blue__moon___'s Reading List
38 stories
𝐌𝐲 𝐑𝐞𝐝 𝐖𝐢𝐧𝐞 by my_third_eye
my_third_eye
  • WpView
    Reads 60,986
  • WpVote
    Votes 6,055
  • WpPart
    Parts 49
𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐦𝐲 𝐫𝐞𝐝 𝐰𝐢𝐧𝐞 ☀︎︎ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 1*8, 𝐟𝐥𝐮𝐟𝐟, 𝐦𝐩𝐫𝐞𝐠, 𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐦𝐚𝐟𝐢𝐚, 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬𝐞 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐤𝐨𝐨𝐤𝐦𝐢𝐧 𝐧𝐚𝐦𝐣𝐢𝐧 𝐭𝐚𝐞𝐠𝐢 𝐡𝐨𝐩𝐣𝐨𝐧𝐠 𝐚𝐭𝐞𝐞𝐳 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐧𝐢𝐧𝐚 ❥︎ 𝐄𝐥𝐠𝐚 جونگ‌کوک می‌تونست گرگ سفید و کوچولوی جفتش رو ببینه که با چابکی بین درخت‌ها می‌جست و ازش دور می‌شد. جیمین با دلی شکسته، لابه‌لای درخت‌ها می‌دوید و می‌خواست خودش رو به هیونگش برسونه. دلش شکسته بود و فقط می‌خواست به یه جای امن پناه ببره و از اونجا دور بشه. اما با صدای کوبش پنجه‌های قوی که از پشت سرش شنیده می‌شد ترسید و ناچار نگاهی به عقب انداخت. با دیدن گرگ سیاه و بزرگِ جفتش که با خشم دنبالش می‌کرد، سرعت دویدنش رو بیشتر کرد که پاش به ریشه‌ی بیرون زده‌ی درختی گیر کرد و با شدت زمین خورد. جونگ‌کوک با خوشحالی خرناسی کشید و با یک جهش روی بدن دردمندش خیمه زد.
[ ONE SHOT ] by x_sima
x_sima
  • WpView
    Reads 2,830
  • WpVote
    Votes 139
  • WpPart
    Parts 17
by DOMINANT همتون باهام آشنایی دارید و وانشات هامو خیلی جاها خوندید اما این دومین باره واتپد بوک رو پاک میکنه و اکانتم قفل متاسفانه.. به هرحال وانشات های جدید رو همراه با قدیمیا میزارم. 🤍 اوه راستی از هر کاپلی و ژانری میزارم ، در خواستی هم قبول میکنم. 🚫نام مکان ها و اشخاص شانسی بوده و هیچ تشابهی به افکار خوانندگان ندارد و ساخته ی ذهن نویسندس! خوشحالیم که میتونیم در اوقات فراغتتون سهیم باشیم ولی هیچ کدوم از نویسندگان و تصحیح کنندگان به خواندن بدون ووت راضی نیستن!🚫 ____
ASD2 by zizi3700
zizi3700
  • WpView
    Reads 20,273
  • WpVote
    Votes 2,589
  • WpPart
    Parts 24
رفتن رنگ ها از زندگی خیلی دردناکه. اگه حالا اون رنگها در یک آدم خلاصه بشه! _____________________________________________________ بعد از رفتن و ناپدید شدن یونگی؛ جونگکوک به زندگیش با تمام ناچاری ادامه داد. اما آیا جونگکوک همون جونگکوکه؟! (حتما اول فصل اول رو بخونین) _____________________________________________________ کاپل: کوکگی (جونگکوک: تاپ یونگی: بات) ژانر: درام، اداری، اسمات، رمنس، زندگی روزمره. زمان‌ پارت گذاری: یک روز درمیون نویسنده: mike.zizi🐾 (نکته): کسانی که با قسمت اِسمات مشکل دارن براشون قبل شروع و بعد پایان قسمت اِسمات با علامت 🔞 نشون میدم پس اصلا نگران نباشین.🐾
 ( تکمیل شده) ASD by zizi3700
zizi3700
  • WpView
    Reads 71,383
  • WpVote
    Votes 10,694
  • WpPart
    Parts 59
من اوتیسم هستم... به جای تکرار روزهای کسل کننده پروانه هارو میشمارم؛ با رنگ ها ذوق میکنم و پریشون میشم؛ با من گلها مهربونن. من عادی نیستم. _____________________________________________________ مین یونگی پسر ۱۷ ساله ای که به اوتیسم مبتلائه. اون در تلاشه که زندگیش رو بر پایه خوشحالی و آینده پیش ببره. ولی آیا میتونه؟! _____________________________________________________ کاپل: کوکگی (جونگکوک: تاپ یونگی: بات) ژانر: درام، مدرسه ای، اسمات، رمنس، زندگی روزمره. زمان‌ پارت گذاری: به اتمام رسیده نویسنده: mike.zizi🐾 (نکته): کسانی که با قسمت اِسمات مشکل دارن براشون قبل شروع و بعد پایان قسمت اِسمات با علامت 🔞 نشون میدم پس اصلا نگران نباشین.🐾
Nedovtipa by fatemeas
fatemeas
  • WpView
    Reads 50,914
  • WpVote
    Votes 13,600
  • WpPart
    Parts 20
🌕Name: Nedovtipa 🌞Couple: Chanbaek 🌜Genre: Romance, Fluff, Smut, Omegaverse 🌞Writer: #fatemeas 🌛Teaser: بکهیون، امگای ۱۹ ساله‌ایه که به عنوان خواننده توی کمپانی Muse کار می‌کنه. اون به عنوان یک امگای جوان، در انتظار آلفای مقدرشده‌شه... بی‌خبر از این‌که آلفاش پارک چانیول، منیجر مهربونیه که هیونگ صداش می‌کنه... Nedovtipa: Someone who cannot take a hint.
Water and fire🔥🔞 (Vkook_Kookv)AU by azin613
azin613
  • WpView
    Reads 29,522
  • WpVote
    Votes 4,200
  • WpPart
    Parts 45
آب و آتش (کامل شده) جونگ کوک به مدت شش ماه زندان بود و وقتی برگشت چی دید؟ خواهرش از مردی به اسم کیم تهیونگ حامله بود و بدتر از اون کیم تهیونگ خواهرشو با بچه ی تو شکمش ول کرده بود! ـ تهیونگ من بدون تو نمیتونم ... از همون ثانیه اولی که دیدمت اینو فهمیدم . این فیک کمدیه کارکترها کیوت و بامزه ان❤ ناز نکن بخون خوشت میاد 🌹🫶❤️‍🔥 قربونت بشم بوک تموم شده اما من هنوز هم ووت و کامنت بدی خوشحال میشم🥺🫂 ژانر: انگست/اسمات/ کمدی/ورس/زندگی روزمره/عاشقانه کاپل اصلی :تهکوک...کوکوی ....ورس کاپل فرعی نامجین‌ .....و نامشخص فعلا آپ سه روز در هفته #نامجین # تهکوک # کوکوی # ویکوک
𝗦𝘁𝗼𝗰𝗸𝗵𝗼𝗹𝗺 | ᴋᴏᴏᴋᴠ by ituhide
ituhide
  • WpView
    Reads 750,093
  • WpVote
    Votes 92,889
  • WpPart
    Parts 33
[Completed] "- این موضوع به تو مربوط نیست جئون. بکش کنار. ارباب کیم با سردی گفت و قلب تهیونگ با وحشت توی سینه اش کوبید‌. اسلحه مشکی توی دست پدرش پر بود و تنها چیزی که بین اون و مرگ ایستاده بود جئون جونگ کوک بود. - اسلحه رو بزار کنار کیم. جونگ کوک با خونسردی گفت و این بار ارباب کیم با عصبانیت فریاد کشید: - بکش کنار عوضی، توی کار من دخالت نکن! اون پسر منه، بخوام می کشم، بخوام آتیشش می زنم! لحظه بعد، انگشت های قوی دور گلوش پیچونده شد و از زمین بلند شد. جونگ کوک در حالی که با خونسردی ترسناکی چشم های آبیشو به چشم های وحشت زده کیم دوخته بود لب زد: - داری ناراحتش می کنی کیم... هیچ کس امگای منو ناراحته نمی کنه و زنده بمونه." 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧, 𝐒𝐦𝐮𝐭, 𝐌𝐩𝐞𝐫𝐠, 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑰𝒕𝒖 𝑯𝒊𝒅𝒆 🚫[DO NOT COPY THIS WORK]🚫
ʚ 𝘉𝘦𝘵𝘵𝘦𝘳 𝘓𝘦𝘧𝘵 𝘜𝘯𝘵𝘰𝘶𝘤𝘩𝘦𝘥 ɞ  by BakaOsui
BakaOsui
  • WpView
    Reads 1,635
  • WpVote
    Votes 218
  • WpPart
    Parts 1
↜با یک لمس ساده، نامجون میتونه افکار رو بخونه. و جونگکوک دلیل خیلی خوبی داره برای اینکه اجازه نده توسط نامجون لمس بشه. برای تیام 🌱🌼 𝘗𝘦𝘳𝘴𝘪𝘢𝘯 𝘛𝘳𝘢𝘯𝘴𝘭𝘢𝘵𝘪𝘰𝘯 𝘖𝘳𝘪𝘨𝘪𝘯𝘢𝘭 𝘴𝘵𝘰𝘳𝘺 𝘣𝘺 @themarmalade 𝘰𝘯 𝘢𝘰3
تُو تنها متعلّق به منی! | Completed S² by Manelios
Manelios
  • WpView
    Reads 121,812
  • WpVote
    Votes 13,289
  • WpPart
    Parts 45
خلاصه‌ی قصه این است: ²⁰²⁴ « - آدما فرق دارن! شاید من به قدری برات ارزش نداشتم که اون‌موقع بمونی به پای حرفی که بیست و چهارساعت هم ازش نگذشته بود... اما من، فکر کردم مال منی... که قلبت، فکرت، تنت، همه‌شون به من تعلق داره... همه بهم می‌گفتن بهت اعتماد نکنم... می‌گفتن شدم عروسک اختصاصیت... ولی باورم نشد... می‌خواستم داد بزنم و بگم شما هیچی نمی‌فهمید... من براش متفاوتم... من تو قصه‌ی اون، ستاره‌ی آسمونم... شب اون صبحی که منو به هر دلیل لعنت‌شده‌ای ول کردی رفتی اونور دنیا، من با این فکرها خوابیده بودم عوضی!» *** | آبی به‌سان نیمه‌شبی پر ستاره | You are just mine | S2 Geɴre: Roмαɴce & Drαмα & Aɴɢѕт & +18 Coυple: KooĸV, YooɴMιɴ Completed.
DARK OMEGA by AVINA1061
AVINA1061
  • WpView
    Reads 131,197
  • WpVote
    Votes 12,979
  • WpPart
    Parts 35
فیکشن امگای تاریک🖤 کاپل:کوکوی🖤 ژانر:امگاورس🖤انگست🖤ازدواج اجباری🖤اسمات🖤 نویسنده:noor🖤 برشی از داستان: _ازت توقع ندارم منو به اندازه تنها فرزندت دوست داشته باشی یا تمام گذشته رو فراموش کنی اما بهم لطف یک شانس دوباره رو بده امگای من _به نظرت یه پیاله ی شکسته و خورد شده به شکل اولش برمیگرده؟ پایان:هپی اند🖤 بچه ها دوستش داشته باشین🖤