کیم تهیونگ دیگه اون بچه دماغوی قدیم نیست ولی متاسفانه جئون جونگکوک هنوز هم فکر میکرد میتونه اون موجود نینی و کیوت رو توی وجود تهیونگ پیدا کنه🍀
ژانر: طنز🥬عاشقانه✨️خونوادگی🧃روزمره🥢پایان خوش🍌
کاپل: ویکوک
开始:1403/11/07
结束:1405/04/29
Disguise ⛓🥀
جونگکوک، وارث گروهِ جئون.
کسی که به اجبار پدربزرگش باید سر قرارهای از پیش تعیین شده میرفت تا با ازدواجش بتونه به دنبال خودش وارث جدیدی بیاره!
اما همه چیز وقتی بهم خورد که برای فرار از این ازدواج به دروغ گفت:
"من گِــــی ام!"
و حالا تهیونگ، پسر سرد و بیاحساسی که اتفاقی توی رستوران باهاش دعوا کرد، کسی بود که در ازای پول باید نقش دوستپسرش رو بازی میکرد!
Couple: Taekook - Secret
Genre: Smut - Comedy - Criminal
Writter: YASNA
Channel: V_kooki
🌸من برای تو شکفتم🌸
×ترجمه شده×
کاپلے: ویکوک/کوکوی ، یونمین ، نامجین
ژانر: انگست ، رومنس ، هاناهاکی
«با قطره اشکی که روی گونه اش چکید، نفس عمیقی کشید و دستشو باز کرد. اخرین نگاه رو به چشمای سرخ و پف کرده اش انداخت، نگاهشو به مشت باز شده اش داد. وقتی به شئ بی گناه تو دستش نگاه کرد، اشک های بیشتری روی گونه هاش راه گرفتن.
این سرنوشت طبیعی اون بود.
تو دست لرزون جونگکوک، یک گلبرگ لطیف صورتی بود.»
*نسخه اصلی این فیک رو میتونین به همین اسم در سایت Archive of Our Own پیدا کنین^^
Highest rankings:
#1 depression
#1 translated
#2 btsfanfic
#2 kpop
#1 btsV
#3 fanfiction
#2 angst
#1 انگست
#1 translation
#2 gay
#1 هاناهاکی
🌠نام فیکشن: Till I reach Your star
🌠کاپل : چانبک
🌠ژانر: رمنس.فلاف. زندگی روزمره
🌠محدودیت سنی : NC 18+
🌠نویسنده : Silver Bunny 🌸🌿🐰
بکهیون تنها چیزی بود که چانیول رو به این زندگی وابسته میکرد. یه پسر پونزده ساله یتیم مگه چی میتونست داشته باشه؟ تمام مسیرهای زندگیش به پسر کوچولوی شیش ساله ای ختم میشدن که از گردنش اویزون میشد و با اون لحن شیرین و معصومش هیونگ صداش میکرد...اما زندگی هیچوقت بویی از دلرحمی نبرده... یه روز توی زمستون چانیول بکهیونش رو از دست داد و یهو یه دنیا بینشون فاصله افتاد...
یعنی بکهیونی که از روزهای بچگیش فقط یه خاطره دور یادشه میتونه این فاصله ها رو از میون برداره؟
🌠"منتظرم بمون...
تا وقتی که راهم رو برای برگشت بهت پیدا کنم.
تا ستاره هامون دیگه هیچوقت دلتنگ هم نشن.
فقط یه کوچولو منتظر بمون
تا وقتی که به ستاره ات برسم... " 🌠
بکهیون یه پرستار ساده و خوش قلبه که یه روز موقع برگشتن از سرکارش توی کوچه چانیول رو در حالی که چاقو خورده و وضعیتش خیلی بده پیدا میکنه. بکهیون به درخواست اون پسر که بهش میگه به پلیس زنگ نزنه اون رو به خونه اش میاره و با وجود تمام اخلاق های بد چانیول ازش مراقبت میکنه... اما یه روز چانیول بی خبر میذاره و میره و بکهیون باور داره که محاله دوباره با اون پسر بداخلاق روبرو بشه... اگرچه که پدر چانیول اقای جئون که یکی از کارخونه دارهای برجسته کره اس از چانیول میخواد که به شخصی نزدیک بشه و باهاش طرح دوستی بریزه اما نمیگه چرا... و اون شخص بکهیونه... زندگی و سرنوشت دوباره مقابل هم قرارشون میده اما معلوم نیست قراره اخرش این رابطه عجیب به کجا برسه... 💢
☠️فیکشن : استیگما #stigma
☠️کاپل ها: چانبک-ویکوک. هونهان
☠️ژانر: رمنس. جنایی . درام
☠️محدودیت سنی: 18+NC
☠️نویسنده : #SilverBunny 🐰🌿
تو دنیایی که همه وقتی هجده ساله میشن یه نشانه روی مچ اشون برای شناسایی نیمه گمشده اشون ظاهر میشه بیون بکهیون نشانه ای نداره!اونم مثل هر هجده ساله دیگه ای روز تولدش با شور و شوق مچ اش رو چک کرد اما هیچ خبری از اون نشانه خاص که قرار بود به بکهیون سرنوشت اش رو نشون بده نشد! بکهیون اون روز تصمیم گرفت که هیچوقت نذاره کسی رازش رو بفهمه و دنبال سرنوشت اش جای دیگه ای بگرده...چهار سال بعد همون سرنوشتی که در حق بک بی انصافی کرده بود اون رو به خونه پارک چانیول کشوند.یه طراح مانگا بد اخلاق که فقط یه دستیار سر به راه میخواد...اما خوب بک داستان ما هرچیزی هست جز سر به راه!
چه حسی داره وقتی بدونی همه تو دنیا یه جفت دارن و فقط تو جا موندی....؟؟
💮💮💮💮💮💮💮💮💮
- چه خوبه اینجوری یکی به آدم برسه؛ تا حالا کجا بودی پارک چانیول؟!
+ احتمالا بدون اینکه متوجه باشم داشتم دنبال تو میگشتم..!
#Chanbaek
💮💮💮💮💮💮💮💮💮
- ازم بدت مياد؟
+ مشكل اينه كه هركاری ميكنم، بدم نمياد!
#hunhan
💮💮💮💮💮💮💮💮💮
- میدونی تازگی ها دارم فکر میکنم شاید ارزش این همه تلاش رو نداشتی.. و این بدترین حس دنیاست..
#kaisoo
💮💮💮💮💮💮💮💮💮
Story Started: 18.01.2017
Story Finished: 13.11.2017
💮هم نشان
💮کاپل ها: چانبک.هونهان. کایسو
💮ژانر: رمنس. زندگی روزمره. فانتزی
بکهیون وارث بیچونوچرای شرکت پارکه. اون همه زندگیش رو صرف رسیدن به این نقطه کرده و برای نگه داشتنش از هیچی دریغ نکرده. ولی چی میشه اگه یه روز رقیبی که همیشه ازش میترسید پیداش بشه و موقعیت بکهیون رو به خطر بندازه؟ یعنی بکهیون باز هم میتونه تو صدر بمونه؟
💎 فیکشن : SpotLight
💎 کاپل : چانبک. ویکوک. کریسهو
💎ژانر : رمنس. درام
💎محدودیت سنی : 18+
💎نویسنده : #SilverBunny 🐰
🕰️روزهای آپ : دوشنبهها 8 تا 10 شب
| صدای قلب تو |
فصل اول : «کامل شده»
«توی لعنتی...فقط چرا زبونت رو به کار نمیندازی و نمیگی که دلیل محافظت هات چیه؟؟هان؟؟»
«تا وقتی که قلب هیونگم توی سینهات میتپه به هیچ عنوان حق نداری آسیب ببینی کیم تهیونگ فهمیدی؟!»
~
فصل دوم : «کامل شده»
«اینبار میخوام بلند تر بگم "تا وقتی که قلبم توی سینهام میتپه به هیچ عنوان حق نداری آسیب ببینی کیم تهیونگ!"...اما گفتنش مزخرفه و درد داره، وقتی همیشه اونی که آسیب میبینه تویی!»
بکهیون نوجوون نمیدونست که هر عملی یه عکس العملی داره... شاید اگه میدونست وقتی چانیول 15 ساله با اون چشم های معصوم بهش ابراز علاقه میکرد بهش اسون میگرفت... شاید هیچوقت قلبش رو نمیشکست و به خاطر چاق و زشت بودنش مسخره اش نمیکرد...ولی بکهیون خبر نداشت و کارما داشت همه چی رو تماشا میکرد...و کارما فقط وقتی عوضیه که تو یه عوضی باشی!
♻♻♻♻♻♻♻♻♻♻
-"دوستت دارم.."
+"دوستم داری؟"
+"چقدر دوستم داری چانیولا"
-"خ..خیلی...بیشتر از همه چی..."
+"واقعا؟"
+"پس هر کاری که بگم میکنی؟"
+"پس امشب اون بابای لجنت رو تو خواب برام بکش و بعد هم خودت رو از نزدیک ترین پنجره ی قصرتون پرت کن پایین...بعدش قول میدم منم دوستت داشته باشم..."
♻♻♻♻♻♻♻♻♻♻
- چطوری این موقع شب از خونه اومدی بیرون؟
+ خدمتکارها و نگهبان هارو پیچوندم.
- تو واقعا احمقی!
+ میدونم.
- نباید باشی!
+ من با احمق بودنم مشکلی ندارم .. اگه باعث میشه اینطوری بخندی...
♻♻♻♻♻♻♻♻♻♻
♻️کاپل ها:فصل اول : چانبک فصل دوم : چانبک هونهان. کایسو
♻️ژانر :رمنس.کمدی.زندگی روزمره
♻️محدودیت سنی: 18+ NC