✔️completed کامل شده
---
لویی فکر میکنه شاید اودیپ سرگردان دشت تبس، سر از اتاق اون در آورده.
---
از مجموعهی توهم
بر اساس افسانهی اودیپیوس
بر اساس آهنگ 505 از Arctic Monkeys
جولای ۲۰۲۲-مارچ ۲۰۲۳
راستش را بخواهی عشق، من هنوز هم امیدوارم
حتی شاید امیدوارتر از امید هستم که هنوز هم لبخند میزنم
که هنوز در آغوش میگیرم
که هنوز وقتی یادت میافتم ناخودآگاه دستم میرود سمت شمارهات
مینویسم «دلم برایت تنگ شده» گرچه شاید هیچوقت جوابی نرسد
شاید امیدوار هستم که هنوز لباسهایم نقش گلهای داوودی دارند
که هنوز نزدیک بهار مغازهها را در پی نرگسها میگردم تا خانه عطر تو را دهد
که هنوز هم پای تو در میان باشد خود را پاک از یاد میبرم
شاید امیدوار هستم که هنوز هم عاشقم. که هنوز به عشق ایمان دارم. که هنوز به یادت میافتم.
هری...هرررری...خواهش میکنم نجاتم بده...نذار من رو ببرن...هرررری...
قطرات اشک گونه های پسر چشم سبز رو تر میکنن...صدا توی ذهنش تکرار میشه....حتی جرات نکن به التماس هاش گوش بدی استایلز...حتی جرات نکن برگردی سمتش...
صدای فریادهای وحشت زده ی لویی تنش رو میلرزونن...روحش رو از هم میدرن...قلبش رو از کار میندازن اما این اجبار بود.هری این قسم نانوشته رو امضا کرده بود.
صدای لویی پشت سرش خاموش میشه.زمزمه ی خفه ی هری توی باد گم میشه.
هری:متاسفم لویی.متاسفم...
گى بودن گناهه.
تتو كردن گناهه.
سكس داشتن قبل از ازدواج گناهه.
بودن با لويى گناهه، هرى اينو ميدونه.
اون ميدونه بودن با اون مرد مخالف هر چيزيه كه اون باور داره.
اما حتى اگر اون مذهبيه ولی هنوزم كنجكاوه.
***
*this book is translate by page and its not allowed to copy*