دارم میخونم
30 cerita
MY YOUr 🐺🌘  oleh writerMisha
writerMisha
  • WpView
    Membaca 15,736
  • WpVote
    Vote 2,589
  • WpPart
    Bab 53
فیک مای یور زمانی که توی جنگل باران خورده با شدت میدووید و خزهای خیس خورده اش با هر باد تکان میخورد ،،، با حس بوی خون که با بوی شیرینی ترکیب شده بود ، از حرکت ایستاد. گرگی که در سکوت زخم بزرگ روی دستش لیس میزد با چشم های براق از ترس به آلفا زل زد . قبل از بیهوشی انگار در بوی اقیانوس مرد غرق شد .... و زندگی که برای همیشه تغییر کرد. ;;;; کیم تهیونگ پسر ۲۵ ساله‌ی مجسمه‌سازی که رهبر پک تیگو هست و بقیه پک ها به عنوان قدرت اصلی قبولش ندارن و جئون جونگ‌کوک بتای ۳۷ ساله‌ای که مشاور پک جئون‌ها با قصد قبلی به پک تیگو میره. اما چرا آخرش هم برای فرار به اونجا پناه می‌بره ؟ ؛؛؛؛ کاپل: تهکوک ، یون‌مین ، چانبک ژانر : امگاورس ، اسمات ، عاشقانه نویسنده: Misha این فیک داخل چنل تلگرام هم آپ میشه
The Color of bloody lilies  oleh ImLeon
ImLeon
  • WpView
    Membaca 42,232
  • WpVote
    Vote 4,786
  • WpPart
    Bab 17
"یه آرزو کن، لی‌لی من!" "حالم خوب بشه. با همدیگه زیر بارون برقصیم، بچرخیم و به همه‌ی غم‌هامون بخندیم مارشال... حالا تو یه آرزو کن." "آرزو می‌کنم، حالت خوب بشه..." *** "این کارها یعنی چه؟ چرا موهات رو رنگ کردی، جونگکوک؟" "خـ... خواستم یه... یه چیز جـ... جدید رو امتحان کنم." "مگه بهت نگفتم از این کارها خوشم نمیاد؟ نکنه به کارهای زنونه علاقه‌ی زیادی داری؟" "دیگه... هیچی توی قیافه‌ام رو دوست... نداره!" The color of Bloody Lilies ɢᴇɴʀᴇ : Romance , Angst , Criminal , Smut , Political ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : Vkook ᴜᴘ ᴛɪᴍᴇ : Tuesday ᴡʀɪᴛᴇʀ : Léon
𝑳𝒊𝒇𝒆 𝒊𝒔 𝒂 𝒋𝒐𝒌𝒆(𝒌𝒗)  oleh azin613
azin613
  • WpView
    Membaca 25,674
  • WpVote
    Vote 4,835
  • WpPart
    Bab 43
_ لباست رو در بیار جئون. نمیدونست چرا اما دلش میخواست با استاد کیم جوون کل کل کنه. بدون بلند کردن سرش زمزمه کرد. _ اینجا جاش نیست استاد، اما اگه دوست داشتی یه جای بهتر این اجازه رو بهت میدم خودت درشون بیاری. ##### _ یک جای خالی توی قلبت هست، روزی خونه ی من بود. _ قلب من دیگه هیچ جای خالی ای نداره کیم تهیونگ، پر شده از تو... قلب برای منه ولی هر تپش و نبضش برای توئه. #### زندگی یک شوخیه؟ جونگکوک یک پسر بدشانسه که از زمین و زمان براش دردسر میباره، اما کی میدونه شاید بدشانسی کوک دلیل داره. فیک کوکوی اما لقب تهیونگ ددی؟! از عجایب زندگی یک شوخیه (◍•ᴗ•◍) ❤ _ نمیدونم توهُم میبینم یا واقعیت ولی دارم میترسم...میترسم که دوباره از دستش بدم. ♡♡♡♡ Cople: #kookv #yoonmin Genre : #comedy /#fantasy #drama /#smut status: در حال آپ up days: دوشنبه، پنجنبه عضویت در چنل تلگرام از طریق: my_story_robot تمامی شخصیت‌ها، فضاها و مفاهیم این اثر زاده‌ی ذهن و جهان درونی من هستند. هرگونه برداشت، بازآفرینی یا استفاده از آن‌ها بدون ذکر منبع، نه الهام، که خیانت به روح «زندگی یک شوخیه» هستش. کپی داستان ممنوع⛔ این یک بوک ساده استاد و دانشجویی نیست.... پیشنهاد میکنم عمیقتر به متن نگاه کنی کاپل = کوکوی ✓یونمین ✓
sneak peek(vkook_kookv) 🔞 oleh azin613
azin613
  • WpView
    Membaca 9,203
  • WpVote
    Vote 1,880
  • WpPart
    Bab 26
کامل شده نگاه دزدکی(نگاه اجمالی) «گاهی یک نگاه ساده میتونه همه چیز رو خراب کنه.... یا برعکس همه چیز رو درست کنه» همه چیز از یک جا به جایی شروع شد. یه کنجکاوی ساده که باعث شد زندگیه تهیونگ زیر و رو بشه. تهیونگ چندین سال برای خریدن خونه سخت کار میکرد اما همین که موفق شد، پدرش مرد و مجبور شد خونه رو بفروشه و دوباره مستاجر بشه تا پول قمار اون رو بده. چالش های جدید زندگیش، همسایه ی دردسرسازش..... که حتی به شناختن خودش هم مربوط میشه....... با من همراه باشید خوشگله ووت دادن یادت نره 😍❤️‍🔥 کاپل: تهکوک ورس / سکرت... ژانر: انگست /ورس /رومنس/اسمات/ روزمره/عاشقانه /درام /روانشناسی درباره ژانر =« رئالیسم بنفش... قصه ای که لمس میشه نه فقط خونده...به واقعیت ها نزدیک تره » تاریخ شروع: 1404/04/20 ناز نکن بخون خوشت میاد ❤😘
Rebel (AU) oleh Vkookchild9597
Vkookchild9597
  • WpView
    Membaca 163,777
  • WpVote
    Vote 24,723
  • WpPart
    Bab 47
هفت سال پیش وقتی جونگ‌کوک رو از دست داد بابونه‌اش هفت ماهه باردار بود و منتظر تولد دختر کوچولوشون بودن؛ اما حالا اون رو درحالی پیدا کرده بود که شکمش کاملاً صاف بود و توی شرایط جسمانی اسف‌باری قرار داشت! +می‌شه بپرسم چرا من رو جونگ‌کوک صدا می‌زنید؟ _ت... تو... من رو نمی‌شناسی؟ Writer: Ashil Couple: Vkook Genre: Omegaverse, Romance, Fantasy, Mystery, Smut, Mpreg
couch oleh Garexie
Garexie
  • WpView
    Membaca 77,188
  • WpVote
    Vote 12,927
  • WpPart
    Bab 86
-انگار برای همیشه توی این خواب گیر افتادم... تو بازم لختی. +صبر کن، من توی خواب‌هات لختم؟! Couple:Yoonjin, Nαmseok Genres:Comedч, slice of life, romαnce, smut, kinky (BD) خلاصه: ده سال رابطه‌ی دوست و هم خونه‌ بودن اونها نمیتونست این حقیقت که رپر به عنوان یه سونا بخار، عاشق یه نویسنده‌ی باکره شده رو پنهان کنه. از اونجایی که توی دنیای نویسندگی؛ هیچ حس دوستی ساده‌ای بین یه کشیش که باکرگیش رو توسط یه قاتل سریالی از دست داده و اون قاتل سریالی که باکرگیش رو گرفته وجود نداره. ‌ Highest rank; - #1 in jingi - #1 in kpop - #1 in namhope - #1 in suga - #1 in slice of life - #1 in soft - #2 in bangtan - #9 in fiction -Top #100 fanfictions
 Balyre | Kookv oleh cafune_ii
cafune_ii
  • WpView
    Membaca 11,016
  • WpVote
    Vote 2,606
  • WpPart
    Bab 36
اگه به یکسال قبل از مرگت برگردی چیکار میکنی؟ وقتی که نمیدونی برای چی و چرا کشته شدی. تهیونگ این سوال رو هر روز بعد از تناسخ دوباره از خودش می‌پرسید. اون حالا دو تا راه داشت: مسیر خون و انتقام، یا رسیدن به رأس قدرت اگه جای اون بودید کدوم رو انتخاب میکردید؟ برای فهمیدن جواب با ما به دل خاطرات اون سفر کنید
TINNITUS  oleh moneli_vk
moneli_vk
  • WpView
    Membaca 118,249
  • WpVote
    Vote 11,382
  • WpPart
    Bab 29
فرار از مراسم ازدواج اجباری‌اش، چیزی بود که مدت‌ها براش برنامه داشت؛ اما جایی همه‌چیز پیچیده‌ شد که در حین فرار، با جفتش روبه‌رو می‌شه؛ جفتی که برادرِ نامزد عزیزش بود. "_ فرار نکن، بامبی... مکثی کرد و با قدمی به جلو، کمی از نور تابیده‌شده از سمت حیاط رو به‌طرف خودش کشوند و مقابل نگاه گیج امگا، ادامه داد: «از من، از جفتت فرار نکن بامبی.» جفت؟ متعجب ابرویی بالا انداخت و خواست با خنده و بی‌حوصلگی سیگما رو به سخره بگیره که حرف جونگ‌کوک و خنده‌ی دل‌نشینش، زبون به دهنش خشک کرد. _ به‌جای برادرم، با من ازدواج کن." ژانر: امگاورس، امپرگ، هیجانی، عاشقانه، اندکی جنایی و وحشت کاپل: کوکوی رایتر: مانلی
Appa (KookV) oleh NyxJeon97
NyxJeon97
  • WpView
    Membaca 214,058
  • WpVote
    Vote 20,073
  • WpPart
    Bab 21
تهیونگ از نوزده سالگی مسئولیت بزرگ کردن یک پسر بچه‌ی مبتلا به سندرم کلوور بوسی رو قبول کرد و هیچ ایده‌ای نداشت که چندین سال بعد، قراره به درخواستِ ازدواجِ همون پسر، جواب مثبت بده. انگست/رومنس/ اسمات. این بوک محارم نیست و لطفا تا قبل از کامل خوندن داستان، قضاوت نکنید. ~ تمام شده.
black pearl oleh ronayeari
ronayeari
  • WpView
    Membaca 14,769
  • WpVote
    Vote 2,227
  • WpPart
    Bab 39
این امپراطوری به یک جانشین نخست وزیری نیاز داشت، مقامی که دو فرد یک خاندان بر سرش جنگ داشتند، همه چیز از همین جنگ شروع شد. مین یونگی و کیم تهیونگ، دو آلفای خاندان مین، کسانی بودند که در صف اول نامزد های جانشینی نخست وزیری بودند. همه چیز از یک جنگ بر سر قدرت شروع شد. اما... هیچ چیز همانطور نمی‌ماند، رقابت سست می‌شود و حاصلش چیزی جز بدیمنی نخواهد بود.. #black_pearl #مروارید_سیاه