Ans734859's Reading List
5 stories
TINNITUS  by moneli_vk
moneli_vk
  • WpView
    Reads 181,732
  • WpVote
    Votes 16,736
  • WpPart
    Parts 30
فرار از مراسم ازدواج اجباری‌اش، چیزی بود که مدت‌ها براش برنامه داشت؛ اما جایی همه‌چیز پیچیده‌ شد که در حین فرار، با جفتش روبه‌رو می‌شه؛ جفتی که برادرِ نامزد عزیزش بود. "_ فرار نکن، بامبی... مکثی کرد و با قدمی به جلو، کمی از نور تابیده‌شده از سمت حیاط رو به‌طرف خودش کشوند و مقابل نگاه گیج امگا، ادامه داد: «از من، از جفتت فرار نکن بامبی.» جفت؟ متعجب ابرویی بالا انداخت و خواست با خنده و بی‌حوصلگی سیگما رو به سخره بگیره که حرف جونگ‌کوک و خنده‌ی دل‌نشینش، زبون به دهنش خشک کرد. _ به‌جای برادرم، با من ازدواج کن." ژانر: امگاورس، امپرگ، هیجانی، عاشقانه، اندکی جنایی و وحشت کاپل: کوکوی رایتر: مانلی
𝑆𝑖𝑙𝑣𝑒𝑟 𝐿𝑖𝑛𝑖𝑛𝑔𝑠 𝑃𝑙𝑎𝑦𝑏𝑜𝑜𝑘[ᵏᵒᵒᵏᵛ] by anittashere
anittashere
  • WpView
    Reads 72,144
  • WpVote
    Votes 6,859
  • WpPart
    Parts 19
تو جفت مقدر شده من بودی، کسی که باید در شادی و بیماری کنارم میبود تا زمانی که مرگ مارو از هم جدا بکنه اما تصمیم گرفتی یک روز زیر سایه یک سرو بلند این پیوندو بهم بزنی و من نباید مزاحم زندگیت با زنی که عاشقشی باشم، حالا کی بعد از ده سال مزاحم زندگیه اون یکی شده جونگکوک؟ ژانر:امگاورس،رومنس،دراما،انگست،اسمات کاپل:کوکوی،یونمین،هوسوکxگرل
Flex and flirt  by nana_vil_
nana_vil_
  • WpView
    Reads 13,670
  • WpVote
    Votes 1,420
  • WpPart
    Parts 24
Name: flex and flirt Ganer: comedy-fluff-smut-omegavers Couple: kookv خلاصه:تهیونگ امگایی شیطون و آتیش پاره که کل خانوادش لوسش میکنن تصمیم رفتن به باشگاه بدنسازی میگیره و توی اولین جلسه روی مربیش کراش میزنه.... «مثل اسکلا بعد از اسکوات فرار کردم اومدم دست به آب... چسبید بهم:) و بهم کمک کرد اسکوات بزنم...»
llیاغی کلاس |Class Outlawll by llAlourall
llAlourall
  • WpView
    Reads 201,353
  • WpVote
    Votes 23,083
  • WpPart
    Parts 40
قضیه از این قرار بود که تهیونگ به مدرسه ی جدیدی انتقال پیدا کرده بود، و اون کلاسی که درونش بود به قفس گرگ ها معروف بود! و جونگکوک پسری که به بی رحمی و قلدری و کتک زنی شناخته میشد و سردسته ی قلدر های مدرسه هم بود ، همکلاسی جدید تهیونگ بود. • • 👀تیکه ای از فیک: _ جئون! من هزار بار گفتم هرجوری که دوست دارم لباس میپوشم ، ربطی نداره به کسی .. + پس منم هرجور که دوست دارم آدم جر میدم واست ، ربطی نداره به کسی .. • • GANER:Smut~Romance~Fake Caht~Dram~AU~little comedy Couple: Kookv Writer : Aloura
Love in nyc by camomile_13
camomile_13
  • WpView
    Reads 187,869
  • WpVote
    Votes 20,339
  • WpPart
    Parts 31
خلاصه : تهیونگ امگایی که برای کارشناسی بورسیه دانشگاه هنر نیویورک رو می‌گیره و با هوسوک و رزیتا و جونگکوک همخونه میشه ... البته که زندگی در کنار جونگکوک براش بدون دغدغه نخواهد بود چون هردو دچار عشقی میشن که ازش فرارین .... بخشی از داستان : دیگه نمی‌تونست جلوی احساساتش رو بگیره! انگار تک تک سلول‌های وجودش، از بی‌رحمی اون فرشته‌ی شکلاتی به درد اومده بود. چشمای قرمز و اشک‌آلودش رو به موجودی که، هر پلک زدنش قلبش رو زیر و رو می‌کرد، دوخت. با دیدن چشمان اشکی تنها عشق زندگیش، حالش ویرون تر شد. دستای لرزونش رو به صورتش کشید تا شاید آروم بشه. با صدای گرفته و بمش گفت: -من نمی‌دونم تو از من، توی تصوراتت چه هیولایی ساختی شکلات؛ اما من بدون تو خوب بودم. بی‌قراریش بیشتر شد و فریاد کشید: -من بدون عشق تو بهتر از این ها بودم. تو منو عاشق خودت کردی و باید مسئولیتش رو قبول کنی...! ____________ کاپل اصلی :کوکوی کاپل های فرعی :هوسوک_رزیتا/نامجین / سیکرت کاپل ژانر: امگاورس، کمدی، عاشقانه، درام داستان بیشتر محوره کوکوی میچرخه و برای کاپل دیگه ای این فیک رو شروع نکنید #kookv#کوکوی#bts