read
30 stories
save me (ziam) (Completed) by dayana12456
dayana12456
  • WpView
    Reads 172,375
  • WpVote
    Votes 19,123
  • WpPart
    Parts 65
ز, ليام من ميترسم اونا مي خوان منو اعدا.... ل, هييشش هيچکس تا وقتي من اينجام جرعت نميکنه نزديکت شه تخس کوچولوم .کافيه دستشون بهت بخوره تا کاري کنم از ب دنيا اومدنشون پشيمون بشن
Soulmates or Soul enemies? || Ziam  by fake_liam_zayn
fake_liam_zayn
  • WpView
    Reads 142,836
  • WpVote
    Votes 15,066
  • WpPart
    Parts 35
[COMPLETED] [ ابديت يا بى نهايت ... ؟ ] ∞ داستان دو پسر جوان كه رابطه خوبى با هم ندارن اما به كمكـ هم براى نجات مهم ترين آدماى زندگيشون تلاش ميكنن ، و احتمالا اونجاست كه همه چيز عوض ميشه ........
My Bookseller  [L.S] by ailinrasoli2009
ailinrasoli2009
  • WpView
    Reads 245
  • WpVote
    Votes 42
  • WpPart
    Parts 14
هری یه پسر ۱۷ ساله دبیرستانی که داره ادبیات میخونه و عاشق کتاب خوندنه و آرزوشه نویسنده بشه ولی سرنوشت گاهی اتفاق های تلخ رو سر راه آدم قرار میده. دو راهی، اینده، انتخاب. لویی یه کتاب فروش تو لندن که ۱۸ سالشه و عاشق شغلشه ژانر : صافت، عاشقانه، هپی اندینگ
Proibito [L.S] by itsidda
itsidda
  • WpView
    Reads 4,580
  • WpVote
    Votes 1,276
  • WpPart
    Parts 9
•completed•این دفتر پر شده از گناه...گناه ما و خاطراتی که گذشت. تو همان گناه باش و من گناهکاری که ز تو توبه نکرد. | Larry stylinson |
Crazy in Love [Z.M,L.S] by negR99
negR99
  • WpView
    Reads 112,407
  • WpVote
    Votes 13,423
  • WpPart
    Parts 38
_ نشستم کنار پنجره، سیگارم رو روشن کردم و رفتنش رو دیدم.. + بعدش رفتی دنبالش؟ _ نه ، یه پاکت سیگار کشیدم ، گفتم شاید برگرده.. + بعدش چی؟ رفتی دنبالش؟ _ نه رفتم همه وسایلش رو جمع کردم که یادگاری ازش نمونه... + انداختی دور؟؟ _ نه، گذاشتم تو انبار.. + باید از شرشون خلاص میشدی... _ دیوونه شدی احمق؟ شاید برگرده!
Not Again? (L.S) by fatestylinson
fatestylinson
  • WpView
    Reads 45,423
  • WpVote
    Votes 8,266
  • WpPart
    Parts 31
هری به سمت لویی میره و دستهاش رو روی پهلوهای لویی میذاره. آرزو داشت میتونست لویی رو با نوک انگشتهاش بسوزونه همونجور که لویی با وجودش اونو میسوزوند. "دوباره نه،" هری وقتی تیشرت لویی رو بالا میده، تکرار میکنه. دستهای لویی بالا میاد وقتی که هری تیشرت رو از سرش رد میکنه، و بی‌توجه به سمت تخت لویی میندازتش. "من دوباره با تو نمیخوابم،" هری زمزمه میکنه. "حتما،" لویی میگه، لبهاش به گردن هری میچسبه که باعث میشه سرش رو کج کنه. "اگر تاثیری داره همینجور حرفت رو تکرار کن." هری ناخن‌هاش رو روی کمر لویی میکشه. "دوباره نه،" ناله میکنه. "این- این بار آخره." .یا. وقتی هری استایلز و لویی تاملینسون هم‌اتاقی هستند. اونا از همدیگه متنفرن. حداقل این چیزیه که خودشون فکر میکنن. Persian Translation The original story belongs to @aditistylinson
My Little Psychotic by REVEN-13
REVEN-13
  • WpView
    Reads 148,170
  • WpVote
    Votes 15,062
  • WpPart
    Parts 37
***تو کل زندگیش پوچ بوده،بی معنی بوده،یه عوضی بوده! اگه بخواد حساب کنه با چند تا دختر خوابیده و بدبختشون کرده،حساب از دستش در میره! حالش از رابطه با دخترا بهم میخوره ولی دیگه عادت کرده هرشب با یکی بخوابه! پدرش یه سرمایه دار خیلی بزرگه که میخواد پسر 20 سالشو یه کم عاقل کنه!چجوری؟به عنوان نماینده ی خودش تو یه بیمارستان روانی!! لویی حالش از اون جا بهم میخوره تا اینکه... اتفاقی به یه پسر بر میخوره! یه پسر 18 ساله با یه عالمه آرزو... پسری که لویی اسمشو میذاره《روانیه کوچولو》... صحنه های +18 زیاد داره! اگه نمیتونین من اون قسمتا هشدار میدم ردش کنین،اگه هم دوست دارین... here u GOOOOOOO!!!!!!! ^_____^ . . Instagram : @theropeholdtheanchor
 This Man Is Dead(L.S) by larry_diary
larry_diary
  • WpView
    Reads 90,244
  • WpVote
    Votes 11,982
  • WpPart
    Parts 17
" این مرد، مرده " ... هری لطفا اینو بدون، تمام چیزی که تا ابد میخوام تویی. تو و چشمات که بدون تکون دادن زبونت با من حرف میزدین، تو و حرفات که وقتای ناامیدیم همیشه کنارم بودین، تو و صدات که توی شب بیداریام لالاییم میشدین، تو و دستات - که بی شک شاهکار خلقتن - که مرحمی میشدین برای خستگیای جسم و روحم، من تو رو میخوام هری اما؛ تو خودت خوب می‌دونی که من همیشه یه ترسو بودم. من رو ببخش. دوستدار تو، لویی ویلیام تاملینسون [ A Larry Stylinson Persian Fanfiction ] [ Written By : @IWontBeTheOne ] Copy right © 2017 IWontBeTheOne - larry_diary
Fall Right Into You by niohiomio
niohiomio
  • WpView
    Reads 27,865
  • WpVote
    Votes 4,240
  • WpPart
    Parts 23
این داستان زندگی منه و عشقی که سر راهم پیدا کردم. "بر اساس داستان واقعی زیام" [Highest ranking: #5 - Ziam] [Completed]
Hickeys || Ziam by Fakezain
Fakezain
  • WpView
    Reads 779,060
  • WpVote
    Votes 32,679
  • WpPart
    Parts 33
"Daddy..."