Kooki...
186 stories
Mint green cookie🍃 by lemoneii
lemoneii
  • WpView
    Reads 8,490
  • WpVote
    Votes 1,482
  • WpPart
    Parts 6
+ ادمی که میبینی من نیستم ته. - تو جونگکوکی و جونگکوک رو به روی منه. + شاید من فقط توهم تو باشم. - مهم نیست تو توهم قشنگی هستی. +مثل شیرینی سبزا؟ -مثل شیرینی سبزا...:) کاپل: ویکوک.🍃 ژانر: درام، رومنس.
Crestfallen |سرافکنده| Vkook by Nemsis5813
Nemsis5813
  • WpView
    Reads 6,915
  • WpVote
    Votes 486
  • WpPart
    Parts 19
𖤍 Couple : Vkook 𖤍 Genre : Mafia_romance_smut_Psychology - چرا باید همچین حسی بهت داشته باشم ؟چیزیه که نمیتونم بگم...نمیتونم توضیحش بدم. - تو توی من چی میبینی تهیونگ ؟ - نور جونگکوک...خیلی زیاد...هرگز همچین نور درخشانی ندیده بودم. هربار که میکشت، مرگ رو ملاقات میکرد .از نزدیک. مردمک چشمهای قهوه ای رنگش،به نرمی گشاد شد. درست شبیه یه چاله عمیق که برای بیشتر دیدن، رشد میکرد. خونهایی که پاشیده میشد و توی هوا پرواز میکرد انعکاس واضحی توی مردمکهای گشاد شدش، به جا میذاشتن. هنوزهم ضربان قلبش طبیعی بود.بدون هیچ نوسانی... اولین قطره خون روی پوست صورتش نشست و با تمام وجودش اون گرما و مرگی که به واسطه زندگی متولد شده بود رو حس کرد. پلک‌هاش رو‌ روی هم گذاشت و چشمهاش رو بست.همه چیز کند پیش میرفت... لرزش پلک‌هاش و به آرومی شدت گرفتن ضربان قلبش تنها نشونه هایی بودن که میگفت باید بره عقب...
𝑴𝒏𝒊𝒆́𝒓𝒆́ by bluebrywriter
bluebrywriter
  • WpView
    Reads 12,100
  • WpVote
    Votes 1,449
  • WpPart
    Parts 21
مقدمه: اگه کتاب زندگی جلوتون باز باشه چی مینویسین؟اتفاق های قشنگ؟موفقیت؟زندگی شاد؟ جونگکوک هم نوشت..از گذشته ، حال و آینده اش اما حتی اگه خودت سرنوشت خودت رو رقم بزنی بازم همه چی قشنگ نیست.. جونگکوک نمیتونست بخاطر تهیونگ خودخواه باشه.. پس داستانش رو عوض کرد.. /_/_/_/_/_/_/ چکیده ای از کتابِ جونگکوک: +این قانون طبیعته نه؟ اینکه وقتی مطمئن میشیم یه نفر دوسمون داره اذیتش میکنیم..هرکاری میکنیم تا بهش بفهمونیم چقدر انتخابش اشتباه بوده. همیشه ترک میکنیم و شکسته های قلب بقیرو نمیبینیم... _نمیتونی منو قضاوت کنی..من‌ مایل ها با همون خورده شکسته های تو پام راه رفتم. همیشه اونی که ترک میشه بیشترین اسیب رو نمیبینه میدونی برام چقدر سخته بخوام دوباره از دستت بدم؟ اما اینبار دلیلش خودتی..چون منو نمیخوای دوستم نداری.. +دوست دارم 𝐂𝐎𝐔𝐏𝐋𝐄: 𝐤𝐨𝐨𝐤𝐯/𝐯𝐤𝐨𝐨𝐤 𝐆𝐄𝐍𝐑𝐄: 𝐚𝐧𝐠𝐬𝐭-𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜-𝐬𝐦𝐮𝐭
Eros by Yukino_fic
Yukino_fic
  • WpView
    Reads 262,523
  • WpVote
    Votes 21,563
  • WpPart
    Parts 49
(vkook) genre: dark romance, angest, action, thriller, smut خلاصه: نوازنده باری که بزرگ ترین قاچاقچی عتیقه استاکرش میشه! میتونه با این موضوع کنار بیاد؟ یا رز های مشکی که هرشب کنار تختش پیدا میشه چی؟ سرنوشت چی براشون رقم میزنه؟... ~~~~~~~~~ _این حرفارو به هرکسی که تعقیبش میکنی میگی؟ _ نه چون تاحالا کسیو اندازه تو نخواستم. ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ _ ازم چی‌ میخوای لعنتی!؟ _ خودتو...من تمام وجودتتو میخوام. ~~~~~~~~~~~ _ تو خود شیطانی! _ و تو تنها کسی هستی که این شیطان جلوش زانو میزنه
𝗗𝗲𝘀𝗼𝗹𝗮𝘁𝗶𝗼𝗻| ویرانی by its_moonlight_fic
its_moonlight_fic
  • WpView
    Reads 10
  • WpVote
    Votes 3
  • WpPart
    Parts 1
خلاصه: زمانی که فرانسه تحت اشغال نازی‌ها بود، ارنست جئون به دنبال راهی برای آزادی کشوری بود که مدت‌ها در سایه اسارت فرو رفته، اما اون نمی‌دونست که قراره وارد چه بازی خطرناکی بشه؛ بازی‌ای که باعث شد تا قلبش رو ببازه... Name: Desolation Couple: Vkook Genre: Classic, romnce, smut Writer: Moonlight
i need Chocolate.vkook by Timucifer
Timucifer
  • WpView
    Reads 3,069
  • WpVote
    Votes 189
  • WpPart
    Parts 11
𝐍𝐚𝐦𝐞:I need Chocolate.vkook 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞:vkook , namjin 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞:Romance,Omegaverse,DramDay by day,Bl,smut 𝐔𝐏:15،30 هرماه 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫:#Alaris ﹉﹉﹉﹉﹉﹉﹉﹉﹉﹉﹉﹉﹉ همه چیز از اون شبی شروع شد که امگا عکسای جفتشو غرق در خون پیدا کرد و زمانی بدتر شد که فهمید مصوب‌ این اتفاق شوهرشه شوهری که فقط چند ساعت بود به همسریش دراومده بود و حالا باید تا آخر عمر کنارش زندگی میکرد بدون در نظر گرفتن چیزی که دیده اما آیا فقط همین موضوع از چشم امگای شکلات دور مونده بود؟ اسم روی پاکت چه مفهومی داشت؟چندتا راز دیگه بود که قرار بود برملا بشه؟ ⭕️فیک دارای دو ورژن است.
+8 more
Guardian Angel  by rsta2567sh
rsta2567sh
  • WpView
    Reads 192,455
  • WpVote
    Votes 28,121
  • WpPart
    Parts 51
جانگکوک داستان بیماره...البته نه یه بیماری جسمی!یه بیماری روحی روانی به اسم social anxiety disorder یا اضطراب اجتماعی! اون تو ارتباط برقرار کردن و روابط اجتماعی صفره و از قضاوت شدن و مورد آزار قرار گرفتن میترسه... ولی شاید یه فرشته محافظ تو زندگیش بتونه اوضاع رو بهتر کنه...؟! کاپل:کوکوی،ویکوک زمان آپ:نامنظم پارتای اول هم نسبتا کوتاهن...
ᴍʏ ᴘʀɪɴᴄᴇꜱꜱ || ᴋᴏᴏᴋᴠ by dunkle_welt
dunkle_welt
  • WpView
    Reads 170,694
  • WpVote
    Votes 19,253
  • WpPart
    Parts 32
وقتی دید جونگ کوک اسلحه شو بیرون اورده و به سمت تهیونگ گرفته ساکت شد . جو ترسناک و استرس زایی حاکم شده بود که باصدای شلیک تفنگ ترس کل وجودشون رو گرفت.... ♧ کاپل اصلی == کوکوی ♧ کاپل فرعی==یونمین ، نامجین 📌 فیکشن ترجمه هست . ♤completed♤ **ادیت نشده
𝐮𝐧𝐫𝐞𝐪𝐮𝐢𝐭𝐞𝐝 𝐥𝐨𝐯𝐞 (𝐯𝐤𝐨𝐨𝐤) by SUNSET_Vk
SUNSET_Vk
  • WpView
    Reads 7,579
  • WpVote
    Votes 693
  • WpPart
    Parts 12
✍︎انقدر دوست دارم که حتی عاشق معشوقت شدم، که اونطور میخندونتت"وجودِ" من. _________ ❄︎ دل نوشته های پسری به نام جونگکوک برای معشوقش، که هیچ وقت نتونست خودش اون هارو بدستش بده.پسری که فاصله زیادی با عشقش نداشت اما این فاصله فقط مربوط به خونه هاشون بود ،نه قلب هاشون. _________ "معنی تایتل:عشق یکطرفه یا شیدایی بی‌فرجام یا شکست عشقی، گونه‌ای عشق نافرجام می‌باشد که در آن عاشق به دلایل روان‌شناختی به‌گونه‌ای بیمارگونه توان در میان گذاشتن عشق با معشوق را ندارد" •ᵛ𝒌𝒐𝒐𝒌 •ʳ𝒐𝒎𝒂𝒏𝒕𝒊𝒄-ˢ𝒂𝒅-ᵈ𝒊𝒂𝒓𝒚-ᵃ𝒏𝒈𝒆𝒔𝒕 •ˢ𝒉𝒐𝒓𝒕 𝒑𝒂𝒓𝒕 •Writer:ˢ𝒖𝒏𝒔𝒆𝒕 /پایان یافته/ "شروع: 1402/10"
𝖛𝖆𝖒𝖕𝖎𝖗𝖊 𝖕𝖗𝖊𝖞 «Vkook» by zoom_in_story
zoom_in_story
  • WpView
    Reads 30,997
  • WpVote
    Votes 3,171
  • WpPart
    Parts 20
مولتی‌شات Vampire prey (فصل اول تکمیل شده) (فصل دوم درحال آپ) افسرجئون زندگی عادی و بی‌دردسری داشت. حداقل تا قبل از دیدن اون مرد مرموز که ادعا می‌کرد از کشوری به اسم دوریات، که وجود خارجی هم نداشت اومده و 326 سالشه. ورود جونگ‌کوک به اون دنیای عجیب‌وغریب تمام زندگیش رو دست‌خوش تغییراتی کرد، که همش تقصیر اون مرد بود؛ چرا که اون طعمه‌ی خون‌آشامی از دنیای موازی شده بود. کیم تهیونگِ لعنتی... کاپل: ویکوک، یونمین ژانر: فانتزی، سوپرنچرال، خون‌آشامی، جهان موازی، اسمات، کمدی