Check
26 stories
Wild heart by glanda_kv
glanda_kv
  • WpView
    Reads 70,213
  • WpVote
    Votes 5,795
  • WpPart
    Parts 33
--- کیم تهیونگ، امگاییه که پدرش برای جور کردن پول شرکت در حال ورشکستگی، اونو به یه آدم سادیسمی می‌فروشه. تهیونگ بعد از اون معامله‌ی تلخ، توی یه انبار متروکه زندانی میشه و روزای سخت و پر از شکنجه رو پشت سر می‌ذاره. اما سرنوشت یه نقشه‌ی دیگه براش داشت. جئون جنگکوک، الفای اصیلی که توی یکی از مأموریت‌هاش سر از همون انبار درمیاره، تهیونگ رو پیدا می‌کنه. امگایی که شکسته و بی‌جون، دیگه هیچ امیدی به زندگی نداره. بعد از تلاش نافرجام تهیونگ برای خودکشی، جنگکوک تازه می‌فهمه که نبودنش چه خلأ بزرگی توی زندگیش درست کرده. از همون لحظه، تهیونگ تبدیل میشه به چیزی فراتر از یه نفر برای کوک؛ میشه دلیلی برای نفس کشیدن و حالا، جنگکوک حاضر میشه همه‌چیزشو وسط بذاره، تا فقط یه چیزو مطمئن کنه؛ تهیونگ زنده بمونه... و هیچ‌وقت دیگه آسیب نبینه. --- • ژانر:عاشقانه+انگست+هیجانی+امگاورس+اسمات. • کاپل: کوکوی، یونمین •وضعیت: درحال آپ
The Color of bloody lilies  by ImLeon
ImLeon
  • WpView
    Reads 29,637
  • WpVote
    Votes 3,599
  • WpPart
    Parts 15
"یه آرزو کن، لی‌لی من!" "حالم خوب بشه. با همدیگه زیر بارون برقصیم، بچرخیم و به همه‌ی غم‌هامون بخندیم مارشال... حالا تو یه آرزو کن." "آرزو می‌کنم، حالت خوب بشه..." *** "این کارها یعنی چه؟ چرا موهات رو رنگ کردی، جونگکوک؟" "خـ... خواستم یه... یه چیز جـ... جدید رو امتحان کنم." "مگه بهت نگفتم از این کارها خوشم نمیاد؟ نکنه به کارهای زنونه علاقه‌ی زیادی داری؟" "دیگه... هیچی توی قیافه‌ام رو دوست... نداره!" The color of Bloody Lilies ɢᴇɴʀᴇ : Romance , Angst , Criminal , Smut , Political ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : Vkook ᴜᴘ ᴛɪᴍᴇ : Tuesday ᴡʀɪᴛᴇʀ : Léon
°•(𝐃)𝐄𝐯𝐢𝐥🦇•° by _Moonsan_
_Moonsan_
  • WpView
    Reads 6,175
  • WpVote
    Votes 1,288
  • WpPart
    Parts 12
پسرک سه‌ساله‌ای که به دست خون‌آشامِ موسپید از بدوتولد وارد یک قلعه‌ی متروکه شد و ناخواسته آموزش دید. اما برای چی؟ برای کی...؟ آیا جونگ‌کوکِ سه‌ساله متوجه بود که آینده‌اش به چه شکلی قرار بود رقم بخوره؟ البته که هنوز نه. 𝀤𝀤𝀤 «فقط سه ساعت تنها می‌مونی، جونگ‌کوک. پسر خوبی باش، هوم؟ تا وقتی بیام کِلارا مراقبته.» «نـ..نه... جوکو تنها نه! کلالا بد...» ــــــــــــــــــــــــــــ༺D)Evil)༻ــــــــــــــــــــــــــ ✤ganer: Supernatural, Thriller, Romance, Smut ✤Couple: Kookv Telegram: @lunenoire_6 ~𝓜𝓸𝓸𝓷𝓼𝓪𝓷 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓼 𝔂𝓸𝓾♡
Night Fall "ورژن اصلی" KOOKV by sahar_78
sahar_78
  • WpView
    Reads 31,051
  • WpVote
    Votes 3,788
  • WpPart
    Parts 20
تهیونگ قراره کشیش بشه و انجیلش همیشه باهاشه. اما بزودی با یک مافیای شرور آشنا میشه که زندگیش رو جهنم میکنه.
Satan's Forbidden by Vkook_Fiiik
Vkook_Fiiik
  • WpView
    Reads 63,596
  • WpVote
    Votes 7,729
  • WpPart
    Parts 54
کیم تهیونگ، مافیای مطرح روسیه، در یک روز بارونی از زندگی تاریک و خون‌بارش، با پسری تصادف میکنه؛ پسری که چشم‌هاش، چند روز قبل در یک کلیسا، در حافظه‌ی نگاه مرد ثبت شده...آیا تهیونگ میتونه راهی از دنیای سرخ کشتار به چشم‌های معصوم اون پسر پیدا کنه...؟ بعید به نظر میرسه؛ چون اون پسر برای بدنام‌ترین شیطان شهر، یک ممنوعه‌ست... _________________________ پسر شیطان، پسر مسیح نخواهد شد؛ مگر با عبور از قاب کهکشان چشمانی فرشته‌‌وار... خیره‌گی برای بدنام شهر، چیزی بی‌زمان خواهد بود... برای شیطانی با قلبی جوهرکشیده‌ به رنگ شب، که راه رسیدن به بهشت فرشته‌ی ممنوعه را باید از میانه‌ی جهنم کرکس‌ها، طی کند... آیا زاده‌ی شر، راهی به محراب‌زاده‌ی آسمانها دارد...؟ ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ کوک : از من بگذر چون من از تو گذشتم تهیونگ : دوست داشتن تو اخرین ذره ی معصومیت من بود اگه بری آخرین ذره ی انسانیت منو با خودت میبری چون من دیگه هیچ انسانی نمیشناسم _________________________ Genre : Romance - Angst - Mafia - Smut - Action Couple : Vkook _ Sub Couple : yoonmin_namjin_ secret _________________ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 : 𝐄𝐋𝐋𝐀 _ 𝐏𝐀𝐒𝐀 𝐒𝐞𝐞𝐧𝐚𝐫𝐢𝐬𝐭 : 𝐄𝐋𝐋𝐀 __ 𝐄𝐝𝐢𝐭𝐨𝐫 : 𝐏𝐀𝐒𝐀 __________ Time up : Every other day
Black Lily | لیلیومِ سیاه by JeonNila6969
JeonNila6969
  • WpView
    Reads 20,689
  • WpVote
    Votes 2,234
  • WpPart
    Parts 24
Black Lily | لیلیوم سیاه Couples: Kookv and ? Genres: Omegaverse(mperg), angst, romance, drama, smut, forced marriage, age gap... °قصه‌ی لیلیومی که از همون اول پژمرده به دنیا اومد... قلب کوچیکش مالامال زخم بود، ریه‌هاش هم‌پای روزگارش نفس‌گیر.° وقتی جفتش رو پیدا کرد، با رویای یه زندگی شیرین به خواب نرفت؛ ولی تقدیر همیشه از پشت خنجر می‌زنه..! خانواده‌ی جئون قانون خودشونو دارن.. قانونی که میگه یه بی‌اصل و نسب هیچوقت لیاقت همسری جئونِ بزرگ رو نداره. حالا تهیونگ مونده و جفتی که سردتر از زمستونه، و جهانی که به جنگش اومده... «اگه عشق برای بعضیا هدیه‌ست، برای بعضیا هم زنجیره.. تهیونگ، لیلیوم کوچولوی قصه‌ی ما... می‌تونه بین این همه سیاهی، هنوز نفس بکشه؟» The end: (Happy End) Writer: Jeon Nila ★ اگه به سناریوهایی که توش یه باتمِ مظلوم، بیچاره و مهربون گیر یه تاپِ سرد و کثافت افتاده، علاقه دارین... به‌شدت پیشنهاد میشه•~•
Help, Bodyguard! (KookV) by NyxJeon97
NyxJeon97
  • WpView
    Reads 84,664
  • WpVote
    Votes 11,393
  • WpPart
    Parts 22
[ اِنیگما وقتی قرارداد محافظت از کیم تهیونگِ 18 ساله رو با خون امضا کرد، انتظار دیدن یک امگای تخس و هورنی رو نداشت که از سیاست، فقط اسمش رو داخل اخبار شنیده بود. ] دراما/ اسمات/ اِنیگما x امگا کاپل : کوکوی/ کمی یونمین
𝑱𝒖𝒔𝒕 𝑩𝒆 𝑴𝒚 𝑫𝒂𝒅𝒅𝒚| 𝐊𝐨𝐨𝐤𝐯 by The_Devilish
The_Devilish
  • WpView
    Reads 236,698
  • WpVote
    Votes 7,376
  • WpPart
    Parts 7
⤷ 𝐉𝐮𝐬𝐭 𝐁𝐞 𝐌𝐲 𝐃𝐚𝐝𝐝𝐲 ── ◦ 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆 ⤳ Fluff, Mafia, Smut, little space ◦ 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 ⤳ KookV, Yoonmin, Namjin ◦ Written By: Devilish دنیایی وجود داره که همه اسمشون رو می‌دونیم. دنیای مافیا! دنیایی که پراز دود و خون و مواده... دنیایی که توش رحم بی‌معنیه و هرکس که واردش می‌شه ناخودآگاه درگیرش می‌شه. اومدن با خودته. ولی برگشت... قطعا نه! جئون جونگکوک شخصی که توی دوران کودکیش به خوش قلبی معروف بوده، بعد از ورودش به این دنیا تبدیل به هیولایی می‌شه که ساخته‌ی دست پدرشه. هیولایی که کودک درونش رو زیر پا له کرد و روحش رو سوزوند. امّا... بعد از ورود پسری که به تازگی توسط پدرش فروخته شده بود کم کم از خون اون کودک جوانه‌ای بیرون میاد و با تخسی تمام به پای اون هیولا لگد می‌زنه! اون پسر کسی نیست به جز پسری که توسط مرد مافیا به سرپرستی گرفته می‌شه... کیم تهیونگ یا بهتر بگم جئون تهیونگ! _شما گفتید که به جز مواقع خاص نمی‌تونم اسمتون رو استفاده کنم... پس... پس باید چجوری صداتون کنم؟ مرد دود سیگارش رو بیرون داد و کمی به سمت پسر خم شد. _اوم... ددی صدام کن لیتل بوی!
𝗗𝗔𝗚𝗚𝗘𝗥 | 𝗩𝗞𝗢𝗢𝗞  by vkfic_
vkfic_
  • WpView
    Reads 794,171
  • WpVote
    Votes 104,853
  • WpPart
    Parts 41
هیچ‌وقت توی بدترین کابوس‌هام هم فکر نمی‌کردم برادر ناتنی‌ای که همیشه درباره‌ش می‌گفتن، همون جفتی باشه که سرنوشت برام انتخاب کرده. جئون جونگکوک، یه آلفای مغرور که از ازدواج پدرش با کیم ته‌هی ناراضیه و اون زن رو یه هرزه می‌دونه، اما هیچ‌وقت حتی به ذهنشم نرسیده بود که پسر همون زن، یه آلفای خون‌خالص، جفتش باشه ... یعنی کیم تهیونگ. «تو یه بی شخصیتی که رایحه‌ش حالمو بهم میزنه.» Dagger [ خنجر ] Couple : Taekook , Namjin , Sope تهکوک ، نامجین و سپ [ شیپ یونگی و هوسوک ] Genre : Omegaverse , Action , Romance , Smut Writer : Mahla Instagram : Vkfic_ Telegram : Tkfic Start:1404,01,01 تایم آپ نامنظم
+12 more
﴾ Moon wolf  ﴿ by kimkook_Lovrita
kimkook_Lovrita
  • WpView
    Reads 162,166
  • WpVote
    Votes 19,690
  • WpPart
    Parts 57
فیکشن { گـرگـه مـاه } ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ∆ خیلی از افسانه ها حقیقت دارن... خصوصا افسانه ی گـرگـه مـاه ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ∆ افسانه ها میگویند: به هنگام زوزه ی آن گرگ ، ماه به رنگ خون در می آید قوی ترین گرگ های تاریخ که تعداد آن ها حتی به انگشت های یک دست هم قادر نیست گـرگـه مـاه نام گذاری شدند قبایل محلی معتقدن زوزه ی آن گرگ ماه را به خون میکشد و زیر سلطه ی خود میگرد هیچ گرگی قادر به مبارزه و یا حتی مقابله با گـرگـه مـاه نیست زیرا قدرت او با هیچ گرگی قابل مقایسه نیست ولیکن در هر 100 سال یک بار هم زوزه ی این گرگ شنیده نمیشود زیرا اون در هر هنگام بین مردم محفوظ بوده و هیچوقت چهره ی خود را آشکار نمیگردد اون قادر نیست عاشق هیچ شخص دیگری جز جفت حقیقی و منتخب الاهه ماه شود ﴾ Moon Wolf ﴿ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ∆ couple = { Vkook } the writer = { 𝑳𝒐𝒗𝒓𝒊𝒕𝒂 } genre = { Omegaverse، up to date، modern، romance، Angst، Smat، Royal ، time travel، historical ژانر = { امگاورس، بروز و امروزی، رومنس، انگست، اسمات، سلطنتی، سفر در زمان، تاریخی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ∆ up= یکشنبه، و پنجشنبه های هر هفته