مورد علاقه هایم
30 story
meeting again • دیدار دوباره• на Soren19s
Soren19s
  • WpView
    Прочтений 1,544
  • WpVote
    Голосов 262
  • WpPart
    Частей 18
+تا حالا نفر سوم یک رابطه بودید؟ نه؟! شما واقعا خوش شانسید. اما من نه ! _ فیلیکس اونجا داری چیکار میکنی ؟( هیونجین در حال نزدیک شدن به فیلیکسی که انگار داره با افق حرف میزنه) + خوب شد اومدی . بیا اینجا جینی .( فیلیکس در حالی که دست هیونجین و میکشه اون رو به سمت احتمالی دوربین نامرئی هدایت میکنه) _ چندبار بگم اونجوری صدام نکن؟! + خب دوستان ایشون علت بدشانسی منه. من نفر سوم رابطه همین شخص هستم !(فیلیکس در حالی که به هیونجین اشاره میکنه با یک لبخند بزرگ مجری طور توضیح میده) _ فیلیکس حالت خوبه ؟ چی داری میگی ؟ با کی حرف میزنی ؟ + بله همونطور که می‌بینید اون یک خنگ به تمام معناست و تا الان اصلا متوجه هیچی نشده(فیلیکس در حالی که رو به دوربین خیالی سری از تاسف تکون میده تو سری ای به هیونجین میزنه که به دلیل بد آموزی سانسور میشه) +داستانی هم که قراره بخونید راجب من و این و اون دوست دختر چندششه که قراره باهاش بره تو رابطه(و چهره فیلیکس با انزجار جمع میشه و با نگاهی متاسف سر تا پای هیونجین و از نظر میگذرونه ) _ صبرکن ، چی؟؟؟ من قراره برم تو رابطه؟!!!(هیونجین بی خبر از همه جا با شوک میپرسه )
KOMOREBI | Minsung на TheDevil_BehindYou
TheDevil_BehindYou
  • WpView
    Прочтений 36,656
  • WpVote
    Голосов 5,757
  • WpPart
    Частей 27
اون مرد لعنتی اعصابشو بهم میریخت. راحت توی اتاق و روی تختش دراز کشیده بود و بهش دستور کیک قهوه هم میداد؟! اون حجم از اعتماد به نفسی که داشت، یه سوراخ بزرگ وسط شکمش بود و نگاه توی چشمهاش جوری بود که انگار توی چند ثانیه میتونست تمام هستی رو نابود کنه. -بدون ژانر- Minsung |
My Fake Male Bride || MinChan (translated) на Lillian_Libray
Lillian_Libray
  • WpView
    Прочтений 5,094
  • WpVote
    Голосов 932
  • WpPart
    Частей 26
بعد از اینکه بنگ چان توسط دوست‌دخترش ترک می‌شه، جرعت نمی‌کنه به خانواده‌ش بگه. بنابراین از دوستش مینهو می‌خواد که برای تعطیلات جلوی خانواده‌ش نقش دوست‌دخترش رو بازی کنه. اما وقتی مینهو مجبور می‌شه زمان بیشتری با خانواده‌ بنگ چان سپری کنه، اوضاع پیچیده‌تر می‌شه. این دو دوست می‌تونن از آشفته‌بازاری که درست کردن خارج بشن و به زندگی قبلی شون برگردن؟ یا شایدم دچار احساسات عاشقانه‌ای می‌شن؟ کی می‌دونه؟Only Lee Knows *فیک ترجمه شده که نویسنده اصلی‌ش LeeJuremi@ هست*
+ еще 18
••💮SignMate💮••  на SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    Прочтений 532,338
  • WpVote
    Голосов 88,673
  • WpPart
    Частей 88
تو دنیایی که همه وقتی هجده ساله میشن یه نشانه روی مچ اشون برای شناسایی نیمه گمشده اشون ظاهر میشه بیون بکهیون نشانه ای نداره!اونم مثل هر هجده ساله دیگه ای روز تولدش با شور و شوق مچ اش رو چک کرد اما هیچ خبری از اون نشانه خاص که قرار بود به بکهیون سرنوشت اش رو نشون بده نشد! بکهیون اون روز تصمیم گرفت که هیچوقت نذاره کسی رازش رو بفهمه و دنبال سرنوشت اش جای دیگه ای بگرده...چهار سال بعد همون سرنوشتی که در حق بک بی انصافی کرده بود اون رو به خونه پارک چانیول کشوند.یه طراح مانگا بد اخلاق که فقط یه دستیار سر به راه میخواد...اما خوب بک داستان ما هرچیزی هست جز سر به راه! چه حسی داره وقتی بدونی همه تو دنیا یه جفت دارن و فقط تو جا موندی....؟؟ 💮💮💮💮💮💮💮💮💮 - چه خوبه اینجوری یکی به آدم برسه؛ تا حالا کجا بودی پارک چانیول؟! + احتمالا بدون اینکه متوجه باشم داشتم دنبال تو میگشتم..! #Chanbaek 💮💮💮💮💮💮💮💮💮 - ازم بدت مياد؟ + مشكل اينه كه هركاری ميكنم، بدم نمياد! #hunhan 💮💮💮💮💮💮💮💮💮 - میدونی تازگی ها دارم فکر میکنم شاید ارزش این همه تلاش رو نداشتی.. و این بدترین حس دنیاست.. #kaisoo 💮💮💮💮💮💮💮💮💮 Story Started: 18.01.2017 Story Finished: 13.11.2017 💮هم نشان 💮کاپل ها: چانبک.هونهان. کایسو 💮ژانر: رمنس. زندگی روزمره. فانتزی
𝐆𝐫𝐚𝐯𝐢𝐭𝐲 𖥠 на Melcr0ft
Melcr0ft
  • WpView
    Прочтений 45,286
  • WpVote
    Голосов 7,464
  • WpPart
    Частей 22
جیسونگ و مینهو سولمیت همدیگه‌‌ان؛ ولی این یه AU نیست، زندگی واقعیه. ↞کاپل: مینسونگ (استری‌کیدز) ↞ژانر: کَنون - زندگی روزمره - اسلوبرن ↞چنل: Minsungies Written by: Bitsori (AO3) ↳TRANSLATED ↳COMPLETED
گریه‌ی خاموش - minsung   на meow_turtle
meow_turtle
  • WpView
    Прочтений 15,474
  • WpVote
    Голосов 2,337
  • WpPart
    Частей 33
وقتی جیسونگ، پسر شیطونِ مدرسه برای اولین بار سر کلاس زبان اشاره می‌شینه، فکرشو هم نمی‌کرد یه نگاه، بتونه دلشو زیر و رو کنه. مینهو، پسر ساکت و خونسردی که همیشه تنهاست، نه حرف می‌زنه، نه لبخند می‌زنه، نه حتی به کسی نزدیک می‌شه. همه ازش دوری می‌کنن، پشت سرش حرف می‌زنن و شایعه می‌سازن. اما وقتی جیسونگ قدم به دنیای مینهو می‌ذاره، می‌فهمه پشت اون سکوت، یه قلب زخمیه که یاد گرفته با دنیا حرف نزنه و تنها پل ارتباطیش، زبان اشاره باشه. و شاید... فقط شاید، این‌بار یکی پیدا شده باشه که بتونه مینهو رو از تنهایی عمیقش بیرون بکشه. آپ: هفته ای یکبار (یا بیشتر) ممنون میشم به داستان ستاره بدید🍫🧋 داستان قشنگی که تصمیم به ترجمش گرفتم🧸 🎖 #1 stratykids #6 leeknow #9 minsung
Last Firsts (Completed) на Mina__vn
Mina__vn
  • WpView
    Прочтений 5,647
  • WpVote
    Голосов 1,301
  • WpPart
    Частей 24
_تو نمیفهمی لعنتی، تو قرار نیست بمیری." +تو نمیخوای بمیری مرد،پس نمیفهمی منی که هر لحظه آرزو میکنم با تو بمیرم چه حسی دارم." چانلیکس ChanLix -درام، رمنس، برشی از زندگی، کمدی، اسمات کریستوفر بنگ بیماریه که وضعیت تومورمغزیش رو به بهبودی بود. ولی توی آخرین جلسه ی درمانش،با چک کردن جدیدترین سی تی اسکنی که انجام داده متوجه میشن که رشد تومور به طور عجیبی زیاد شده و کمتر از سه ماه دیگه زندست. حالا اون دو راه داره: اول این که همینطور به زندگی روتین و کسل کنندش با دوتا احمق ادامه بده و دومی، درخواست دادن به شرکت اسپاتی فیلومه. شرکتی که تخصصش فرستادن یه همراه مناسب برای تحقق بخشیدن به باکت لیست ارباب رجوع هاشونه. و کسی که قراره چان رو توی احمقانه ترین کارهای زندگیش همراهی کنه،یه خادم شیطانی بلونده که برای زندگی کردن دلایل خاص خودش رو داره..
April Cruel's Day на JustDeyZ
JustDeyZ
  • WpView
    Прочтений 1,448
  • WpVote
    Голосов 246
  • WpPart
    Частей 4
کیم جونگین مریضه. به اون مفهوم عمومی مریض بودن نه، اونجوری مریضه که میخواد برای دروغ اول آوریل کاری کنه دوست پسر بدبختش فکر کنه اون تومور مغزی داره. بازیگوشی دلبرانه یا ستمگری خالص؟ این اوه سهونه که باید تصمیم نهاییو بگیره. کاپل: سکای، بکهان
+ еще 4
𝑰𝒇 𝒀𝒐𝒖 𝑪𝒍𝒐𝒔𝒆 𝑶𝒏𝒆 𝑬𝒚𝒆 | 𝑴𝒊𝒏𝒔𝒖𝒏𝒈 на WanderingVincent
WanderingVincent
  • WpView
    Прочтений 15,254
  • WpVote
    Голосов 2,457
  • WpPart
    Частей 22
"فقط کافیه یکی از چشمات رو ببندی. اون وقت، میتونی چیزی که نیمه گمشده‌ات میبینه رو ببینی." .ೃ࿐𝑃𝑒𝑟 𝑇𝑟𝑎𝑛𝑠𝑙𝑎𝑡𝑒
The Last Farewell Night(minsung|Oneshot) на wrnana
wrnana
  • WpView
    Прочтений 62
  • WpVote
    Голосов 11
  • WpPart
    Частей 1
مینهو تصمیم می‌گیره قبل از مرگش سری به یه بار برای آدم‌های افسرده بزنه ، اونجا درگیر یه گفتگو کوتاه با جیسونگ می‌شه.‌ " مینهو از زندگی کردن متنفر بود و جیسونگ عاشق زندگی کردن. شاید به همین خاطره که مینهو می‌خواست خودش رو بکشه و جیسونگ نه. " Couple: minsung \ oneshot \ angst