the best
20 قصة
𝐁𝐢𝐠𝐡𝐢𝐭 بقلم FK_Spoiler
FK_Spoiler
  • WpView
    مقروء 39,647
  • WpVote
    صوت 5,621
  • WpPart
    فصول 53
درست موقعی که قرار بود چیزی درباره اهنگها اسپویل کنن از پشت کادر یکی از استف ها دست تکون داد و بهشون گفت لایو رو متوقف کنن، کمی بعد لایو رو قطع کردن و دوربین هارو خاموش کردن... اعضا متعجب از جاشو بلند شدن و گفتن: -چی شده؟ همون لحظه پی دی نیم وارد اتاق شد و با عصبانیت گفت: -بعضی از اهنگهای البوم زودتر پخش شدن. ➷ 𝙱𝚘𝚢 × 𝚐𝚒𝚛𝚕 ➷ 𝚐𝚎𝚗𝚛𝚎 : 𝙳𝚛𝚊𝚖𝚊 , 𝚛𝚘𝚖𝚊𝚗𝚌𝚎, 𝚜𝚖𝚞𝚝 وضعیت: پایان یافته✎ 『#FK』 ✿𝟹𝟶/𝟶𝟺/𝟸𝟶𝟸𝟷
+21 أكثر
Badboy,Badgirl{complete} بقلم k_pop_fanfic
k_pop_fanfic
  • WpView
    مقروء 76,046
  • WpVote
    صوت 6,919
  • WpPart
    فصول 43
◉ نام فن فیک: #پسربد_دختربد ◉ ژانر:عاشقانه_دانشگاهی_اسمات • ◉ قسمتی از فیک: لیسا در حالی داد میزد از پشت سرم گفت:کی لذت برد؟این تو بودی که اینجا اومدی. برگشتم و ابروهامو بالا دادم و گفتم:پس تو چرا قبول کردی؟! در حالی که از جلوم رد میشد و در ماشینش که توی نزدیک ترین پارکینگ به در آسانسور پارک شده بود و باز کرد و با اشاره به پایین تنم با خنده دندون نمایی،چشمکی زد وگفت:چون اون موقع نمیدونستم انقدر کوچیکه! سوار شد و گاز داد و بیرون رفت،انقدر از حرفش حرصی و شوکه شده بودم که دهنم باز مونده بود، شروع به خندیدن کردم و فکم قفل کرده بود... اون دختره ی....چی گفت؟چشم هامو با اعصبانیت بستم و چنگی به موهام زدم...می‌کشمت دختره ی پرو! به سطل اشغالی که کنار ستون بزرگ داخل پارکینگ بود لگد محکمی زدم که صدای دادم بلند شد.... • | #badboy_badgirl🏨🧩| ◉ Couple: #lizkook #rosmin ◉ Writer: #sahr • ◉ کارکتر ها: #Bts - #Jungkook • #Jimin #Blackpink - #Lisa • #Rose #Gidle- #Miyeon #Astro - #Eunwoo #Sf9 - #Jaeyoon وضعیت:تمام شده.
𝖌𝖗𝖊𝖘𝖊𝖆𝖑𝖆 بقلم FK_Spoiler
FK_Spoiler
  • WpView
    مقروء 57,587
  • WpVote
    صوت 7,375
  • WpPart
    فصول 40
و آخرین صدایی که به گوش رسید متعلق به پیرزنی بود که گفت: سرنوشت همیشه کار خودش رو می‌کنه و شما دوتا وقتی کنار هم قرار بگیرید مرگ خیلی ها رو رقم می‌زنید پس هرگز حتی یک قدم هم به سمت این مرد بر ندار... ↝ʙᴏʏ×ɢɪʀʟ ↝ɢᴇɴʀᴇ: ᴅʀᴀᴍᴀ, ᴍʏꜱᴛᴇʀʏ, ꜱᴍᴜᴛ, ᴏᴍᴇɢᴀᴠᴇʀꜱᴇ #full ↜وضعیت: پایان یافته ⭒2021/06/05 ⟬ #ᴋ ⟭
+22 أكثر
ꫝꪖ𝕥𝕣ꫀᦔ🥀 بقلم btsficsmut7
btsficsmut7
  • WpView
    مقروء 166,226
  • WpVote
    صوت 9,453
  • WpPart
    فصول 35
_اره از جیهو متنفرم حالم.... ^بابا...من فکرکردم دوسم داری! • • • • "جئون جیهو یه آثار بی نظیر از عروسکش بود عروسکی که شاید هیچ وقت توان رو به رو شدن باهاش و نداشته باشه" ▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎ " دوستان این بوک تنها در واتپد اپ شده"
Last decision بقلم Sarinaf9
Sarinaf9
  • WpView
    مقروء 148,918
  • WpVote
    صوت 10,868
  • WpPart
    فصول 41
Last decision : تصمیم آخر ژانر : عاشقانه - درام -انگست -جنایی -اسمات - معمایی ‌خلاصه‌ای از فیکشن: درد؟ کینه؟ انتقام ؟ تو نمیتونی همه رو با هم درک کنی و باهاشون بزرگ بشی چون یه بچه ی پنج ساله نیستی که پدر و مادرش رو جلوی چشماش به قتل رسوندن --- چی میشه اگه انتخاب های زیادی نداشته باشی؟ چی میشه اگه آدم های اطرافت متفاوت با چیزی باشن که انتظار داری؟! ازدواج یا مرگ؟ میتونی حسش کنی ؟ ✅بخش هایی از فیک ✅ بسته شدن چشمای اون زن فرتوت تنها ذره ی روشن وجودشو خاموش کرد و این آغاز تاریکی جونگ کوک و امپراتوری خونینش بود --- مرد مسن دستشو روی شونه ی جونگ کوک گذاشت :" دوباره که قرار نیست سرکشی کنی؟ به اندازه کافی برای تهیونگ اینکار رو کردی --- یکی از اونا از روی صندلیش بلند شد :" اینکه یه زن مسئولیت کامل باند رو به عهده بگیره اشتباهه..بیوه ی جئون باید زیر دست ما باشه نه توی مقام مشابهی با ما قرار بگیره --- +ن..نیازی نیست گدایی عشقی رو بکنی که داریش برخلاف انتظارش جونگ کوک فقط پوزخندی زد و پشت میز کارش نشست -مطمئنی که دارمش؟ یا فقط دارم خودمو احمق فرض میکنم که مثلا دارمش --- +حقیقت رو بهم بگو.. تو نمیتونی انسان باشی چون خود شیطانی -اشتباه نکن... من... جئون جونگ کوکم 1 #JungKook ❤
+13 أكثر
Falling In The Hell_chapter 1 بقلم pu2013
pu2013
  • WpView
    مقروء 5,309
  • WpVote
    صوت 681
  • WpPart
    فصول 39
آتلانتیا جائیه که اونجا هیچ کس یه روز خوش ندیده. همیشه جنگه... ولی با این حال این ظلم و ستم یه روزی تموم میشه نه؟ قبایل با هم متحد می شن و همه چی خوش و خرم میشه... شاید بگین حتما یه داستان تکراری با پایان خوشه. . . اولین اشتباه همین جاست. اینکه ظاهری قضاوت می کنی و باطن رو در نظر نمی گیری... اون هم دقیقا همین اشتباه رو کرد... فکر می کرد تو این دنیای جدیدی که داخلش افتاده... . . می تونه زندگی کنه و گذشته اش رو فراموش کنه و از صفر شروع کنه... فکر می کرد می تونه به اشخاصی که می دید اعتماد کنه... در حالی که اون نمی دونه زندگی قبلی که در زمین داشت وجودی از خودشه و بهش گره خورده... و درمورد اعتماد کردنش به بقیه... کی می دونه... شاید فقط جایگاه سربازی توی صفحه شطرنج رو داره که بقیه کنترلش می کنن... * _کی گفته سرباز توی صفحه شطرنج همیشه کسیه که بهش دستور می دن؟ تو یه حرکت مهره سربازش رو حرکت داد و تو جایگاه وزیر قرار گرفت. _یه شخص اگر باهوش باشه...می تونه جای سرباز مهره رو حرکت داد و شاه رو زد. _...شاه باشه... * Name:Falling in the hell Ganer:action,mystery,scary,paranormal,romance Wr by:Mijung
𝘿𝙤𝙡𝙡𝙝𝙤𝙪𝙨𝙚 𝙎1 بقلم BlackCat_Anna
BlackCat_Anna
  • WpView
    مقروء 82,340
  • WpVote
    صوت 7,114
  • WpPart
    فصول 23
|ᴄᴏᴍᴘʟᴇᴛᴇᴅ| من و سه خواهر ناتنیم برای خونه جدیدمون هم خونه نمیخواستیم! مخصوصا هم خونه های وحشتناکی که هر لحظه نقشه ریختن خونمون رو میکشیدن و به ما به چشم،عروسک های کوچولوی بی گناهی، برای خونه عروسکیشون نگاه میکردن... -این فیک دارای دو فصل میباشد 🥀
Life goes on{complete} بقلم k_pop_fanfic
k_pop_fanfic
  • WpView
    مقروء 15,914
  • WpVote
    صوت 2,351
  • WpPart
    فصول 31
◉ نام فن فیک: #زندگی_ادامه_دارد ◉ ژانر: مدرسه ای_معمایی_عاشقانه_درام • ◉ خلاصه: وقتی چیزی اذیتمون می‌کنه دو نوع واکنش داریم،کسایی که میجنگن...کسایی که فرار میکنن... توی زندگی کدومو باید انتخاب کنیم تا کمتر صدمه ببینیم؟شخصیت های این فیک همچین داستانی دارن... هر کدومو انتخاب کنن،به هر حال زندگی ادامه داره... • | #Life_Goes_On 🏨🧩| ◉ Couple: #lizkook ◉ Writer: #sahr • ◉ کارکتر ها: #Bts - #jungkook #Blackpink - #Lisa #Exo_Sehun #Twice - #Tzuyu #Seventeen - #Mingyu #Got7 - #Yugyeom #MonstaX - #Changkyun •بقیه شخصیت ها زاده ی ذهن نویسنده هستن🔔 وضعیت:تمام شده.
+16 أكثر
𝘿𝙤𝙡𝙡𝙝𝙤𝙪𝙨𝙚 𝙎2 بقلم BlackCat_Anna
BlackCat_Anna
  • WpView
    مقروء 50,019
  • WpVote
    صوت 4,598
  • WpPart
    فصول 18
|ᴄᴏᴍᴘʟᴇᴛᴇᴅ| • من رو یادت نمیاد؟! راستش از اینکه اون روز توی بیمارستان نجاتت دادم پشیمونم،فکرشو نمیکردم اینقدر باهوش باشی... ولی میدونی چیه؟ خیلی زودتر از اون چیزی که فکرشو میکنی تمام این خنده ها،شادی ها و لحظات محشری که با دوستات داری از بین میره... راستی جیسو چطوره؟! روح کوچولوی من بالاخره تونسته با مرگش کنار بیاد یا نه؟ بهتره بیشتر باهاش وقت بگذرونی، چون میدونی باید از الان خودت رو برای مرگ نابهنگامت آماده کنی جنی! به زودی دنبال تو هم میام کوچولوی باهوش! فقط یکم دیگه با دوستات خوش باش... لحظاتی سخت تر از خونه عروسکی در انتظارتونه! امضا : شبح آبی
ارزوی بی پایان بقلم mehrnazKhanvandi
mehrnazKhanvandi
  • WpView
    مقروء 14,592
  • WpVote
    صوت 1,692
  • WpPart
    فصول 56
هیچ چیز نداشتم نه خانه واده نه دوست و نه حتی مقداری پول با امید و ارزو تنها ساکی که داشتمو جمع کردم اما ارزو میکردم کاش هیچ وقت به ارزوم نمیرسیدم چرا که از چاله به چاه افتادم و دیگه هیچ راه برگشتی نبود چون من نحس بودم شاید خوده شیطان! ژانر : رومنس ، تراژدی ، مدرسه ای ، جادوگری دختر پسری وضعیت : پایان یافته