Favourite
31 cerita
I Woke Up to Your Voice oleh semanticreader81
semanticreader81
  • WpView
    Membaca 39,412
  • WpVote
    Vote 1,579
  • WpPart
    Bab 34
(What happened after Suho woke up?) "Have you been well?" Sieun opened his mouth, but no sound came out. There was a huge lump in his throat. "Mhm," he managed to hum in response. He saw Suho's eyes shift to the friends standing quietly behind him. All three were watching them silently. They were aware of the heavy atmosphere, and they stood there carefully, even controlling their breathing so as not to disturb the moment. "Who are those behind you?" "My friends," Sieun said, his voice hoarse and faint. He felt like he could cry at any second. Could Suho see the tears forming in his eyes even from this distance? "I'm glad," Suho said, a faint smile appearing on his face. Sieun felt that he looked relieved. His breath caught. The weight of the air around him pressed down on his lungs. He took short, broken breaths. Now he was smiling too. Finally, he thought.
Donated SPERM!!(chanho/changjin) oleh Tafi_kareiVersion_
Tafi_kareiVersion_
  • WpView
    Membaca 27,702
  • WpVote
    Vote 5,542
  • WpPart
    Bab 21
Completed چان وقتی بالاخره از التماس کردن خسته شد، از اتاق بیرون زد و با عصبانیت در رو به هم کوبید. مگه یه تخمک و رحم اجاره ای چه کوفتی بود که حاضر نبودن بهش بدن؟ نا امید از همه جا به سمت در سازمان به راه افتاد که یهو یکی کلاه سوییشرتش رو از پشت کشید و باعث شد بایسته. وقتی برگشت امگایی رو دید که با خونسردی به لباس اون چنگ زده بود و با دست دیگه اش در حال کار با تلفنش بود. چند تا مرد هیکلی و گنده پشتش ایستاده بودن و امگای مو نقره ای ریلکس داشت به اون نگاه میکرد _آهای آقایی! چند تا از اون شناگر هاتو به من قرض میدی؟ و چان اون لحظه آرزو کرد که کاش نگاه امگا به هرجایی بود به جز جلوی شلوارش! Genre: fluff_ romance_ omegavers_ mprag Couple:chanho/changjin
Just friends? oleh grunlemon
grunlemon
  • WpView
    Membaca 320
  • WpVote
    Vote 40
  • WpPart
    Bab 2
یک هفته‌ست که از اون روز نحس میگذره. برگه‌ی آزمایش تو دست گچ گرفته‌ی پسر، درست مثل مردمکهاش می‌لرزه. شی اون یک هفته بعد متوجه خبر عجیبی شد. امگا باردار بود! و حالا چطور باید به پدر توله این خبر رو می‌گفت درحالی که تو کما بود!؟
Flight Night oleh mlilino
mlilino
  • WpView
    Membaca 83,840
  • WpVote
    Vote 672
  • WpPart
    Bab 3
قضیه از اون‌جا شروع شد که چان شب رو توی اتاق دیگه‌ای موند... این کار تماما اسمات و دارای صحنه‌های باز هست. امیدوارم بدونید این‌ها صرفا نوشته‌ هستند و ربطی به زندگی واقعی پسرها نداره. کاپل‌ها: چان‌مین‌سونگ(ورس)، چانگ‌جین ژانر: زندگی روزمره، اسمات
Mr. Mistake oleh orangeshoon
orangeshoon
  • WpView
    Membaca 3,272
  • WpVote
    Vote 463
  • WpPart
    Bab 4
تمام زندگی ویراستار کیم برای پایه‌ی یک "اشتباه" ساخته شد. زمانی‌ که ۱۹ سال بیشتر نداشت، به خاطر حماقتی به اسم "عشق" بزرگ‌ترین اشتباه زندگیش رو مرتکب شده بود. هر اشتباه یک تقاص کوچک یا بزرگ به همراه خودش داشت و سهم اون امگا، دخترکی به نام "کیم هانا" بود. بعد از گذشت ۵ سال سونگمین دوباره با دوست پسر سابق و کلاهبردارش، جانگ سجونگ رو به رو شد؛ اما این‌بار درست داخل باری که دومین و بزرگ‌ترین اشتباه زندگیش رو همون‌جا و روی یکی از تخت‌هاش رقم زد! چرا باید همون روزی که قرص‌هاش رو مصرف نکرده بود، با مرد خوش گذرونی به اسم "کریستوفر بنگ" که بوی مزخرف‌ نیکوتین و آتش می‌داد رو به رو می‌شد و به زندگی جفتشون با یک مارک گند می‌زد؟! "کریستوفر بنگ؛ تو حتی اگر یک اشتباه هم باشی، زیباترین اشتباه تمام زندگیِ منی." "اشتباهِ تو بودن، درست‌ترین کار زندگیم بود وولفی!"
Pure Pain  oleh 2010boys
2010boys
  • WpView
    Membaca 783
  • WpVote
    Vote 97
  • WpPart
    Bab 30
خلاصه : اسکیز برای بار دوم به مسابقه کینگدام دعوت میشن و تصمیم میگیرن به جبران دفعه قبل که هیونجین حذف شده بود دوباره برن تا همه با هم تجربه و خاطرات جدیدی بسازن. اما اتفاقی میوفته که بیشتر از برد کینگدام قبلی مسیر زندگیشونو تغییر میده .. قسمتی از داستان: چرا انتظار داشتم اتفاقی بیوفته؟ چرا انتظار داشتم چیزی تغییر کنه؟ چرا اصلا انتظار داشتم؟! بخاطر امید داشتن بود یا احمق بودن؟.. اینکه هنوزم منتظرم کدومه؟ حماقت یا امید؟ شایدم فقط یه احمق امیدوارم... یه احمق که امید داره همه چی بهتر میشه. که بلاخره انتظارش تموم میشه (ریل لایف، دراما، انگست، جنایی، ایمجین)
Not Him (ChanLix) oleh Raviofbooks
Raviofbooks
  • WpView
    Membaca 2,271
  • WpVote
    Vote 210
  • WpPart
    Bab 7
سهل انگاری؟ شاید چیزی که فلیکس رو از راه به در کرد، سهل انگاری بود. پسر عینکی، خیلی خوب اون رو از راه منحرف کرد. دقیقا مثل یک موجود موزی. اون نفهمید که سرباز خاکستری شطرنج، کی اونقدر رنگین شد! Couple: ChanLix Genre(s): School life, Romance, Smut
Needle in a Haystack [Minchan] oleh Binbinstays
Binbinstays
  • WpView
    Membaca 14,377
  • WpVote
    Vote 2,218
  • WpPart
    Bab 23
مینهو نمی‌دونه بنگ چانی که همه‌ش چیزای خوب درباره‌ش می‌شنوه همون دوستیه که تو دبیرستان قلبشو شکست.
Sweet Mobster (chanho/minchan) oleh Tafi_kareiVersion_
Tafi_kareiVersion_
  • WpView
    Membaca 10,661
  • WpVote
    Vote 2,136
  • WpPart
    Bab 14
Completed "و تو رو خدا برو اینترنت سرچ کن ببین چه فحش‌های جدیدی وجود دارن. یه ذره دامنه‌ی لغاتت رو گسترش بده که انقدر یه سره نگی بی‌ادب بی ادب" "مثلا... مثلا چی؟" "یه سری‌هاش که هنوز زوده برات تو تازه کار حساب می‌شی. مثلا... پفیوز، جاکش. می‌تونی از اینا استفاده کنی" "فردا صبح که خواستی بری اگه خواب بودم بیدارم کن باهات خداحافظی کنم. اگه نکنی خیلی جاکشی" می‌خنده. فردا که بیدار می‌شم نه خبری از خودشه و نه گربه‌اش. واقعا جاکشه. name: sweet mobster couple: chanho/minchan (vers) genre: fluff, slice of life, comedy, romance, smut In collaboration with @Dyakamin