«گاهی خاطرهها به بدترین شکنجهها تبدیل میشن»
این رو بکهیون زمانی متوجه شد که خاطره اون شب بارونی و ترسناک، هرگز اجازه نداد با تمام وجود لبخند بزنه و از شنیدن صدای قطرات بارون لذت ببره چون تصاویر خونآلودی از چهره والدینش لرز به اندامش میانداخت.
-همگنـاه
-ژانر: عاشقـانه، جنایی، تراژدی، اسمـات، هپیاند
-کاپل: چانبک
-نویسنده: السا
[BOOK 3]
برای فرار از رسوایی راههای زیادی وجود داشت و انتخاب بدترین راه، تبعات جبران ناپذیری را رقم زد!
"باید باور میکردی... باید باور میکردی که عاشقتم..."
"ما فقط دستهای دراز شده به سمت همدیگه برای همراهی رو ندیدیم. اگر غفلت و لجبازی نمیکردیم ا لان رابطمون اینجوری نبود.
شروع ما اشتباه بود. شروعی هم که اشتباه باشه هیچوقت به یه پایان درست نمیرسه..."
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
کاپل: چانبک
ژانر: ازدواج اجباری، انگست، دارک رمنس، تراژدی
وضعیت: خاتمه یافته
نویسنده: هارلین کویین
☕︎⋆
☕︎ بعضی قصهها از یک اتفاق بزرگ شروع نمیشن؛ گاهی از یک فنجون اسپرسو، یک آشنایی ساده و دو آدمی شروع میشن که بیخبر، گرمای وجود هم رو جرعهجرعه مینوشن.
این هم قصهی دو آدمه که بیخبر از همهچیز، کمکم طعمِ آرامش و گرمای همدیگه رو چشیدن.قصهی دو نفری که شاید قرار نبود همدیگه رو پیدا کنن، اما بین عطر قهوه و روزهای آرام، کمکم به بخشی از دنیای هم تبدیل شدن. قصهای از لبخندهای کوچیک، لحظههای ساده و حسی که آرومآروم بین دو قلب شکل گرفت:>
☕︎ 𖦹 ☕︎
◌ Name · 𝐄𝐒𝐏𝐑𝐄𝐒𝐒𝐎
◌ Couple · ChanBaek
◌ Genres · Romance · Slice of Life · Drama
◌ Rating · 𝟏𝟖+
◌ Author · 𝑹𝑶𝑺𝑬
☕︎ 𖦹 ☕︎
مرسی از انتخابتون برای خوندن اسپرسو دونههای قهوه.
این داستان فقط در همین پیج آپ میشه و برای اطلاع از آپ، داخل Cbrose6104@ این چنل تلگرام عضو شین.
لینک چنل تو بایوی پیج واتپد هست☕︎
🌿•~خلاصه داستان ~•🌿
بکهیون عاشق زندگیش نبود ولی تلاش میکرد خوب زندگی کنه. هر روز صبح وقتی در گلفروشی کوچیکش رو باز میکرد به پرنده رویاهاش اجازه بلندپروازی میداد و همین بهش انرژی برای تلاش بیشتر توی تنهاییهاش میداد. ولی تمام نقشههای بکهیون با پیدا شدن سروکله دکتر پارک تو زندگیش خراب شد. دکتر بدجنسی که از همه جا تصمیم گرفت طبقه بالای گلفروشی بکهیون رو برای مطبش بخره. دقیق جایی که بکهیون میخواست توش یه کافه افتتاح کنه... و خب حالا بکهیون یکی رو داشت که ازش متنفر باشه و این از بیحسی یه جورایی بهتر بود نه؟
🪴 -امیدوارم اقامت جهنمیای اینجا داشته باشین. نه...در واقع امیدوارم زمین اصلا دهن باز کنه و شما و مطب زشتتون مستقیم به قعر جهنم منتقل شید.
🩺 +اگه زمین دهن باز کنه من فقط میوفتم تو خونهی تو و فکر کنم خوشحالم بشم.
💢 این داستان دنیای موازی داستان دیگه من Silver and silk ئه. اگه اون رو نخونده باشید هم میتونید بخونیدش ولی اگه سیلور اند سیلک رو خونده باشید لذت خیلی خیلی بیشتری از این داستان میبرید چون... باید بخونید که بفهمید نمیتونم توضیح بدم 😂❣️
🪴 • فیکشن : #Serendipity
🪴 • کاپلها : چانبک
🪴 • ژانر:رمنس.درام.روزمره
🪴 • محدودیت سنی : 🔞
🪴 • نویسنده : @SilverBunny 🐰
"چاشنی سالاد"
بکهیون لوسه؟ ابدا!
اون فقط از طوری که والدینش همیشه حاضرن بخاطرش هرکاری کنن و حتی از موضع خودشون هم کوتاه بیان لذت میبره. اما آقای بیون برای اولین بار تصمیم میگیره توی زندگیش علی رغم میل پسرش درباره موضوع ممنوعه حرف بزنه و بکهیون بخاطر یه لجبازی ساده حالا خودش رو رسما بدبخت کرده!!
🥗Couple : Chanbaek
🥗Parts : 29
🥗Genre : Romance . Smut . HappyEnd
🥗Update : Once a Week
🥗Completed
بکهیون بلاگر برجسته و معروفی که تقریبا میشه گفت عزیزدل نصف مردم کره جنوبیـه؛ برای اولین بار در یک روز بهاری و خنک، پارک چانیول مدیرعامل کمپانی ARKAIOS رو ملاقات میکنه. این دیدار شاید گذرا به نظر میرسید اما فقط تا زمانی که قلب بکهیون در همون قاب و حین لایو پیش مرد قدبلند مو مشکی گیر نمیکرد!
🍋☽ قـاب یخزده Freeze frame
⛮ کاپـل: چانبــک
⛮ ژانــر: عاشـقانه، اسـمات، روزمره
⛮ نویسـنده: السـا