best
6 stories
𝑪𝒂𝒍𝒍 𝑶𝒖𝒕 𝑴𝒚 𝑵𝒂𝒎𝒆 by angellordfav
angellordfav
  • WpView
    Reads 52,684
  • WpVote
    Votes 6,115
  • WpPart
    Parts 52
کیم سونگمین پلیس محتاطی که به خاطر انتقامی که داره، دست به هرکاری می‌زنه حتی اگه به قیمت از دست دادن دوباره‌ی زندگیش باشه. ژانر: عاشقانه/پلیسی،مافیایی/انگست/روانشناختی کاپل اصلی: چانمین کاپل فرعی: مینسونگ/جونگین(استریت)
𝙃𝙖𝙥𝙥𝙞𝙡𝙚𝙨𝙨 [𝘊𝘩𝘢𝘯𝘓𝘪𝘹] by LuminousBang
LuminousBang
  • WpView
    Reads 12,326
  • WpVote
    Votes 2,209
  • WpPart
    Parts 47
[𝑪𝒐𝒎𝒑𝒍𝒆𝒕𝒆𝒅] ▪︎ هپیلس ماجرای افرادیه که برای شاد بودن، باید از سد مشکلات گوناگونی عبور کنن و در راس اون‌ها بنگ چان، حتی بعد از گذر از تمام آسیب‌ها و سختی‌ها هم شادی رو در انتظار خودش نمی‌بینه. [ -عاری از شادی و خوشبختی ] ─𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆𝒔: 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒍𝒊𝒙, 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒈𝒉𝒐, 𝑴𝒊𝒏𝒔𝒖𝒏𝒈 ─𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆𝒔: 𝑨𝒏𝒈𝒔𝒕, 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝑭𝒂𝒏𝒕𝒂𝒔𝒚, 𝑺𝒎𝒖𝒕
𝗦𝗮𝘆 𝗦𝗼𝗺𝗲𝘁𝗵𝗶𝗻𝗴 𝗔𝗻𝗴𝗲𝗹 by Artemiskz
Artemiskz
  • WpView
    Reads 82,907
  • WpVote
    Votes 9,025
  • WpPart
    Parts 48
«من رو با اسم‌های مختلفی صدا می‌زنن؛ هیونجین، هوانگ، قاتل، شیطان، شکارچی! تو کدوم رو دوست داری؟» ・ 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾 : 𝖣𝖺𝗋𝗄 𝗋𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾︲𝖤𝗇𝖾𝗆𝗂𝖾𝗌 𝗍𝗈 𝖫𝗈𝗏𝖾𝗋𝗌︲ 𝖠𝗇𝗀𝗌𝗍︲𝖣𝗋𝖺𝗆𝖺︲𝖳𝗁𝗋𝗂𝗅𝗅𝖾𝗋︲𝖢𝗋𝗂𝗆𝖾︲𝖲𝗆𝗎𝗍︲𝖬𝗒𝗌𝗍𝖾𝗋𝗒 ִ ・ 𝖬𝖺𝗂𝗇 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾 : 𝖧𝗒𝗎𝗇𝗅𝗂𝗑 ִ ・ 𝖲𝗍𝖺𝗍𝗎𝗌 : 𝖢𝗈𝗆𝗉𝗅𝖾𝗍𝖾𝖽 ִ ・ 𝖮𝗋𝗂𝗀𝗂𝗇𝖺𝗅 𝗏𝖾𝗋 : 𝖠𝖻𝖺𝖽𝗂𝗌 ִ #1 𝖧𝗒𝗎𝗇𝗅𝗂𝗑 ㅤ┈┈ ៸៸ نوشته‌ای شکل گرفته میون جنگل، همراه با زوزه‌ی گرگ‌های درنده. به اسارت گرفته شدنِ فرشته‌ توسط شیطانی انعطاف‌ناپذیر؛ آغشته به درد، شکنجه و انتقام‌. ﹔«𝖸𝗈𝗎'𝗋𝖾 𝗆𝗂𝗇𝖾, 𝖠𝗇𝗀𝖾𝗅.»
ReClock(chanho) by Tafi_kareiVersion_
Tafi_kareiVersion_
  • WpView
    Reads 22,293
  • WpVote
    Votes 3,493
  • WpPart
    Parts 27
Completed دیوونه شده بودم نه؟ شده بودم دیگه. وگرنه کی دم مرگ، میره سراغ اکسش و بهش میگه «بهم بگو شب بخیر.» .•••. "یه... یه سوال بپرسم؟" عقلم بدون اطلاع قلبم عمل می‌کنه. دلم از چیزی که می‌خوام بپرسم مطمئنه، مغزم نیست. دلیل و منطق می‌خواد، مدرک می‌خواد. اطمینان می‌خواد... لعنت بهش که نمی‌تونه از بین آرایه‌ها بکشه بیرون چیزی که می‌خواد رو "دوستم داشتی فداتشم؟" name:ReClock couple:chanho genre:angest,romance,smut,slice of life, dram Up:mondey, thursday In collaboration with @Dyakamin
NEXUM | Chanlix by bang_azyl
bang_azyl
  • WpView
    Reads 145
  • WpVote
    Votes 26
  • WpPart
    Parts 2
-بوی خون میداد،بوی جنون،بوی وسواس،بوی مالکیت. شاید ریشه تاریک و تباه مرگ در کالبد یه انسان ریشه دوونده،شاخ و برگش توی عمق استخوناش رسوخ کرده بود و اون رو هر لحظه توی لجن‌زاری فرو می‌برد که شاید هیچ راه نجاتی نداشت. کریس یک تاریکی بلعنده اغواگر بود.تاریکی که هرکسی رو به زیر می‌کشید.تاریکی که قربانی‌هاش رو نمی‌کشت،اما ذره ذره اون‌ها رو خالی از هرچیزی می‌کرد،تا جایی که چیزی جز یه پوسته تهی ازشون باقی‌ نمی‌موند. وجود فلیکس پر از هوس و عطش خواستن مرگی شده بود که ذره ذره به زیر پوستش درست مثل ماری زهرآگین خزیده می‌شد.فلیکس قطعا قربانی به حساب نمی‌اومد،بلکه اسیری بود راضی به اسارت در بند زنجیرهای اون مرد فرورفته در تاریکی محض... ..... _میدونی دکتر،من هرجا برم جهنمی که محاصرم کرده رو با خودم میبرم و این انتخاب خودت بوده که با من،اینجا درست توی جهنم من باشی. ... _اهمیتی نمیدم اگه این جهنم من رو بسوزونه!  Name:NEXUM Genre:Drak romance,Psychological Drama,Mental Decay,dram,(maybe a little smut) Couple:Chanlix Writer:Azyl
Fudoshin ( Hyunlix , seungin ) by tiny8m1t
tiny8m1t
  • WpView
    Reads 152,219
  • WpVote
    Votes 14,922
  • WpPart
    Parts 54
داستانی از هیونجین ، نقاشی که بعد از عمل پیوند قلب مادرش به لی فلیکس، نویسنده دورگه ای که درسشو ول کرده بود زندگی براش روی دیگه ای از خودشو نشون میده و چی میشه اگه این‌ بین اتفاقاتی بیوفته که همه چی رو تغییر بده؟! « - بهم گفتی فودوشین، این یعنی چی؟! هیونجین به چهره خنثی پسر کناریش زل زد، زیادی زیبا بود: - اول بهم بگو الان چه احساسی داری؟! - منظورت چیه؟! انگشت های کشیدشو بین انگشت های کوچیک فلیکس قفل کردو گفت: - منظوری ندارم فقط احساستو بهم بگو فلیکس به دست های قفل شدشون زل زد و بعد از مکثی ادامه داد: - خوشحالم اما کمی هم میترسم لبخند لبای هیونجین از چشمای فلیکس دور نموند: - فودوشین یعنی همین! نگاه کنجکاو فلیکسو که دید ادامه داد: - من نمیتونستم از چشمات بخونم چه حسی داری چون نشونش نمیدی اما خوشحالی و داری اینو پنهان میکنی، مامانم بهم گفته بود فودوشین به کسایی میگن که علی رغم احساساتی که تجربه میکنن اونو از بقیه پنهان میکنن؛و تو لی فلیکس...تو فودوشین منی!»