Ongoing
4 stories
‌Ashline ‌| VKOOK by toskafic
toskafic
  • WpView
    Reads 2,966
  • WpVote
    Votes 632
  • WpPart
    Parts 11
✦قسمتی از اَشلاین -خطِ خاکستر-: خب "اون"، یه موتورسوار، مبارزِ زیرزمینی، دیوونه‌ی سرعت و هیجان و از همه مهم‌تر... دوستِ صمیمیِ منه؛ کسی که حتی بیشتر از خانواده‌ام بهم اهمیت می‌ده و مراقبمه. من جئون جونگ‌کوک‌ام، "اون" صدام می‌زنه "مِی‌مِی" و توی شانگهایِ چین به‌دنیا اومدم و همون‌جا هم زندگی می‌کنم. یه امگام که به چیزهای زیادی علاقه‌داره، مثلِ لباس‌های بی‌جنسیت، لاک‌های رنگی، لیپ‌گلاس‌های خوش‌رنگ، سایه‌ی چشم، طراحیِ لباس و "اون" ما دوستیم؛ اما شاید "اون" چیزی بیشتر از یک دوست برای منه. آلفاهای زیادی از من خوششون میاد؛ اما هیچ‌کس جز "اون" نمی‌تونه نگاهِ من رو روی خودش خیره نگه‌داره. این قصه‌ی زندگیِ منه، جایی‌که "اون" ازم خواست تا پشت‌ خطِ خاکستر بایستم و من با لجبازی، از مرزی که بین خودمون تعیین کرده بود، عبور کردم... آیا این پایانِ ماست، یا یه شروعِ جدید؟ خب... کی می‌دونه؟ ✦𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦: 𝘝𝘒𝘖𝘖𝘒 ✦𝘛𝘢𝘨: 𝘖𝘮𝘦𝘨𝘢𝘷𝘦𝘳𝘴𝘦, 𝘙𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦, 𝘍𝘳𝘪𝘦𝘯𝘥𝘴 𝘵𝘰 𝘓𝘰𝘷𝘦𝘳𝘴, 𝘈𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯, 𝘐𝘭𝘭𝘦𝘨𝘢𝘭 𝘙𝘢𝘤𝘪𝘯𝘨, 𝘔𝘱𝘳𝘦𝘨, 𝘚𝘮𝘶𝘵. ✦𝘞𝘳𝘪𝘵𝘦𝘳: Dmitri
Collapse | VKOOK by dibaphg
dibaphg
  • WpView
    Reads 293,999
  • WpVote
    Votes 16,289
  • WpPart
    Parts 49
Collapse ~ فروپاشی ❖ کاپل ⇐ ویکوک ❖ ژانر ⇐ درام، جنایی، اکشن، معمایی، انگست، اسمات ❖ روزهای آپ ⇐ یکشنبه ها ❖ نویسنده ⇐ Diba جئون جونگکوک، وکیل والا مقام های شهر سئول برای پیدا کردن خواهر گمشده‌اش و رو کردن دست آدمهایی که از شغل و جایگاهشون برای منافع کثیفشون استفاده میکنن به سراغ کیم تهیونگ، مردی که سه سالِ نگاه جوونش رو بخاطر به گردن گرفتن جرم پسر شهردار کیم پشت میله های سرد زندان پیر کرده میره...مجرم بیگناهی که با پا گذاشتن تو مسیر اون وکیل یاغی، بعد از سالها خونه ی امنش رو پیدا میکنه، خونه ای که آوار شدنش آغازگر فروپاشی یک عشق خواهد بود... بخشی از فیــکـــ: _ جونگکوک...اگه نمیخوای... _ مطمئن باش اگه نمیخواستمت هیچ وقت بهت اجازه نمیدادم تا این حد پیش بری، دلباخته‌ی جونگکوک. دلباخته بود...واژه ای که به درستی از دهان پسر برای توصیفش بیان شده بود...دلباخته ای که دلش رو به سراب وجود ابدی یک وکیل باخته بود.
MooNlight Hotel - هتل‌مهتـاب 🌖 ⃤🌱 by MaHoBarooN
MaHoBarooN
  • WpView
    Reads 285,418
  • WpVote
    Votes 16,883
  • WpPart
    Parts 94
در بلندترین آسمان‌خراشِ یکی از بزرگ‌ترین هتل‌های زنجیره‌ای جهان، مردی ایستاده که روزنامه‌ها بهش لقب «جوان‌ترین امپراطور» رو دادن. رئیس ۳۰ ساله‌ی استریت و دامیننتی که با یک نگاه قرارداد می‌بنده... و با یک کلمه دل می‌شکنه. اما بین هزاران کارمند، فقط یک نفر در برابرش سر خم نمی‌کنه... پسری ۲۱ ساله که اومده بود آینده بسازه، نه تو آینده‌ی رئیسش جایی داشته باشه. کسی نمی‌دونست همین پسر، روزی مردی رو به زانو درمیاره که همه ازش حساب می‌بردن. «هتل مهتاب» عاشقانه‌ای واقع‌گرایانه، پر تب و تاب و ممنوعه از دنیای تهکوک. " تا وقتی این رابطه تموم نشده، مرگ هم می‌تونه بخشی از بازی باشه!" ژانر: درام | رمنس | انگست | اسمات | واقع‌گرایانه __________ ⚠️ This is the Persian version of the story. English version will be published soon on my profile. __________ This is a fanfiction story. Characters belong to their original owners. (This work is created for entertainment purposes only and is not for commercial use.)
My you  by Vkookchild9597
Vkookchild9597
  • WpView
    Reads 557,562
  • WpVote
    Votes 69,831
  • WpPart
    Parts 67
_شانس آوردی آلفا، امگای قوی داری؛ با وجود شدت بالای ضربه، اما آسیب شدیدی بهش وارد نشده و مهم‌تر از همه اگه در حالت انسانی چنین آسیبی می‌دید درجا بچه‌اش رو از دست می داد؛ اما چون در حالت گرگینه... تهیونگ که تا اون لحظه با دقت به حرف‌های ساحره گوش می‌داد با شنیدن قسمت دوم جمله، ابروهاش جمع شد و حرف‌های ساحره رو قطع کرد. _یه لحظه یه لحظه، الان چی گفتی؟ _گفتم امگای قوی داری... _نه نه بعدش، قسمت دوم جمله‌ات... تـ... تو گفتی چی؟ بچه؟! ساحره ابرویی بالا انداخت و پلک زد. _نمی‌دونستی؟ امگات بارداره... Writer: Ashil Couple: Vkook, Hopmin, Taehi Genre: omegaverse, action, fantasy, romance, mpreg, smut