49 stories
سلطنت بی رحم  by 9yunjin
9yunjin
  • WpView
    Reads 333
  • WpVote
    Votes 29
  • WpPart
    Parts 21
اتمام یافته معرفی رومان رومان : سلطنت بی رحم ژانر عاشقانه/ تاریخی/ غمگین انگیز / احساسی / نویسنده yonjin خوشا به حال آن کسایی که در روستای دور بدون پول و سلطنت زندگی میکنن خوشی خواهند دید آن کسایی .... زندگی کردن در قصر‌ خوشی نیست جز انتقام و پول و سلطنت چیزه دیگه ای نخواهد بود پادشاهی که از وجود دخترش با خبر نیست پادشاهی لندن : پادشاه لندن که فکر میکردند فقط یه پسره جوان دارن اما فرزنده دومش چی آیا از وجودش خبری دارد یا خیر ؟ پسره جوان که هر روز به زیر زمین قصر شان می‌رفت و هیچکسی از این موضوع خبری نداشتن دختری که در زیر زمین قصر لندن ۱۸ ساله تموم رو گذروند بی خبر از همه چیز چرا در زیر زمین هست چرا هر روز بردارش به دیدنش می آید با همین جملات دختره داستان ما آنائل ملوین روز ها رو شب میکرد و شب ها رو روز میکرد در این دنیای بزرگ و قصر بزرگ آنائل فقط دو نفری رو می شناخت شاهزاده ماتیاس ملوین برداری که به دیدنش می آمد و او را در آنجا غائم کرده بود و سوفی دایه آنائل که او را بزرگ کرده بود قصر لندن چیزی جز آتش برای آن دختر نبود گرچه خبری نداشت که در قصر هست آیا می‌دانست قصری هم وجود دارد دختری که تمام زندگی اش را در زیره زمین تنگ و تاریک گذروند خبری از قصر و پادشاهی سلطنت نداشت گذروندنه ۱۸ سال در زیر زمین تاریک
᭝‌ 𝐂𝐨𝐮𝐫𝐚𝐠𝐞 𝐒1| جسـارت  by Aristya_1016
Aristya_1016
  • WpView
    Reads 45,987
  • WpVote
    Votes 4,220
  • WpPart
    Parts 23
،، وضعیت: پایان یافته 𓏲 • فیکشن دارای دو فصل می‌باشد • ⤎ تلخی دنیا هیچوقت تمومی نداره. لی رونا دختر وزیر کشور بود که به شدت توسط پدرش تحت محافظت کلافه‌کننده‌ای قرار گرفته بود. همین روحیه سرکش و لجباز دخترش رو تحریک می‌کرد. برای همین طی یک اقدام ترور، پدرش با شخصی به نام جی‌کی مواجه می‌شه که مخفیانه و با هویت مخفی، کثافت کاری‌های مردم رو در قبال مقداری پول انجام می‌داد. برای همین تصمیم گرفت این خلافکار حرفه‌ای رو به عنوان بادیگارد شخصی دخترش استخدام کنه! ⋅───╼─╾───⋅ _ تو توی دنیایی زندگی می‌کنی پول و قدرت حرف اول رو می‌زنه. آدم‌های ضعیف وقتی سختی می‌بینن خیلی زود کنار می‌کشن و می‌میرن ولی آدم‌های قوی و قدرتمند با انتقام و چنگ و دندون حقشونو می‌گیرن. من فقط دارم حقمو می‌گیرم... خواهرم رو. انتقام ظلم‌هایی که در حقش شده. تو پول داری ولی قدرت نداری. تو ضعیفی رونا... یه آدم ضعیفی! _من ضعیفم و قدرت ندارم... ولی انسانیت دارم. خوبی دارم... احساساتم هنوز نمرده و سیاه و آلوده نشده. _پس همینجوری با این احساست ظریفت شکننده‌ات بمون لی رونا! ᝰ Couple: ⤷ Jeon Jungkook x Lee Rona ⤷ Park Jimin x Kim Sooyung ⤷ Kim Taehyung ᝰ Genre: ⤷ Romance ⤷ Angst ⤷ Exciting ⤷ Action ‼️در حال ویراستاری است‼️
Behind The City Limits| Completed by ArushBK_Austin
ArushBK_Austin
  • WpView
    Reads 43,051
  • WpVote
    Votes 7,248
  • WpPart
    Parts 45
𖤜᭄ Fallow me ♡ Complete... در پشت محدوده ی شهر Name: BEHIND THE CITY LIMITS تاحالا شده از یه بلندی به شهرتون نگاه کنید؟! بجز خونه ها، چراغ ها، ماشین ها و ساختمون های بلند و گاها برج های آسمون خراش چی میبینید؟! تابحال عمیق تر نگاه کردین؟! در پشت محدوده ی این شهر مکان ها و آدم هایی وجود دارن که در سایه ها پنهانن و شما نمیتونین اونا رو ببینند یا بهتر بگم... تلاشی برای پیدا کردنشون ندارین... درواقع اون ها اونقدر برای شما کوچیک و بی ارزش هستن که اصلا براتون اهمیتی نداره دیدن و یا ندیدنشون. ولی من یکبار دیدمشون. یکبار برای تا ابد. ╭┈────── Couple ⟱ ᯓ Minv،Minkook،Vkook Up⟱ ᯓ جمعه ها ࿐* Writer ⟹ ABK Name: #BTCL Genre: Smut, Action, Romance, Dram
BLOOD LOVERS (عاشقان خون) Completed by ArushBK_Austin
ArushBK_Austin
  • WpView
    Reads 13,384
  • WpVote
    Votes 1,162
  • WpPart
    Parts 22
𖤜᭄ Fallow me دایانا دختری سرکش و هنجارشکن، خوناشامی از خانواده ی اصیل که در تلاشه توی زندگی استقلال به دست بیاره به اصرار پدرش راهی مدرسه ای از عجایب دنیا میشه و در این راه با پیدا کردن دوست ها و البته مزاحم های جدید راه جدیدی رو توی زندگیش پیدا میکنه... ولی چی میشه اگه در همین هنگام خبر نامزدی از پیش تعیین شدش به گوشش برسه؟! با یک اصیل روانی؟ اوه البته اون خودشه...جئون جونگ کوک Genre ⟱ ᯓ Vampire - Smut 🔞 - Romance - Tragedy Couple ⟱ ᯓ Straight Up⟱ ᯓ شنبه ها ࿐* Writer ⟹ _DevilCarter_
𝐁𝐥�𝐚𝐜𝐤 𝐡𝐞𝐚𝐫𝐭 | سیاه قلب by btsfic696
btsfic696
  • WpView
    Reads 47,719
  • WpVote
    Votes 3,468
  • WpPart
    Parts 30
گاهی آدم‌ها در آتش نمی‌سوزند، در خاطره‌ای نیمه‌تمام خاکستر می‌شوند. نرا، دختری که به دنیا آمد تا مقصر باشد، در شبی تاریک جا گذاشته شد. جونگوک، پسری که همیشه برای دیگران جنگید، در همان شب همه‌چیز را فراموش کرد. سال‌ها گذشت، زخم‌ها عمیق‌تر شدند، و حالا آن دو در دو سوی یک بازی خون‌بار ایستاده‌اند. یکی با حافظه‌ای تار، دیگری با قلبی سیاه‌تر از هر گذشته‌ای... «منو یادت نیست، آره؟» «اسم تو رو همه فراموش کردن... حتی خودت.» «اما من هیچ‌کسو یادم نرفته... هیچ‌کسو.» •پایان یافته• 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞 ↳ᴊᴋ & ɴᴏʀᴀ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞 ↳ᴍᴀғɪᴀ,sᴍᴜᴛ,ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ،ᴍʏsᴛᴇʀʏ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 ↳ɴᴏᴜʀᴀ ★·.·'¯'·.·★ 𝐓𝐞𝐥𝐞𝐠𝐫𝐚𝐦 ↳ʙᴛsғɪᴄ696 درحال ویرایش
«آخرین والس در سئول» by ErneIoang
ErneIoang
  • WpView
    Reads 68
  • WpVote
    Votes 20
  • WpPart
    Parts 6
خلاصه کوتاه: هفت سال پیش در کوچه‌پس‌کوچه‌های بارانی پاریس، یک خداحافظی تلخ، رقص والس آن‌ها را ناتمام گذاشت. حالا در قلب سئول، روی صحنه‌ی پرزرق‌وبرق اپرا، تقدیر دوباره آن‌ها را مقابل هم قرار داده است. او، کیم تهیونگ، ستاره‌ای مغرور و دست‌ناپذیر؛ و زن، آلیس، پارتنری که از گذشته‌های دور با بوی اسطوخودوس و خاطرات پاریس بازگشته است. آیا ریتم موسیقی می‌تواند زخم‌های کهنه را درمان کند یا این رقص، تنها یک وداعِ باشکوه دیگر است؟ 🎻 مشخصات داستان: شخصیت‌های اصلی: کیم تهیونگ، آلیس (دختر فرانسوی) ژانر: عاشقانه (Romance)، درام (Drama)، غمگین (Angst) تم اصلی: رقص کلاسیک والس، تجدید دیدار، عشق نافرجام مکان‌ها: پاریس (فلش‌بک) / سئول (زمان حال) 💎 جملات کلیدی (Teaser): «تهیونگ یاد گرفته بود که بدون قلب برقصد، تا زمانی که آلیس دوباره دستش را گرفت و به او یادآوری کرد که رقص، تکرارِ ضربان قلبِ کسی است که دوستش داری.» «آلیس بوی پاریس را می‌داد؛ بوی نان‌های باگت، باران‌های ناگهانی و قولی که هفت سال پیش زیر پل "پون نوف" شکسته شده بود.» 🎼 موسیقی پیشنهادی برای خواندن: (برای درک بهتر فضای داستان، پیشنهاد می‌شود قطعه‌های زیر را گوش کنید:) Experience - Ludovico Einaudi Sweet Night - V (BTS) Waltz in A Minor - Frédéric Chopin ✍️ یادداشت نویسنده: این داستان درباره‌
Badboy,Badgirl{complete} by k_pop_fanfic
k_pop_fanfic
  • WpView
    Reads 74,227
  • WpVote
    Votes 6,858
  • WpPart
    Parts 43
◉ نام فن فیک: #پسربد_دختربد ◉ ژانر:عاشقانه_دانشگاهی_اسمات • ◉ قسمتی از فیک: لیسا در حالی داد میزد از پشت سرم گفت:کی لذت برد؟این تو بودی که اینجا اومدی. برگشتم و ابروهامو بالا دادم و گفتم:پس تو چرا قبول کردی؟! در حالی که از جلوم رد میشد و در ماشینش که توی نزدیک ترین پارکینگ به در آسانسور پارک شده بود و باز کرد و با اشاره به پایین تنم با خنده دندون نمایی،چشمکی زد وگفت:چون اون موقع نمیدونستم انقدر کوچیکه! سوار شد و گاز داد و بیرون رفت،انقدر از حرفش حرصی و شوکه شده بودم که دهنم باز مونده بود، شروع به خندیدن کردم و فکم قفل کرده بود... اون دختره ی....چی گفت؟چشم هامو با اعصبانیت بستم و چنگی به موهام زدم...می‌کشمت دختره ی پرو! به سطل اشغالی که کنار ستون بزرگ داخل پارکینگ بود لگد محکمی زدم که صدای دادم بلند شد.... • | #badboy_badgirl🏨🧩| ◉ Couple: #lizkook #rosmin ◉ Writer: #sahr • ◉ کارکتر ها: #Bts - #Jungkook • #Jimin #Blackpink - #Lisa • #Rose #Gidle- #Miyeon #Astro - #Eunwoo #Sf9 - #Jaeyoon وضعیت:تمام شده.
𝐁𝐨𝐝𝐲𝐠𝐮𝐚𝐫𝐝 |ᵏⁱᵐ ᵗᵃᵉʰʸᵘⁿᵍ by callagust
callagust
  • WpView
    Reads 72,074
  • WpVote
    Votes 6,497
  • WpPart
    Parts 41
[ Complete ] boy x girl لی مین سوا مامور اموزش دیده ای که توی کار خودش مهارت بالایی داره و حالا میخواد برا اولین بار بادیگارد بازیگر معروف کیم تهیونگ بشه
forced husband by VinMoon9
VinMoon9
  • WpView
    Reads 40,462
  • WpVote
    Votes 1,385
  • WpPart
    Parts 29
دختر ۱۸ ساله ای که مجبور به ازدواج با پسر ریس پدرش بود
 𝑠𝑒𝑑𝑢𝑐𝑒𝑟❦︎ by kim_nana870
kim_nana870
  • WpView
    Reads 22,441
  • WpVote
    Votes 1,275
  • WpPart
    Parts 25
داستان از جایی شروع میشه که رزالین از جشن عروسیش فرار میکنه و به یه غریبه پناه میبره و بزرگترین راز زندگیش فاش میشه ......پایان خوش وضعیت:تمام شده ✅