قشنگ ترین های Vkook
19 stories
Pink Rabbit Season.1 by the_redlady69
the_redlady69
  • WpView
    Reads 14,556
  • WpVote
    Votes 1,339
  • WpPart
    Parts 11
وضعیت: اتمام فصل یک✅️ کاپل:ویکوک🐯🐰 ژانر: پلیسی، اکشن، مافیایی، جنایی، اسمات، لیتل‌برت و... خلاصه⚠️: داستان از این قراره که جئون‌ جونگکوک، مسئول حل پرونده‌ی باند "خاکستر" می‌شه. باندی که توسط چهار رئیس‌ اصلی که در چهار کشور چین، ژاپن، تایلند و کره مستقر هستن. پدرخوانده‌ی باند، "سیلور" نام داره که در کره سکونت داره. جونگکوک با توجه به علایق جنسی مرد خودش رو یه لیتل بوی جا می‌زنه تا به این باند نفوذ کنه و تک تک آدم هاش رو دست‌گیر کنه. آیا موفق می‌شه یا در نهایت همه چیز بهم می‌ریزه؟ امیدوارم که از خرگوش صورتش لذت ببرید! چنل تلگرام رد لیدی: povredlady69 پیج اینستای ادیت ها: _vkooktae با تشکر از انتخاب این داستان^^🍒
+15 more
 Black Bunny by the_redlady69
the_redlady69
  • WpView
    Reads 1,695
  • WpVote
    Votes 104
  • WpPart
    Parts 1
کیم تهیونگ، ریس شرکت موفق و بزرگی بود. اما در پدر بودن شکست خورد چون دختر کوچولوی عزیزش رو چند وقت پیش از دست‌داد. دختر کوچولوش عاشق خرگوش ها بود برای همين تهیونگ تصمیم گرفت یه خرگوش مشکی رنگ رو، که رنگ مورد علاقه‌ی دخترش بود، به سرپرستی بگیره! اما خب چونک‌گوکی که یه خرگوش عادی نبود، بود؟ اون خرگوش ته‌ته‌کیم بود و یه هایبریدِ کوچولو!
He Loves Me! by the_redlady69
the_redlady69
  • WpView
    Reads 1,974
  • WpVote
    Votes 170
  • WpPart
    Parts 1
_امگا از اینکه با یک آلفای سی و هشت ساله مزدوج شدی ناراحت نیستی؟ تو فقط هفده سال داری. می‌‌دونی که نمی‌خوام‌ چیزی رو بهت تحمیل کنم. +خیر سرورم هرطور که خاندان شما بخوان عمل می‌کنم شادی من در رضایت شماست
𝐖𝐡𝐞𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐩𝐡𝐨𝐧𝐞 𝐫𝐢𝐧𝐠𝐬 by A97fhubd
A97fhubd
  • WpView
    Reads 167,448
  • WpVote
    Votes 14,731
  • WpPart
    Parts 52
°• وقتی تلفن زنگ میزند •° کیم تهیونگ و جئون جونگ کوک از دو خانواده‌ی پرنفوذ هستن که مجبور می‌شون برای منافع والدینشون با همدیگه ازدواج کنن. زندگی مشترک راکد و بی‌روح اون‌ها پس از سه سال دستخوش تغییر می‌شه،ماجرا از جایی شروع می‌شه که فردی ناشناس جونگ کوک رو گروگان می‌گیره. به نظرتون این دوتا میتونن رابطه اشون رو بهتر کنن؟ يا نه جونگ کوک باید به دنبال راهی برای فرار از این سرنوشت باشه....... ژانر ها: درام .امگاورس. رومنس .اسمات .معمایی وضعیت: پاپان یافته
𝗟𝗼𝗻𝗴 𝗛𝗮𝗶𝗿𝗲𝗱 𝗕𝗼𝘆 | 𝖵𝗄𝗈𝗈𝗄  by manilarise
manilarise
  • WpView
    Reads 513,204
  • WpVote
    Votes 46,911
  • WpPart
    Parts 26
پسرِ مو بلند | 𝖫𝗈𝗇𝗀 𝖧𝖺𝗂𝗋𝖾𝖽 𝖡𝗈𝗒 -کامل شــده- همه چی از اونجایی شروع شد که دال، پسرِ ۵ ساله‌ی کیم تهیونگ، با دیدنِ موهای بلند و آبیِ پسری، اون رو "مامان" صدا زد و این بود اولین دیدارِ اون پسرِ مو بلند و تهیونگی که کلِ زندگیِ بعد از جداییش از همسرش رو با جق زدن میگذروند! ژانر ↶ عاشقانه، فلاف، کمدی، چت‌استوری، توییتر، ددی‌کینک، اسمات کاپل ↶ «اصلی - ویکوک» تهیونگ↑- جونگکوک↓ «فرعی - سُپ» قسمتی از فیک ↶ _از وقتی دیدمت ، قلبم یه جایی بین دریای موهات گیر کرد! _منم از وقتی دیدمت ، قلبم یه جایی بین شلوار و باکسرت گیر کرد! •روزِ آپ: یک‌شنبه ها•
King Of Emotions (VKook) by armyyon
armyyon
  • WpView
    Reads 1,197,433
  • WpVote
    Votes 127,608
  • WpPart
    Parts 65
کاپل اصلی: ویکوک. کاپل فرعی: سپ«یونگی تاپ» و ناممین. خلاصه: تهیونگ پادشاه کره جنوبیه و ده سالی هست که دنبال جفت حقیقیشه... چی میشه که وقتی با یونگی، دوست و محافظش، قایمکی رفته بیرون، پسر امگایی رو کنار دوست پسر هیونگش ببینه که شدیدا از پادشاهی که خودش باشه متنفره و دست بر قضا... همون لحظه بفهمه که اون امگای تخس... جفت حقیقیشه؟! بخشی از فیک👇🏼 _ جئون جونگ کوک هستم... شما هم توی کاخ کار می‌کنید؟ _ آ-آره... من هم مثل یونگی... محافظ پادشاهم. ' البته من خوده پادشاهم!' جونگ کوک با فضولی بو کشید و گفت: _ چرا هیچ بویی نمیدی؟ ته لبخند کوچیکی زد و مسخره‌ترین دروغ زندگیش رو به زبون آورد: _ خب راستش... من بتام! *** ژانر: عاشقانه، سلطنت مدرن، امگاورس، امپرگ، اسمات، کمدی، کمی انگست🌳 Start:02/05/01 End:03/01/15 Rankings: 🥇Bts 🥇Omegaverse 🥇Bangtan 🥇Farsi 🥇Persian 🥇Mpreg فیک🥇 🥇NamMin 🥇Sope 🥇Jungkook 🥇Hoseok ویکوک🥇 بنگتن 🥈 🥈Fiction 🥈Namjoon 🥈Jimin 🥉Vkook 🥉FanFiction 🥉Royal وضعیت: اتمام یافته✨ نویسنده: DESA🖤
It's A Mistake ❢ Vkook by Zargoli
Zargoli
  • WpView
    Reads 858,369
  • WpVote
    Votes 117,265
  • WpPart
    Parts 57
《این یه اشتباهه》 -برای بار آخر ازت می‌پرسم سئوجون..اون کجاست؟ +قـ..قربان فکر کنم اشتباه گرفتین..من جونگکوکم.. جئون جونگکوک.. #Vkook /\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\ +واضح نیست که همش سعی داشتم مختو بزنم؟ -آره..ولی اینم واضحه که خیلی وقته مخم زده شده! #Chanbaek /\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\ چی میشه اگه جئون جونگکوک توی مهمونی ای توسط مردی دزدیده بشه و سئوجون خطاب بشه؟ کیم تهیونگ کسی که مدام سرش داد میزنه:"سئوجون، اون کجاست؟" در حالی که پسر کوچیک‌تر روحش هم خبر نداره. یعنی واقعا حافظش رو از دست داده بود؟ کاپل اصلی:ویکوک کاپل فرعی:چانبک ژانر:رمنس/جنایی/معمایی وضعیت آپ: کامل شده
He Is My Boyfriend ❢ Vkook by Zargoli
Zargoli
  • WpView
    Reads 2,154,777
  • WpVote
    Votes 245,439
  • WpPart
    Parts 68
《اون دوست پسر منه》 +باورم نمیشه..تو.. _آره خودمم، دوست پسرت. #Vkook °•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°• +راستش من شما رو نمی‌شناسم؟! _بذار از اول شروع کنیم. یونگی هستم، مین یونگی. قراره از این به بعد هم اسممو زیاد بشنوی و هم زیاد صداش کنی. #Yoonmin °•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°• جونگکوک تو اوج مستی، کیم تهیونگ رئیس شرکتی که قراره به زودی توش مشغول به کار بشه و هنوز ندیدتش رو دوست پسرش معرفی می‌کنه و ازش آویزون میشه..در حالی که صبح بیدار میشه و بدون اینکه چیزی یادش باشه، آماده میشه تا به اون شرکت بره و قرارداد امضا کنه. کاپل اصلی : ویکوک کاپل فرعی : یونمین ژانر : رمنس/فلاف/زندگی روزمره وضعیت آپ: کامل شده
Red Pallet | Vkook by belle_369
belle_369
  • WpView
    Reads 18,597
  • WpVote
    Votes 1,784
  • WpPart
    Parts 20
بعد از بیست سال به دنبال مرگ کیم مین سو ، تنها پسرش تهیونگ از لندن برمیگرده ، مردی ۳۵ ساله که امپراطوری شرکت حقوقیش سایه انداخته روی شهرت خانواده کیم... جئون جونگ کوک معلم نقاشی ۲۴ ساله، پسر جئون سانگ وو خدمتکار وفادار عمار ت کیم مجبور میشه با تماس پدرش دوبار به اون عمارت نفرین شده برگرده... جونگ کوک گرم و درخشان درست مثل خورشید طایی رنگ نقاشی شاگرد هاش ، تهیونگ بازگشته از شهری یخ زده.... ژانر: عاشقانه ، درام ، مافیایی ، اسمات کاپل : ویکوک - خطاهات پر شده جئون ... سوز سردی که بین موهای خیس از عرقش می وزید هم باعث نشد از حرارت سینه داغ شدش کم بشه . جونگ کوک اسلحه ای که این مدت به جای قلم موهای ظریفش ، همدم دستهاش شده بود ، نرم کنار پاش انداخت و مثل اولین دیدارشون تو فاصله یک قدمی تهیونگ ایستاد . - مجازاتم چیه قربان ؟ حذفم میکنید ؟ برخورد نفسهای تندش به صورت مردی که محکم‌تر از همیشه به نظر می‌رسید گونه هاش رو سرخ تر میکرد . تیله های مشکی جونگ کوک گستاخانه رو چشمهای ناخوانا مرد قفل شده بود .مطمئن از تصمیمش ، دست لرزونش رو به سمت نشان طلایی یقه اش برد تا با بی رحمی تنها نقطه اتصالش ازین عمارت رو جدا کنه.