خوندمشون
9 stories
من دیوونه نیستم...فقط عاشقم! by Novel_srn
Novel_srn
  • WpView
    Reads 2,121
  • WpVote
    Votes 473
  • WpPart
    Parts 5
«من پسرم ییبو رو آوردم پیشت که همجنسگراییش رو درمان کنی! حالا بهم میگی که خودتم عاشقش شدی؟!» «همجنسگرایی یه بیماری نیست که درمان بشه، یه گرایشه...» «خفه شو! کی فکرشو می‌کرد روان‌پزشک پسرم از خودش دیوونه تر از آب در بیاد»» ▫️I'm not crazy...I'm just inlove!▫️ ▪️ژانر: رمنس/انگست ▪️کاپل: ییجان ایدی اینستا و چنل تلگرام: @novel_srn 🥂
Don't Be Grateful _ Yizhan by Pd_bun
Pd_bun
  • WpView
    Reads 5,641
  • WpVote
    Votes 967
  • WpPart
    Parts 13
Name : Don't Be Grateful قدردان نباش Couple Yizhan (ZSWW) Genre : romance _ smut شیائو جان هیجده ساله برای آوردن ییبو به خانوادشون اصرار میکنه اما چرا..؟ فقط میخواد اون پسر جای خالی خودش رو برای والدینش پر کنه ؟ این داستان در مورد شیائو جان و وانگ ییبویی هست که فاصله بینشون به اندازه ی آسیا تا آمریکای شمالیه.. ماه ها و سالها به سرعت میگذره اما عشق چه زمانی بینشون شعله ور میشه؟
PERTAIN TO YOU! (Complete) by Sraa2713
Sraa2713
  • WpView
    Reads 13,237
  • WpVote
    Votes 1,497
  • WpPart
    Parts 25
عنوان فیک : !PERTAIN TO YOU (وابسته به تو!) ژانر : رمانتیک، اسمات، دبیرستانی:) کاپل : ییژان.....ژان تاپ (ZSWW)❤💚 خلاصه ای از داستان: ژان پسری از خانواده‌ی مرفع، که با آمدن ییبو به زندگی‌اش دغدغه های جدیدی پیدا می‌کند... ___________________________________________________________________ امیدوارم از اولین داستانم خوشتون بیاد و برای لحظاتیم که شده با خوندنش از زندگی عادی فاصله بگیرید🙂💙
𝙗𝙤𝙙𝙮𝙜𝙪𝙖𝙧𝙙 (Completed) by Sahel328
Sahel328
  • WpView
    Reads 3,543
  • WpVote
    Votes 721
  • WpPart
    Parts 5
• عنوان: بادیگارد • جان تاپ، عاشقانه، اسمات. پسری به بادیگارد خود دل می‌بندد... احساسات بادیگارد جوان در رابطه با پسرک چیست؟ کدام یک اول اعتراف به عاشقی می‌کند؟ "کامل شده"
Heartbeat (completed)  by zahrasuju
zahrasuju
  • WpView
    Reads 94,506
  • WpVote
    Votes 19,658
  • WpPart
    Parts 52
✍ ییبو امگایی که زمانی رویای رقص داشته ولی توی یه تصادف مجروح میشه و رویاش برای همیشه از دست میده. و حالا داره با هزینه های بیمارستان و زندگی دست و پنجه نرم می کنه. شیائو ژان آلفایی ثروتمند که باید به خواسته مادربزرگش سریع بچه دار بشه تا بتونه رئیس کمپانی بشه. چه اتفاقی می افته اگه ییبو برای پول قبول کنه رحمش رو اجاره بده. آیا این راه با وجود دوست دختر ژان براشون هموار میشه؟
My star zhan ge ! (Complete) by marshmallow_zh
marshmallow_zh
  • WpView
    Reads 13,352
  • WpVote
    Votes 3,817
  • WpPart
    Parts 24
وانگ ییبویی که فن دو آتیشه شیائو ژانه ، و بزرگ ترین آرزوش دیدن آیدل دوست داشتنی اش از نزدیکه. اما چی میشه بعد اولین دیدار ازش متنفر بشه!! ..... Couple: Yizhan Type: ZSWW (Zhan Top) Gener: real life, romance, smut By: snow فیکشن ژان تاپه⁦♥️⁩
I'll wait for you (one Shot)  by zahrasuju
zahrasuju
  • WpView
    Reads 1,372
  • WpVote
    Votes 250
  • WpPart
    Parts 1
با تمسخر گفت: فکر می کنی من با آدم بدبختی مثل تو قرار میذارم؟ تو حتی پول نداری من رو ببری بار محبوبم... اوه یادم رفته بود تو توی اون بار یه پیشخدمت ساده ای اینا حرفایی بود که شیائو ژان از لی ونهان شنید. اینکه فقط یک دانشجوی ساده بود و عاشق یکی از پسرهای ثروتمندی که همیشه می اومد محل کارش شده بود. لی ونهان از اینکه اون می تونست بهترین دوست پسر دنیا باشه خبر نداشت و ژان باید اینو نشونش می داد. بخاطر همین تصمیم گرفت از طریق وانگ ییبو شانسش رو امتحان کنه. بهترین دوست ونهان. چه اتفاقی می افته اگه ییبو پیشنهاد قرار گذاشتن با ژان رو قبول کنه؟ آیا ییبو قربانی میشه؟ آیا می تونه ژان رو عاشق خودش کنه؟ یا شاید ژان زودتر از اینکه ییبو عاشقش بشه بتونه ونهان رو به دست بیاره؟
My Dad(بابای من) _ Mini Fiction  by baharan_kim
baharan_kim
  • WpView
    Reads 29,597
  • WpVote
    Votes 5,448
  • WpPart
    Parts 20
کاپشن اش را کشيد و با چشمان گرد به او خيره شد " آقا آقا می شه یکم غذا به ............... چرخيد و نق نق کوتاهی کرد" بابا" شقيقه خیس اش را بوسيد " جان بابا" ................ یه بابای مهربون و دلسوز با یه پسر بچه لوس و بد اخلاق تفاوت سنی ۱۴ سال جان تاپ * این فیک با نوشته‌ های قبل فرق داره.... اینجا یک جان مهربون اما ییبو شیطون و بازیگوش 🌸
A flower in winter (Complete)  by zahrasuju
zahrasuju
  • WpView
    Reads 133,224
  • WpVote
    Votes 21,947
  • WpPart
    Parts 46
امگایی که باید خوشبختی اش را بخاطر شاهزاده بودنش فدای کشور و خانواده اش کند و تن به ازدواج با آلفایی دهد، که سال ها با کینه ای آزار دهنده از امگاها، زندگی کرده است