44 stories
«آخرین والس در سئول» by ErneIoang
ErneIoang
  • WpView
    Reads 61
  • WpVote
    Votes 20
  • WpPart
    Parts 6
خلاصه کوتاه: هفت سال پیش در کوچه‌پس‌کوچه‌های بارانی پاریس، یک خداحافظی تلخ، رقص والس آن‌ها را ناتمام گذاشت. حالا در قلب سئول، روی صحنه‌ی پرزرق‌وبرق اپرا، تقدیر دوباره آن‌ها را مقابل هم قرار داده است. او، کیم تهیونگ، ستاره‌ای مغرور و دست‌ناپذیر؛ و زن، آلیس، پارتنری که از گذشته‌های دور با بوی اسطوخودوس و خاطرات پاریس بازگشته است. آیا ریتم موسیقی می‌تواند زخم‌های کهنه را درمان کند یا این رقص، تنها یک وداعِ باشکوه دیگر است؟ 🎻 مشخصات داستان: شخصیت‌های اصلی: کیم تهیونگ، آلیس (دختر فرانسوی) ژانر: عاشقانه (Romance)، درام (Drama)، غمگین (Angst) تم اصلی: رقص کلاسیک والس، تجدید دیدار، عشق نافرجام مکان‌ها: پاریس (فلش‌بک) / سئول (زمان حال) 💎 جملات کلیدی (Teaser): «تهیونگ یاد گرفته بود که بدون قلب برقصد، تا زمانی که آلیس دوباره دستش را گرفت و به او یادآوری کرد که رقص، تکرارِ ضربان قلبِ کسی است که دوستش داری.» «آلیس بوی پاریس را می‌داد؛ بوی نان‌های باگت، باران‌های ناگهانی و قولی که هفت سال پیش زیر پل "پون نوف" شکسته شده بود.» 🎼 موسیقی پیشنهادی برای خواندن: (برای درک بهتر فضای داستان، پیشنهاد می‌شود قطعه‌های زیر را گوش کنید:) Experience - Ludovico Einaudi Sweet Night - V (BTS) Waltz in A Minor - Frédéric Chopin ✍️ یادداشت نویسنده: این داستان درباره‌
Badboy,Badgirl{complete} by k_pop_fanfic
k_pop_fanfic
  • WpView
    Reads 73,116
  • WpVote
    Votes 6,815
  • WpPart
    Parts 43
◉ نام فن فیک: #پسربد_دختربد ◉ ژانر:عاشقانه_دانشگاهی_اسمات • ◉ قسمتی از فیک: لیسا در حالی داد میزد از پشت سرم گفت:کی لذت برد؟این تو بودی که اینجا اومدی. برگشتم و ابروهامو بالا دادم و گفتم:پس تو چرا قبول کردی؟! در حالی که از جلوم رد میشد و در ماشینش که توی نزدیک ترین پارکینگ به در آسانسور پارک شده بود و باز کرد و با اشاره به پایین تنم با خنده دندون نمایی،چشمکی زد وگفت:چون اون موقع نمیدونستم انقدر کوچیکه! سوار شد و گاز داد و بیرون رفت،انقدر از حرفش حرصی و شوکه شده بودم که دهنم باز مونده بود، شروع به خندیدن کردم و فکم قفل کرده بود... اون دختره ی....چی گفت؟چشم هامو با اعصبانیت بستم و چنگی به موهام زدم...می‌کشمت دختره ی پرو! به سطل اشغالی که کنار ستون بزرگ داخل پارکینگ بود لگد محکمی زدم که صدای دادم بلند شد.... • | #badboy_badgirl🏨🧩| ◉ Couple: #lizkook #rosmin ◉ Writer: #sahr • ◉ کارکتر ها: #Bts - #Jungkook • #Jimin #Blackpink - #Lisa • #Rose #Gidle- #Miyeon #Astro - #Eunwoo #Sf9 - #Jaeyoon وضعیت:تمام شده.
𝐁𝐨𝐝𝐲𝐠𝐮𝐚𝐫𝐝 |ᵏⁱᵐ ᵗᵃᵉʰʸᵘⁿᵍ by callagust
callagust
  • WpView
    Reads 70,664
  • WpVote
    Votes 6,451
  • WpPart
    Parts 41
[ Complete ] boy x girl لی مین سوا مامور اموزش دیده ای که توی کار خودش مهارت بالایی داره و حالا میخواد برا اولین بار بادیگارد بازیگر معروف کیم تهیونگ بشه
forced husband by VinMoon9
VinMoon9
  • WpView
    Reads 38,116
  • WpVote
    Votes 1,345
  • WpPart
    Parts 29
دختر ۱۸ ساله ای که مجبور به ازدواج با پسر ریس پدرش بود
 𝑠𝑒𝑑𝑢𝑐𝑒𝑟❦︎ by kim_nana870
kim_nana870
  • WpView
    Reads 22,283
  • WpVote
    Votes 1,275
  • WpPart
    Parts 25
داستان از جایی شروع میشه که رزالین از جشن عروسیش فرار میکنه و به یه غریبه پناه میبره و بزرگترین راز زندگیش فاش میشه ......پایان خوش وضعیت:تمام شده ✅
Servant | خدمتکار by Goli_happy
Goli_happy
  • WpView
    Reads 37,997
  • WpVote
    Votes 2,257
  • WpPart
    Parts 55
_تو با پای خودت اومدی تو عمارت من، یادت که نرفته؟! +اون موقع نمیدونستم یه همچین آدم کثیفی هستی! _برای بیرون رفتن از اینجا دو راه بیشتر نداری یا مرگ رو انتخاب کنی یا زندگی با منو. +مرگ بهتر از زندگی با هیولایی مثل توعه... . . . کاپل اصلی: جونگکوک/نگار (زود قضاوت نکنین قراره متفاوت باشه) کاپل فرعی: یونگی/بورام ژانر: مافیایی، اکشن، رومانس، اسمات. هپی اند. . . . . . . خب خب، سلام سلام🤍 من چند سالِ تو واتپد فن فیک میخونم. این دفعه گفتم بزار خودم دست به کار شم و با توجه به رشته ای که دارم میخونم نویسندگی کنم. این قرارِ اولین فیک من باشه. اگر دوست داشتید و به خوندنش نشستید، نظرتون برام مهمه خواهش میکنم بی پرده بگید و حتی اگر انتقادی داشتید بکنید که من داستانم رو بهتر کنم. مرسییی🙏🏻 این داستان قرارِ تو ژانر جنایی، رومانس و اسمات پیش بره... میتونید منو گُلی صدا کنید😊 امیدوارم از خوندن این فیک نهایت لذت رو ببرید. حمایت از من فراموش نشه وا!😂✌🏻
fate | سرنوشت by kokkokkoko
kokkokkoko
  • WpView
    Reads 7,606
  • WpVote
    Votes 817
  • WpPart
    Parts 108
[کامل شده]✅️ کتاب سرنوشت برای هرکس چیزی نوشت.. نوبت به ما که رسید.. ‌ قلم و افتاد و دیگر ننوشت... خط تیره کشید و گفت تو باش اسیر سرنوشت...... ژانر:ازدواج اجباری،عاشقانه،تاریخی،سلطنتی،اسمات،غمگین. شخصیت ها: آلیس( یا همون ا.ت) جونگکوک شخصیت های فرعی: تهیونگ، هلنا، بابا مامان آلیس، بابای جونگکوک و بعضی شخصیت های دیگه که قراره تو داستان اضافه شه. خب سلام، من این فیک رو خودم ننوشتم از ویسگون کپی کردم و یکم تغییرش دادم، اسم نویسندش نمیدونم چی هستش و واقعا دستش درد نکنه فیک خیلی قشنگی نوشته، من این فیک رو قبلا جای دیگه خونده بودم گفتم یه کوچولو تغییرش بدم اینجا بزارم، ایدی ویسگونی که فیک رو از اونجا گرفتمو میزارم. بعد نیاین به من بگید دزد و اینکه فیک به اسم خودم زدم اصلا اینطور نیست و از نویسندش همایت کنید👇 اینم ای دی ویسگونش؛ world-of-ideas
Fly To You  by Eva_story
Eva_story
  • WpView
    Reads 27,104
  • WpVote
    Votes 3,338
  • WpPart
    Parts 11
•|اتمام یافته|• کیم تهیونگ، ستاره‌ی جهانی BTS, در پروازش به نیویورک دچار سانحه‌ی هوایی می‌شه اما وقتی چشم باز می‌کنه می‌بینه زندگیش کاملا عوض شده و اون الان فقط یه گلخونه دار ساده‌ست که یک سال و نیمه ازدواج کرده و یه پسر ۸ ماهه داره! چه اتفاقی برای زندگی قبلی کیم تهیونگ افتاده؟ قراره با این زندگی جدید و عجیبش چی‌کار کنه؟ برای فهمیدنش، مینی فیک "پرواز به سوی تو" رو دنبال کنید... کاراکتر اصلی: تهیونگ، آیرین. ژانر: عاشقانه، سورئال، فلاف به قلم ایوا🍃
There is darkness around by firoo_sunshine
firoo_sunshine
  • WpView
    Reads 6,545
  • WpVote
    Votes 696
  • WpPart
    Parts 40
فیکشن تاریکی در دور دست وجود دارد" چکیده‌ای از فیکشن: برای فرار از صیغه شدن، از گوریو به سرزمین هان رفتم تا برادرمو پیدا کنم! اما به طور ناخواسته با هویت یک مرد وارد ارتش شدم و با شاهزاده تهیونگ رو به رو شدم... اون هویتمو فهمید و منو همراه خودش ساخت تا به گوریو برگردونه! اما توی راه ماجراهایی پیش اومد که... ژانر: تاریخی، عاشقانه، انگست. کارکترا : تهیونگ_ جنی_ سهون_جیون_جونگ سوک و کارکترای فرعی: ریونگ_هایون
☯𝐌𝐘 𝐀𝐋𝐏𝐇𝐀☯ by starlsljs0277192
starlsljs0277192
  • WpView
    Reads 33,049
  • WpVote
    Votes 2,172
  • WpPart
    Parts 41
☯کامل شده☯ _دروغ گفتی که دوسم داری. دروغ گفتی که می‌خوای مارکت کنم...تمام حرف‌هات دروغ بود... به چشم‌های متعجب جفتش نگاه کرد و لبخند غمگینی زد. _تو هیچ وقت عاشق من نبودی...تو... نفس سنگینی کشید و بغضش رو همراه با عصبانیت قورت داد. _تو فقط عاشق عشقی که بهت داشتم شدی! ☯آلفای من☯ 𝐂𝐎𝐔𝐏𝐋𝐄 : 𝐓𝐚𝐞𝐧𝐧𝐢𝐞 / 𝐍𝐚𝐦𝐣𝐢𝐧 𝐆𝐄𝐍𝐑𝐄 : 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬 / 𝐀𝐦𝐩𝐞𝐫𝐠 / 𝐒𝐦𝐮𝐭 / 𝐃𝐫𝐚𝐦𝐚 / 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞