart
    Bölümler 26
دختری که علاقه به بیبی بودن داره.. اون مردی رو پیدا میکنه که بتونه ددیش باشع؟ مردی که بتونه تفاوت های اونو درک کنه و با اون همونجور که دوست داره رفتار کنه.............. ژانر :BDSM / اسمات / ددی کینگ /DDLG/ لیتل اسپیس وضعیت : تمام شده
+18 tane daha