nahr_12e's Reading List
99 stories
Your Voice | Minsung by RoziDabiri
RoziDabiri
  • WpView
    Reads 84,998
  • WpVote
    Votes 7,604
  • WpPart
    Parts 33
" صدای تو " ( پایان یافته ) دو سال بود کسی صدای هان رو نشنیده بود. درست بعد از اتفاق تلخی که توی دریا افتاد. یعنی کسی میتونست هان رو نجات بده؟ کاری کنه که دوباره مثل قبل با صدای بلند بخنده؟ کسی میتونست حس زندگی رو به خونه هان برگردونه؟ یا بهتره بگم... کسی منتظر شنیدن صدای هان بود؟! 𓆝 𓆟 𓆞 𓆝 ژانر: عاشقانه، مدرسه ای، رومنس، ملودرام، اسمات کاپل: مینسونگ، هیونلیکس امیدوارم از داستان لذت ببرید ◕◡◕ MinsungW2
همسایه‌های ناسازگار < یونمین > by roro_Rabia
roro_Rabia
  • WpView
    Reads 12,254
  • WpVote
    Votes 1,207
  • WpPart
    Parts 7
[ تمام شده ] ساختمون ۱۹ طبقه سوم، سه تا واحد داره که پنج‌تا پسر باهم همسایه‌ان! اولی نامجون و جینی که مدت‌هاست باهم توی رابطه‌ان دومی مین یونگی شیطون تخس و برادر دوقلوی که ۱۵ دقیقه ازش کوچیکتره جونگ‌کوکه همسایه سوم دیوار به دیوار واحد بردارای مین پارک جیمینه، پارک جیمین و مین یونگی که باهم کل دارن و تمام ساکنین طبقه سوم رو عاصی کردن... میخوایم یه کوچولو بین ساکنین طبقه سوم بگردیم به گردش کوچولومون میاین؟ _________ ژانر: برشی از زندگی، اندکی کمدی، درام، مینی فیک کاپل: یونمین، نامجین
𝗗𝗲𝘃𝗶𝗹𝘀 𝗰𝗵𝗶𝗹𝗱 | 𝘆𝗼𝗼𝗻𝗺𝗶𝗻 | ᵗᵉˡᵐᵃˡᵃⁿᵈ  by Telma_fic
Telma_fic
  • WpView
    Reads 6,522
  • WpVote
    Votes 735
  • WpPart
    Parts 4
شیطان به چشم‌های زیبای الهه روبه‌روش نگاه کرد و گفت: _ به من یه فرزند از رحمت بده امگا و من هر کسی رو که تو بخوای رو سلاخی می‌کنم...
𝘼𝙢𝙖𝙧𝙞𝙨🌙 by amirhosein3333
amirhosein3333
  • WpView
    Reads 245,540
  • WpVote
    Votes 31,270
  • WpPart
    Parts 55
+عشق یعنی وقتی یه نفر قلبت و میشکنه و حیرت انگیزه که با قطعه قطعه‌ی قلب شکستت دوستش داری ! جیمین خوناشامی که به عنوان پرستار به عمارت قدرتمند ترین روسای مافیا یعنی جئون جونگ کوک و کیم تهیونگ میره اما حتی تصورشم نمیکرد شخصی که باید ازش محافظت کنه پسر 18ساله شر و شیطونی باشه که هرکاری برای منصرف کردن و استعفا دادنش انجام میده یعنی ترو آلفای دورگه میتونه مانع عشقی بشه که قراره بین پدراش و پرستار جوونش شکل بگیره ؟
WILDFLOWER [Yoonmin]~|completed  by R_BlueWriter
R_BlueWriter
  • WpView
    Reads 2,754
  • WpVote
    Votes 435
  • WpPart
    Parts 5
"هر موقع لمسم میکنی، به این فکر میکنم که الان اون چه حسی داره...." ↴ేخلاصه عشقی که مثل یک گل وحشی، راه خودش رو توی خاکسترِ یک رابطه از هم پاشیده، پیدا کرد.... عشقی که کامله، ولی سالم نیست..... قدرتمنده، ولی آزاد نیست..... ^-^-^-^-^-^-^-^ 🍂ే نام ⪼『گل وحشی -- WILDFLOWER』 🥐ే کاپل ⪼ یونمین 🏷ే ژانر ⪼ درامِ روانشناختی، رمنس، برشی از زندگی ✏️ే نویسنده ⪼ بلو رایتر
Coshay / نامیرا by rominaromina396
rominaromina396
  • WpView
    Reads 410,001
  • WpVote
    Votes 33,194
  • WpPart
    Parts 128
پایان یافته 🔥 بخشی از داستان : کای کنجکاو روی صورت سرخ اپاش خم شد " خب ...بقیش ؟ جیمین چونشو به زانوش تکیه داد و این بار به چشمای براق بچه هاش خیره شد " من ...من فرار کردم ... چشمای همشون در کسری از ثانیه گرد شد سوهو بهت زده دهنش باز موند " چکار کردی اپا ؟؟ با این که وضعیتتو میدونستی..میدونستی اگر پیدات کنن بدبخت میشی !!! با این حال فرار کردی ؟؟؟ کجا ؟ چطوری ؟ چراااا؟؟؟ جیمین لبشو گزید .."من ..من واقعا دوست داشتم... دوباره اونا رو ملاقات کنم ..من ...خسته شده بودم از ۱۶ سال تنهایی.. . . . کاپل " فورسام یونمینکوکوی ،🙈 خانوادگی،🔥 روزمرگی🙂، امگاورش😈، کمدی و تراژدی ، 🤣😭امپرگ، 🫡هیجانی 🤚🏻 . . . " پنج یا شیش تا خاندان بودن جاودانه و همراه با نیرو های عجیب ... با هم رابطه خوبی داشتن و بین مردم عادی زندگی میکردن ...!! همه بزرگ خاندان ها با هم دوست بودن .... و پدر من و پدر ...پدراتون ..با هم برادر بودن ... همشون نسبتا زندگی خوبی داشتن تا این که من به دنیا اومدم ... امگا خون خالص زاده شده از دو والد آلفا... خون من ..میتونست انسان های عادی رو جاودان کنه ... چیزی که تا قبل اصلا وجود نداشت و احتمال به وجود اومدنش از دو والد آلفا زیر ده درصد بود . چشمای همشون گرد شد . جیمین پاهاشو توی شکمش جمع کرد و غمگین به زمین خیره شد " کم کم این موضوع
ʸᵒᵘʳ ˢᶜᵉⁿᵗ by Parallel_2006
Parallel_2006
  • WpView
    Reads 41,315
  • WpVote
    Votes 5,134
  • WpPart
    Parts 34
《 جیسونگ امگا 19 ساله ای که برای قبولی تویه دانشگاه شب رو تو بهترين بار سئول میگذرونه به خاطر هیتش بدون این که بهفهمه هیتش رو با یک آلفا می‌گذروند اما صبح بعد اون اتفاق میترسه و قبل بیدار شدن الفا فرار میکنه حالا چی میشه اگه جیسونگه داستان ما یک ماه بعد دقیقا موقعی که قرار برای دانشگاه آماده بشه بفهمه که بارداره!؟ و از ترس این که اون الفا بچش رو سقط نکنه یا از جیسونگ بخواد بعد به دنیا امدن بچه اون و بهش بده بهش چیزی نگه و شیش سال تمام خودش بچه رو به تنهایی بزرگ کنه؟! و حالا چی میشه اگه اون آلفا لی مینهو آلفای اصلی باشه که صاحب بزرگ ترین شرکت واردات تجهیزات پزشکی و این دم و تشکیلات فقط پوشیش باشه برای کثافت کاری هاشه!؟ حالا دیگه جیسونگ 25 ساله شده و قرار سونو پسر شیش سالش رو به مدرسه ای ببره که دقیقا خواهر زاده مینهو میره به نظرتون مینهو جیسونگ رو یادشه؟! جیسونگ با دیدن مینهو اونم بعد شیش سال چه ری اکشنی نشون میده!؟ _دایی دایی سونو خیلی شبیه شماست مگه نه!؟ _حتما الفاتون خیلی خوشحاله از داشتن همچین خانواده ای _تو از اولم تو این خونه جایی نداشتی _امیدوارم بتونی پاپا رو ببخشی پسرم ولی این به نفع خودته به نظرتون چی در انتظار این خانواده سه نفره هست!؟》 Coupel:Minsung,Hyunlix,Chanmin Gener:Omegaverse,comedy,smut Writer:The parallel
Chocolate Alpha🍫  by licmhy
licmhy
  • WpView
    Reads 322,754
  • WpVote
    Votes 37,674
  • WpPart
    Parts 100
~ کامل شده. • جونگ‌ته، پسر دو ساله‌ی کیم تهیونگ که یک امگای مجرده، با رفتن توی بغل جئون جونگ‌کوک، آلفای شکلاتیِ واحد رو به رویی آروم می‌شه و این اتفاق، زمینه‌ای برای اتفاقات بزرگ‌تر و برملایی رازهای زیادیه... •Couple: KOOKV •Genre: Omegaverse, Romance, Angst, Smut, Mpreg ~ Unknown: @ParlayanAybot ~ Channel: @liUMooni
Satan's Forbidden by Vkook_Fiiik
Vkook_Fiiik
  • WpView
    Reads 71,448
  • WpVote
    Votes 8,331
  • WpPart
    Parts 58
کیم تهیونگ، مافیای مطرح روسیه، در یک روز بارونی از زندگی تاریک و خون‌بارش، با پسری تصادف میکنه؛ پسری که چشم‌هاش، چند روز قبل در یک کلیسا، در حافظه‌ی نگاه مرد ثبت شده...آیا تهیونگ میتونه راهی از دنیای سرخ کشتار به چشم‌های معصوم اون پسر پیدا کنه...؟ بعید به نظر میرسه؛ چون اون پسر برای بدنام‌ترین شیطان شهر، یک ممنوعه‌ست... _________________________ پسر شیطان، پسر مسیح نخواهد شد؛ مگر با عبور از قاب کهکشان چشمانی فرشته‌‌وار... خیره‌گی برای بدنام شهر، چیزی بی‌زمان خواهد بود... برای شیطانی با قلبی جوهرکشیده‌ به رنگ شب، که راه رسیدن به بهشت فرشته‌ی ممنوعه را باید از میانه‌ی جهنم کرکس‌ها، طی کند... آیا زاده‌ی شر، راهی به محراب‌زاده‌ی آسمانها دارد...؟ ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ کوک : از من بگذر چون من از تو گذشتم تهیونگ : دوست داشتن تو اخرین ذره ی معصومیت من بود اگه بری آخرین ذره ی انسانیت منو با خودت میبری چون من دیگه هیچ انسانی نمیشناسم _________________________ Genre : Romance - Angst - Mafia - Smut - Action Couple : Vkook _ Sub Couple : yoonmin_namjin_ secret _________________ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 : 𝐄𝐋𝐋𝐀 _ 𝐏𝐀𝐒𝐀 𝐒𝐞𝐞𝐧𝐚𝐫𝐢𝐬𝐭 : 𝐄𝐋𝐋𝐀 __ 𝐄𝐝𝐢𝐭𝐨𝐫 : 𝐏𝐀𝐒𝐀 __________ Time up : Every other day
Loser | Vkook ᵃᵘ by Quiwel_
Quiwel_
  • WpView
    Reads 3,321,355
  • WpVote
    Votes 371,313
  • WpPart
    Parts 142
| کامل شده | دوست‌دخترم نود اکسش رو برای من فرستاد، میخوای بدونی بعدش چیشد؟ • ویکوک آیو | چت استوری • کمدی، رقابتی، توییتر، زندگی روزمره، عاشقانه و اسمات! • به قلمِ حنان