:" پس تو بطری شیرشو دزدیدی؟"
:" قرض گرفتم."
:" پس میخوای پسش بدی ؟"
ریموس کمی از چایی تو ماگش( که توش شیر بادام بود) نوشید. و با مسخرگی آدمی که تازه به دزدی علاقه پیدا کرده بود جواب داد:" نه خیر
یا :
ریموس و سیریوس چهارساله که طلاق گرفتند و تدی رو به صورت مشترک بزرگ میکنند. ولی دست از آزار و اذیت هم بر نمیدارن. تدی شونزده سالشه. امتحاناتش نزدیکه. و همه اینها عصبیش میکنه.
/ Translated/
on going
اگه ریموس قراربود به یکی دیگه از اون قرارهایی که مامانش برنامشو چیده بود بره، با چکش صورت خودشو خرد میکرد. نه اینکه اون پسرها مشکلی داشته باشن ، اونا... خب اونا به طرز فوق العاده ای کسل کننده بودن ولی مشکل اصلی احتمالا گرگینه بودنش بود. پس وقتی نقشه ی فرارش، به شکل سیریوس بلک ظاهر شد، ریموس برای پذیرفتنش از خوشحالم خوشحال تر بود.
/Translated /
Completed