Pearl1580's Reading List
61 stories
Him & I [L.S] by bhr_abl
bhr_abl
  • WpView
    Reads 15,112
  • WpVote
    Votes 4,172
  • WpPart
    Parts 59
[complete] از تلاش برای برگردوندن پسر، دست برداشته بود. اون فقط وقتی خودش میخواست، برمیگشت؛ تو خواب ها و رویا ها و آشنا پنداری های در هم شکسته. مثلا وقتی لویی به سمت محل کارش رانندگی میکرد، یهو چشمش می‌افتاد به پسری قد بلند با مو های فرفری که کنار خیابان ایستاده. برای لحظه ای نفس گیر، میتونست قسم بخوره که خودِ خودشه. بعد متوجه میشد که موهای این پسر بیشتر قرمزه تا شکلاتی... و سیگاری روشن کرده.. و تازه تیشرت سکس پیستولز رو هم پوشیده. هری از سکس پیستولز متنفر بود. هری... پشت سرش بود،تا لحظه ای که سرش رو برمیگردوند. کنارش دراز کشیده بود، تا لحظه ای که از خواب بیدار میشد. باعث میشد دیگران خسته کننده تر و بی روح تر به نظر برسن و هیچ کس به اندازه کافی، خوب نباشه. هری همه چیز رو خراب میکرد. هری رفته بود. و لویی از برگردوندنش دست برداشته بود
Fe [L.S] by florrasita
florrasita
  • WpView
    Reads 14,073
  • WpVote
    Votes 3,237
  • WpPart
    Parts 42
دستاش رو جلو آورد و بهم نشون داد . -«این دست هارو نگاه کن ... بوی خون رو حس میکنی ؟ میدونی خون رو چی پاک میکنه ؟ » سرمو تکون دادم . -«فقط خون ، میتونه خون رو پاک کنه ...چرخه انتقام هیچوقت به پایان نمیرسه . نفرت تکثیر میشه و یه روزی میرسه که از زمین ، چیزی جز یه لکه سرخ که بوی تند اهن میده ، چیزه دیگه ای باقی نمیمونه ...!» •Completed
Always You [L.S] ~ By Miss X by larry_diary
larry_diary
  • WpView
    Reads 3,314,719
  • WpVote
    Votes 303,372
  • WpPart
    Parts 140
هری...هرررری...خواهش میکنم نجاتم بده...نذار من رو ببرن...هرررری... قطرات اشک گونه های پسر چشم سبز رو تر میکنن...صدا توی ذهنش تکرار میشه....حتی جرات نکن به التماس هاش گوش بدی استایلز...حتی جرات نکن برگردی سمتش... صدای فریادهای وحشت زده ی لویی تنش رو میلرزونن...روحش رو از هم میدرن...قلبش رو از کار میندازن اما این اجبار بود.هری این قسم نانوشته رو امضا کرده بود. صدای لویی پشت سرش خاموش میشه.زمزمه ی خفه ی هری توی باد گم میشه. هری:متاسفم لویی.متاسفم...
Who Like Me [L.S] *completed* by sepi1919
sepi1919
  • WpView
    Reads 76,159
  • WpVote
    Votes 10,084
  • WpPart
    Parts 46
(completed) هری نادیده گرفت چشماش رو بست فقط برای اینکه لوییش رو نگه داره لویی دروغ گفت پنهان کاری کرد فقط برای اینکه هریش رو خوشبخت کنه . . . . ولی همیشه اونطوری نمیشه که ما پیش بینی میکنیم Larry Ziam
Don't let it break your heart [L.S] *Completed* by darya_stylinsonff
darya_stylinsonff
  • WpView
    Reads 89,135
  • WpVote
    Votes 15,980
  • WpPart
    Parts 56
مهم نیست چه اتفاقی برات میوفته حتی اگه سخت بود حتی اگه هرچی تلاش کردی کافی نبود حتی اگه به عمق تاریکی رسیدی نذار بکشتت نذار قلبتو بشکنه 💙💚 ___________________________ Hey guys خب من دارم این فن فیک رو در حالی شروع میکنم که اکانت شخصی خودمو توی واتپد ساختم و نه تنها بلد نیستم درست باهاش کار کنم بلکه هیچیم فالوور ندارم😐 ینی در فلک زده ترین و شخمی ترین حالت ممکن اماااا در نهایت تصمیم گرفتم اولین فن فیکم رو پابلیش کنم چون خیلی دوسش دارم و فک میکنم واقعا داستان قشنگیه (امیدوارم شما هم اینجوری فک کنین) و اینکه من این فن فیک رو همین الانشم تا نصفه نوشتم و فقط آپ کردنش مونده و آدمی هم نیستم که اهل نصفه ول کردن فن فیک باشم چون به نظرم این کار توهین بزرگی به مخاطبه و یه سری اطلاعات کلی درباره فن فیک بهتون میدم تا بفهمین با سلیقتون جوره یا نه💚💙 هری تاپه اسماتم داره ( اخطار بهتون میدم نگران نباشین) داستان از زاویه دید هری ولی به صورت سوم شخص نوشته شده تا بیشتر به ابعاد مختلف داستان تسلط داشته باشم و اینکه اون اوایل داستان یکم طول میکشه تا به مومنتای مورد علاقتون برسه ولی وقتی برسه قول میدم خوب برسه😁😂 همین دیگه خیلی حرف زدم امیدوارم حمایتاتونو ببینم 😍😍😍
My Boss[larry](completed) by sarahotep
sarahotep
  • WpView
    Reads 6,646
  • WpVote
    Votes 967
  • WpPart
    Parts 41
🖤اون هری نیست لویی ، میدونی که مرد تو قدش بلندتره ، میدونی که چشماش توی تاریکی میدرخشه و میدونی که موهاش فره ، موهای فری که به خاطر وُلتاژ بالای شُک عرق کردنو به پیشونیش چسبیدن هری رفته لویی و تو نمیدونی کجا؟ هری رو بستن به تخت ، درد داره ، اسمت از زبونش نمیوفته و تو کاری از دستت بر نمیاد در اونیکی شیشه رو هم باز کن و سر بکش شاید این یکی اسمشو از سرت بندازه اسم هری رو🖤
The Melody In Fuss Of Flames by sonyia_directioner
sonyia_directioner
  • WpView
    Reads 14,093
  • WpVote
    Votes 3,089
  • WpPart
    Parts 62
*completed* ²⁰²²-²⁰²⁵ سایه ایی در بردفورد به راه افتاده که زندگی رو از پارگی های کمر زن ها بیرون میکشد. برقرار کردن تعادل بین تعقیب کردن صاحب این سایه با رسیدگی به دو جفت چشم آبی، برای کاراگاه دشوار تر شده. در خانه ایی نو که از ضربان قلبش بنا شده، جانی نو شکل گرفته که بی‌پروایی رو از دل استایلز‌ها ربوده. هر دربه‌دری، مرگ، خیانت و دروغ در هم زنجیری بافته، که همچو گردنبندی گلوی کاراگاه رو تحت فشار گذاشته. کسی که هنوز ایستاده. و لویی! کسی که همه چیزش رو باخت، روی زانوهاش افتاد، از عمق جان دردهایی که سزاوارش نبود رو فریاد زد. کسی که از بین شعله های باورهای دروغ، نغمه ی تپیدن زندگی رو شنید و تن خانواده اش رو به سینه اش فشرد. Telegram: TheMelodyInFussOfFlames ᯽ʟᴏɴɢ ғғ ᯽ʟᴀʀʀʏ sʏʟɪɴsᴏɴ ᯽ᴍʏsʀᴇʀʏ, ᴍᴜʀᴅᴇʀ, ᴅʀᴀᴍᴀ, ʙʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ ᯽ʙʏ: «sᴏɴʏɪᴀ» 🏅#قتل 🥇#خون 🥇#لری 🥇#استایلنسون 🏅#murder 🏅#kill 🏅#crime 🥇#detective 🏅#police 🏅#criminal
𝐅𝐈𝐂𝐓𝐎|𝐋.𝐒 by thesamina28
thesamina28
  • WpView
    Reads 750
  • WpVote
    Votes 83
  • WpPart
    Parts 1
"بین من و تو، کلمه‌ای نبود. فقط نگاهت کافی بود تا داستان شروع شه... و هر لمس، یه جمله‌ی جدید شد که دیگه پاک نمیشه." ________ هشدار اسمات کل فف بر پایه‌ی اسماته پس اگه مشکلی باهاش دارید اسکیپ کنید💗
My husband,My sir[L.S] by 1D2003story
1D2003story
  • WpView
    Reads 419,967
  • WpVote
    Votes 48,249
  • WpPart
    Parts 98
_له کردن قلبی که صاحبشی توی مشتت انقدر راحت بود عزیزکرده ی آلفا؟ Larry BDSM husbands Mpreg ⚠محتوای داستان تجاوز،خشونت فیزیکی،فحاشی و... هست.