Everything is here🫷🏼
200 histórias
my sick heart after you de larrymayne9194
larrymayne9194
  • WpView
    Leituras 32,308
  • WpVote
    Votos 3,974
  • WpPart
    Capítulos 25
چطور ممكنه يه قلبي كه ديگه نميزنه، بازم برات بتپه؟
Alcohol Smell And Blood Trace de sonyia_directioner
sonyia_directioner
  • WpView
    Leituras 29,328
  • WpVote
    Votos 5,462
  • WpPart
    Capítulos 48
*ᴄᴏᴍᴘʟᴇᴛᴇᴅ* ²⁰²¹-²⁰²² + لویی! اگه بدونی هرجا باشی پیشتم؛ گم بشی پیدات میکنم؛ جا بزنی عاشقت میکنم؛ بگی غیر ممکنه، ممکنش میکنم؛ درد داشته باشی میبوسمت؛ سردت بشه آتیش میشم؛ تب کنی درمون؛ بشکنی تیکه هات رو نگهت میدارم؛ اگه بدونی بری من برات میمیرم؛ میذاری یه جایی تو وجودت، کنار گردنبندت، واسه همیشه، توی قلبت باشم؟ •᯽❀᯽• ❁جایی که خون از مشت همه میچکد و کاراگاه در راهروهای متعفن و کوچه های بوی ناگرفته، به همه ظن دارد جز کسی که او را در اغوش گرفته. Telegram: AlcoholSmellAndBloodTrace ᯽ʟᴏɴɢ ғғ ᯽ʟᴀʀʀʏ sʏʟɪɴsᴏɴ ᯽ᴍʏsʀᴇʀʏ, ᴍᴜʀᴅᴇʀ,ᴅʀᴀᴍᴀ, ʙʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ ᯽ʙʏ: «sᴏɴʏɪᴀ» #قتل 🏅 #blood 🥇 #mystery 🏅 #murder 🏅# larrystylinson
Hanahaki[L.S] de mansurepotter
mansurepotter
  • WpView
    Leituras 10,503
  • WpVote
    Votos 3,139
  • WpPart
    Capítulos 18
مثل زخم، مثل درد، مثل ماه نصفه و نیمه. [Completed]
All I owned (L.S) de Partow_kh
Partow_kh
  • WpView
    Leituras 41,488
  • WpVote
    Votos 8,222
  • WpPart
    Capítulos 34
توی نوشته هام ، من تو رو شبا می بردم خونه و صبح با صدای کتاب خوندنت بیدار می شدم.
Fe [L.S] de florrasita
florrasita
  • WpView
    Leituras 13,891
  • WpVote
    Votos 3,207
  • WpPart
    Capítulos 42
دستاش رو جلو آورد و بهم نشون داد . -«این دست هارو نگاه کن ... بوی خون رو حس میکنی ؟ میدونی خون رو چی پاک میکنه ؟ » سرمو تکون دادم . -«فقط خون ، میتونه خون رو پاک کنه ...چرخه انتقام هیچوقت به پایان نمیرسه . نفرت تکثیر میشه و یه روزی میرسه که از زمین ، چیزی جز یه لکه سرخ که بوی تند اهن میده ، چیزه دیگه ای باقی نمیمونه ...!» •Completed
DEFECT de behsa77
behsa77
  • WpView
    Leituras 53,590
  • WpVote
    Votos 8,612
  • WpPart
    Capítulos 38
[Completed_ L.S & Z.M ] لویی پزشکه؛ بعد از مدت ها دوست پسر سابقش رو که به خاطر بیماری ولش کرده رو توی بیمارستان در وضع وحشتناکی میبینه... . خاطرات قشنگن یا خاطره ساز که باعث میشن لویی دست به کاری بزنه که خودشم باورش نمیشد؟! ا.oiiii oiii.ا بوک در مورد عاشقانه ی به بن بست خورده و تلاش دوتا پسر جوون برای پیدا کردن راهشون بعد از این بن بست احساسی و فراز و نشیب هاشونه. فکر کنم اکثرا منو با هو ار یو میشناسید باید بگم این فف کاملا متفاوته در مورد یه عاشقانه و نیمچه طنز هست. نوشته چون توی تلگرام و به صورت تصویری بود بیشتر پایه اش مکالمات شخصیتاست. محتوای بزرگسال و به عنوان نمک ماجرا bdsm توش دیده میشه؛ نه بی منطقیش.... امیدوارم دوستش داشته باشین و از خوندنش لذت ببرین 😶
+mais 16
Eyes[L.S] (Completed) de Erfan_a
Erfan_a
  • WpView
    Leituras 51,221
  • WpVote
    Votos 8,231
  • WpPart
    Capítulos 50
چشم‌ها. مال تو مثل قلبت بودند و نور از اون‌ها می‌ریخت! و مال من فقط چشم بودن؛ فقط چشم... Completed UNEdited
 •17BLACK  (L.S)• de larry_shiiper
larry_shiiper
  • WpView
    Leituras 16,648
  • WpVote
    Votos 2,670
  • WpPart
    Capítulos 29
• 17 سیاه • ... گی استریپ کلاب لندن که شهرتش بخاطر دنسای هات و کثیفشه... [ فقط ظاهر رو حفظ کن ] ▪️▪️▪️♣️▪️▪️▪️ کی فکر میکرد اون بتونه 'منِ واقعی' رو از اون چیزی که فکر میکردم هستم، بیرون بکشه.... ( L.S ) Original story by @obeylarry persian translate by @larry_shiiper @Cnstylinson
Blasé ➳ l.s. (persian translation) de ohmahreyeah
ohmahreyeah
  • WpView
    Leituras 150,484
  • WpVote
    Votos 25,687
  • WpPart
    Capítulos 57
من تمومش نمیکنم، تا وقتی که اون مال من شه‌.
Wolve [L.S] de gayswillwin
gayswillwin
  • WpView
    Leituras 121,761
  • WpVote
    Votos 14,378
  • WpPart
    Capítulos 56
من آسیب دیده ام این زخم از بین نمیره و بزرگتر و دردناکتر از قبل میشه زنجیر اختیارم دست خودم نیست حمله کردن و اسیب زدن به اطرافیانم قسمتی از وجودم شده من انسانی ام از جنس تاریکی گرگها به کسي رحم نميکنن ميکنن؟ حتی وقتی مقابل چیزی قرار بگیرن ازش کم نمیارن اما چرا من تو اقیانوس چشماش سقوط کردم ؟ * این داستان توسط یاسی استایلینسون نوشته شده و امیدوارم لذت ببرید * *complete*