TK Ongoing Fic
80 cerita
Slut -ᴼⁿᵉˢʰᵒᵗ- oleh Vkookand23
Vkookand23
  • WpView
    Membaca 3,263
  • WpVote
    Vote 233
  • WpPart
    Bab 2
-وانشات- +جیمین .. به نظرت میتونم مدیر رو تور کنم؟.. "قطعا نه'' +پس بیا شرط ببندیم! couple:kookv,vkook Genre: smut,oneshot writer:cillian .Two version. این بوک در دو ژانر کوکوی و ویکوک نوشته میشه.. ''اگه از بوک اسمات خوشتون نمیاد پیشنهاد میکنم اصلا نخونید'' کامنت پلیز.
Hold my Hand/KOOKV  oleh kook_AMY_v
kook_AMY_v
  • WpView
    Membaca 114,485
  • WpVote
    Vote 9,799
  • WpPart
    Bab 29
تهیونگ نفس سنگینی کشید و با حس کردن درد همیشگی آهی کشید: جونگ کوک... دستمو بگیر... جونگ کوک دست امگا رو محکم بین انگشت های سردش گرفت و گفت: من اینجام... امگا با نگاه کردن به صورت نگران آلفا لب زد: جونگ کوک... اگه من چیزیم شد... لطفا مراقب... خانواده م باش. باشه؟... من... فک نمیکنم بتونم از پسش... بر بیام...دارم می میرم جونگ کوک... COUPLE: KOOKV GENRE: HAPPY ENDING, ANGEST, OMEGAWERSE, PUSSY BOY, ROMANCE, SMUT, EMPREG. STARTED: 11 MARCH 2023 ENDED: 30 MAY 2024 Amy
ᴄʜᴏꜱᴇɴ | منتخب oleh azkabanwriter_1
azkabanwriter_1
  • WpView
    Membaca 142,060
  • WpVote
    Vote 18,519
  • WpPart
    Bab 56
couple:کوکوی-kookv genere:omegaverse-mpreg-romance-historical-action-smut . تاریخی-امگاورس-آمپرگ-اسمات- شما به صرف چای گوچانگ و شراب مرغوب برنج دعوت شدید.پس،لطفا چند ده پارتی مهمون ما باشید. خلاصه:تهیونگ ، نوجوانی که الهه ماه پس از سال ها از خواب بیدار شده و با عطا کردن موهبتش به فرزند عزیز کرده ش ؛ در یک شب مسیر زندگیش رو عوض کرده بود و تهیونگ رو به دام امپراطور جاه طلب چوسان انداخته بود. تیزر و چنلمون در ت.ل.گ.ر.ا.م: @chosenwriter
OMEGA MAN! /KOOKV oleh kook_AMY_v
kook_AMY_v
  • WpView
    Membaca 22,307
  • WpVote
    Vote 3,091
  • WpPart
    Bab 11
چی میشه وقتی خدا بخواد یه جا همه چیز خوب و آروم پیش بره؟ COUPLE: KOOKV GENRES: OMEGAVERSE, ROMANCE, FLUFF, SMUT, HISTORICAL, EMPREG, HAPPY ENDING, SLICE OF LIFE, MINI FICTION. STARTED: 20 SEPTEMBER 2021 ENDED: 14 SEPTEMBER 2022 Amy
baby bear who needs a strong daddy oleh apple_pie_lovers
apple_pie_lovers
  • WpView
    Membaca 32,111
  • WpVote
    Vote 2,819
  • WpPart
    Bab 12
ته ته ی ما یک بیبی بر خیلی خیلی کیوته که به یک ددی قوی و مراقبت کننده نیاز داره. و بچه ها این رو بدونین که این فیک طبق زندگی واقعی کوکوی طبق مومنت هاشون هست. کاپل اصلی : kookv کاپل فرعی : sopemin , namjin ژانر: light bdsm , very very fluf , daddy kink ، , smut بچه ها ببینین یعنی در حدی این فیک فلافه که اصلا قلبتون شغلش رو عوض میکنه و بجای خون ، اکلیل پمپاژ میکنه. از من گفتن بود .
༺𝑭𝒐𝒓𝒄𝒆 & 𝑯𝒂𝒕𝒆༻ oleh _SilverMoon_m
_SilverMoon_m
  • WpView
    Membaca 67,157
  • WpVote
    Vote 9,224
  • WpPart
    Bab 48
جئون جونگ‌کوک پسر یکی از بزرگترین تاجرای کره که فقط با دیدن درد کشیدن برده هاش روحش ارضا میشه:) و پارک جیمین یه دورگه و پسر یکی از لرد های فرانسس که بعد از دزدیده شدن به دست ارباب جئون میوفته:) ༺𝙂𝙚𝙣𝙧𝙚: ༄𝑩𝑫𝑺𝑴 ༄𝑴𝒑𝒓𝒆𝒈 ༄𝑺𝒎𝒖𝒕 ༄𝑯𝒚𝒃𝒓𝒊𝒅 ༺𝘾𝙤𝙪𝙥𝙡𝙚: ༄𝑲𝒐𝒐𝒌𝒎𝒊𝒏 ༄𝑲𝒐𝒐𝒌𝒗 ༄𝒀𝒐𝒐𝒏𝒕𝒂𝒆 ❌این فیک بازنویسی شده هست و متعلق به من نیست❌
𝐂𝐡𝐢𝐥𝐝𝐢𝐬𝐡 𝐌𝐢𝐬𝐭𝐚𝐤𝐞 oleh KimTomrry
KimTomrry
  • WpView
    Membaca 4,955
  • WpVote
    Vote 610
  • WpPart
    Bab 6
تهیونگ نفس عمیقی کشید و چشماشو بست و به سریع ترین حالتی که میتونست گفت : _ ماه دیگه عروسیمه پسر کوچیکتر با چشمای پر از سوال نگاش کرد ... منظور حرفشو متوجه نمیشد ... با مظلومیت و‌کمی ذوق لبخند زد... + ته میخوای با هم ازدواج کنیم؟ تهیونگ پووووف کلافه ای کشید و موهاشو‌چنگ زد... اگر میتونست همین الان پسرکشو که با مظلومیت روبه روش نشسته بود و اون سوال و پرسید رو تو اغوشش میکشید و بهش میگفت که همه ی اینا یه چیز برنامه ریزی شدس.. ولی نه اجازشو داشت و نه میتونست سر‌ جونش ریسک‌ کنه و جور دیگه ای به پسرکش بفهمونه... پس فقط تونست چشماشو با انگشت شست و اشارش فشار بده و زیر لب بگه: _ عروسی من با پسر عاقای لی.. -*-*-*-*--***--*-*-*-*-*-**--*-*-*-*--**--*-* خب خب اینم یه چند شاتیه موضوعش اومده بود توی ذهنم پس‌نوشتمش.. امیدوارم‌خوشتون بیاد:).. دو ورژن ویکوک و کوکوی توی همین بوک قرار میگیره... تاریخ شروع : ۱۴۰۰/۹/۲۷ تاریخ پایان : *متوقف شده*
𝗛𝗼𝘁 𝗕𝗼𝘅𝗲𝗿: 𝗝𝗲𝗼𝗻ᵃᵘ oleh KookAtTaelaxy
KookAtTaelaxy
  • WpView
    Membaca 275,009
  • WpVote
    Vote 27,180
  • WpPart
    Bab 33
𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦: 𝘒𝘰𝘰𝘬𝘝 𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦: 𝘙𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦, 𝘊𝘰𝘮𝘦𝘥𝘺, 𝘚𝘱𝘰𝘳𝘵𝘺, 𝘈𝘯𝘨𝘴𝘵, 𝘚𝘮𝘶𝘵 از - حرف‌های گنده‌تر از دهنت می‌زنی بچه! به - یک بار برای همیشه می‌گم و بهتره خوب توی گوشت فرو کنی تهیونگ! تا زمانی که جزئی از وجود منی حق اینکه به جایی که بهش متعلقی برنگردی رو نداری! هیچ اهمیت فاکی‌ای نمی‌دم، قهری، آشتی‌ای، ناراحتی، دوستم داری یا ازم متنفری! تا زمانی که انقدر می‌خوامت به کنار من بودن محکومی، فهمیدی؟!
liliya_لیلیا oleh erigna78
erigna78
  • WpView
    Membaca 15,572
  • WpVote
    Vote 1,065
  • WpPart
    Bab 21
liliya (ты моя лилия) بهت زده به اون تیکه کاغذ که روش نوشته بود (دی مایا لیلیا) نگاه کرد. به اطراف نگاه کرد تا نشونی ازش ببینه اما مثل هربار هیچ کس نبود. دلش فشرده شد... زیر لب زمزمه کرد "تو گله زنبق منی" ○○○○○○○○○○○○○ _نظرت درباره شصت و نه چیه؟ چطوره دهن خوشگلت یه حالی بهم بده. ×چرا اینم‌نمیگی که با شصت و نه، دهن توام قراره پر بشه جنده روس من.. ○ کاپل فرعی ماهم یونگی و هوسوک ان که سوپرایز ها دارم براتون🤭 این فیک از یه قسمتی به بعد حاوی صحنه های فول اسماته‌‌..🔞⭕️ #vkook #kook #v #jungkook #teahyong #mafia #ویکوک #کوکوی #مافیا #سپ #یونگمین #sope #yongmin