دارم میخونم
30 stories
Life is a joke.(kookv)  by azin2013
azin2013
  • WpView
    Reads 16,988
  • WpVote
    Votes 3,945
  • WpPart
    Parts 38
_ لباست رو در بیار جئون. نمیدونست چرا اما دلش میخواست با استاد کیم جوون کل کل کنه. بدون بلند کردن سرش زمزمه کرد. _ اینجا جاش نیست استاد، اما اگه دوست داشتی یه جای بهتر این اجازه رو بهت میدم خودت درشون بیاری. ##### _ یک جای خالی توی قلبت هست، روزی خونه ی من بود. _ قلب من دیگه هیچ جای خالی ای نداره کیم تهیونگ، پر شده از تو... قلب برای منه ولی هر تپش و نبضش برای توئه. #### زندگی یک شوخیه؟ جونگکوک یک پسر بدشانسه که از زمین و زمان براش دردسر میباره، اما کی میدونه شاید بدشانسی کوک دلیل داره. فیک کوکوی اما لقب تهیونگ ددی؟! از عجایب زندگی یک شوخیه (◍•ᴗ•◍) ❤ _ نمیدونم توهُم میبینم یا واقعیت ولی دارم میترسم...میترسم که دوباره از دستش بدم. ♡♡♡♡ Cople: #kookv #yoonmin Genre : #comedy /#fantasy #drama /#smut status: در حال آپ up days: دوشنبه، پنجنبه عضویت در چنل تلگرام از طریق: my_story_robot تمامی شخصیت‌ها، فضاها و مفاهیم این اثر زاده‌ی ذهن و جهان درونی من هستند. هرگونه برداشت، بازآفرینی یا استفاده از آن‌ها بدون ذکر منبع، نه الهام، که خیانت به روح «زندگی یک شوخیه» هستش. کپی داستان ممنوع⛔ این یک بوک ساده استاد و دانشجویی نیست.... پیشنهاد میکنم عمیقتر به متن نگاه کنی کاپل = کوکوی ✓یونمین ✓
sneak peek(vkook_kookv) 🔞 by azin2013
azin2013
  • WpView
    Reads 6,850
  • WpVote
    Votes 1,609
  • WpPart
    Parts 26
کامل شده نگاه دزدکی(نگاه اجمالی) «گاهی یک نگاه ساده میتونه همه چیز رو خراب کنه.... یا برعکس همه چیز رو درست کنه» همه چیز از یک جا به جایی شروع شد. یه کنجکاوی ساده که باعث شد زندگیه تهیونگ زیر و رو بشه. تهیونگ چندین سال برای خریدن خونه سخت کار میکرد اما همین که موفق شد، پدرش مرد و مجبور شد خونه رو بفروشه و دوباره مستاجر بشه تا پول قمار اون رو بده. چالش های جدید زندگیش، همسایه ی دردسرسازش..... که حتی به شناختن خودش هم مربوط میشه....... با من همراه باشید خوشگله ووت دادن یادت نره 😍❤️‍🔥 کاپل: تهکوک ورس / سکرت... ژانر: انگست /ورس /رومنس/اسمات/ روزمره/عاشقانه /درام /روانشناسی درباره ژانر =« رئالیسم بنفش... قصه ای که لمس میشه نه فقط خونده...به واقعیت ها نزدیک تره » تاریخ شروع: 1404/04/20 ناز نکن بخون خوشت میاد ❤😘
Rebel (AU) by Vkookchild9597
Vkookchild9597
  • WpView
    Reads 159,469
  • WpVote
    Votes 24,262
  • WpPart
    Parts 47
هفت سال پیش وقتی جونگ‌کوک رو از دست داد بابونه‌اش هفت ماهه باردار بود و منتظر تولد دختر کوچولوشون بودن؛ اما حالا اون رو درحالی پیدا کرده بود که شکمش کاملاً صاف بود و توی شرایط جسمانی اسف‌باری قرار داشت! +می‌شه بپرسم چرا من رو جونگ‌کوک صدا می‌زنید؟ _ت... تو... من رو نمی‌شناسی؟ Writer: Ashil Couple: Vkook Genre: Omegaverse, Romance, Fantasy, Mystery, Smut, Mpreg
couch by Garexie
Garexie
  • WpView
    Reads 74,975
  • WpVote
    Votes 12,778
  • WpPart
    Parts 85
-انگار برای همیشه توی این خواب گیر افتادم... تو بازم لختی. +صبر کن، من توی خواب‌هات لختم؟! Couple:Yoonjin, Nαmseok Genres:Comedч, slice of life, romαnce, smut, kinky (BD) خلاصه: ده سال رابطه‌ی دوست و هم خونه‌ بودن اونها نمیتونست این حقیقت که رپر به عنوان یه سونا بخار، عاشق یه نویسنده‌ی باکره شده رو پنهان کنه. از اونجایی که توی دنیای نویسندگی؛ هیچ حس دوستی ساده‌ای بین یه کشیش که باکرگیش رو توسط یه قاتل سریالی از دست داده و اون قاتل سریالی که باکرگیش رو گرفته وجود نداره. ‌ Highest rank; - #1 in jingi - #1 in kpop - #1 in namhope - #1 in suga - #1 in slice of life - #1 in soft - #2 in bangtan - #9 in fiction -Top #100 fanfictions
 Balyre | Kookv by cafune_ii
cafune_ii
  • WpView
    Reads 7,444
  • WpVote
    Votes 1,941
  • WpPart
    Parts 29
اگه به یکسال قبل از مرگت برگردی چیکار میکنی؟ وقتی که نمیدونی برای چی و چرا کشته شدی. تهیونگ این سوال رو هر روز بعد از تناسخ دوباره از خودش می‌پرسید. اون حالا دو تا راه داشت: مسیر خون و انتقام، یا رسیدن به رأس قدرت اگه جای اون بودید کدوم رو انتخاب میکردید؟ برای فهمیدن جواب با ما به دل خاطرات اون سفر کنید
TINNITUS  by moneli_vk
moneli_vk
  • WpView
    Reads 96,446
  • WpVote
    Votes 9,791
  • WpPart
    Parts 29
فرار از مراسم ازدواج اجباری‌اش، چیزی بود که مدت‌ها براش برنامه داشت؛ اما جایی همه‌چیز پیچیده‌ شد که در حین فرار، با جفتش روبه‌رو می‌شه؛ جفتی که برادرِ نامزد عزیزش بود. "_ فرار نکن، بامبی... مکثی کرد و با قدمی به جلو، کمی از نور تابیده‌شده از سمت حیاط رو به‌طرف خودش کشوند و مقابل نگاه گیج امگا، ادامه داد: «از من، از جفتت فرار نکن بامبی.» جفت؟ متعجب ابرویی بالا انداخت و خواست با خنده و بی‌حوصلگی سیگما رو به سخره بگیره که حرف جونگ‌کوک و خنده‌ی دل‌نشینش، زبون به دهنش خشک کرد. _ به‌جای برادرم، با من ازدواج کن." ژانر: امگاورس، امپرگ، هیجانی، عاشقانه، اندکی جنایی و وحشت کاپل: کوکوی رایتر: مانلی
Appa (KookV) by NyxJeon97
NyxJeon97
  • WpView
    Reads 190,916
  • WpVote
    Votes 18,830
  • WpPart
    Parts 21
تهیونگ از نوزده سالگی مسئولیت بزرگ کردن یک پسر بچه‌ی مبتلا به سندرم کلوور بوسی رو قبول کرد و هیچ ایده‌ای نداشت که چندین سال بعد، قراره به درخواستِ ازدواجِ همون پسر، جواب مثبت بده. انگست/رومنس/ اسمات. این بوک محارم نیست و لطفا تا قبل از کامل خوندن داستان، قضاوت نکنید. ~ تمام شده.
black pearl by ronayeari
ronayeari
  • WpView
    Reads 13,948
  • WpVote
    Votes 2,172
  • WpPart
    Parts 38
این امپراطوری به یک جانشین نخست وزیری نیاز داشت، مقامی که دو فرد یک خاندان بر سرش جنگ داشتند، همه چیز از همین جنگ شروع شد. مین یونگی و کیم تهیونگ، دو آلفای خاندان مین، کسانی بودند که در صف اول نامزد های جانشینی نخست وزیری بودند. همه چیز از یک جنگ بر سر قدرت شروع شد. اما... هیچ چیز همانطور نمی‌ماند، رقابت سست می‌شود و حاصلش چیزی جز بدیمنی نخواهد بود.. #black_pearl #مروارید_سیاه
KUMOREBI - KOOKV by Alaric_Fiction
Alaric_Fiction
  • WpView
    Reads 13,378
  • WpVote
    Votes 2,043
  • WpPart
    Parts 13
≈ Couple ↬ KOOKV ≈ Genre ↬ Romance, Drama, Smut, Fluff, Omegavers ≈ Writer ↬ Alaric کیم تهیونگ در حالی که بخاطر نداشتن داروی کنترل هیت از درد هیت لعنتیش داشت به خودش می‌پیچید، مثل تمام هیت‌های دردناک گذشته‌اش جفت لعنت شده‌ای که هیچ اثری ازش نبود رو نفرین می‌کرد! کی از بازی سرنوشت خبر داره؟! تهیونگ حتی فکرش رو هم نمی‌کرد اون تماس اورژانسی زندگیش رو زیر و رو کنه! شاید پسر سی ساله‌ای که بخاطر یه سانحه رانندگی قراره زیر دست تهیونگ جراحی بشه، همون جفت مقدر شده‌ایه که تهیونگ شش سال تمام برای پیدا کردنش خودش رو به آب و آتیش زده...جراحی‌ای با احتمال موفقیت کمتر از سی درصد؛ برای راننده رالی‌ای که ماشین سواری مثل نفس کشیدن می‌مونه براش! +گفتم تو جفتمی؟! -چی میشه اگه جفتت باشم؟ جونگکوک عصبی خندید و با صدای بلندی گفت:چی میشه؟! فکر کردی قراره اتفاقی بیفته؟؟؟...آخ...هیچ...هیچ کوفتی قرار نیست بشه! فکر نکن حالا که جفت منی می‌تونی خودتو بهم بچسبونی! -خودمو بچسبونم؟! فکر کردی کی هستی؟ چی داری که یکی مثل من بخواد باهات باشه؟! جونگکوک سعی کرد بدنش رو از تخت فاصله بده و عصبی‌تر از قبل جواب داد:من... -بتمرگ! چشم‌های کور شده‌اتو باز کن ببین با کی طرفی جئون! من شبیه امگاهاییم که با دیدن جفتشون خیس میشن؟!
𝙐𝙣𝙩𝙞𝙡 𝙁𝙞𝙧𝙨𝙩 𝙎𝙣𝙤𝙬 𝙁𝙖𝙡𝙡𝙨 / 𝙑𝙠𝙤𝙤𝙠 by BTSmagic7
BTSmagic7
  • WpView
    Reads 2,744
  • WpVote
    Votes 527
  • WpPart
    Parts 17
𝙐𝙣𝙩𝙞𝙡 𝙁𝙞𝙧𝙨𝙩 𝙎𝙣𝙤𝙬 𝙁𝙖𝙡𝙡𝙨 / تا اولین برف ببارد ● در حال آپ ● در قرن 12، همه چیز براساس پیشرفت و تکنولوژی بود اما... تنها یک قانون در پک کیم تهیونگ که نسل به نسل ادامه داشت عوض نشد. یک امگای باردار هرگز بدون جفت اجازه زندگی در پک رو نداشت و حالا با پیروی از عهدین قدیمی، او به عنوان رهبر مجبور بود مسئولیت انتخاب جفت آینده ی امگای باردار و توله گرگش رو به عهده بگیره و سرنوشت جونگکوک رو رقم بزنه. و حالا... تا اولین برفِ سال... سرآغـــازِ سرنوشتی که امگا مجبور به انتخابش بود. 𓏬 ✦ Name : Until First Snow Falls 𓏬 ✦ Couple : Vkook 𓏬 ✦ Genre :OmegaVerse-Emprg-Smut 𓏬 ✦ Writer : MooN 𓏬 ✦ Up Time : Fridays