🤍
21 stories
⌠ Apocalypse¹, vkook ⌡ by Quiwel_
Quiwel_
  • WpView
    Reads 124,588
  • WpVote
    Votes 13,161
  • WpPart
    Parts 74
« آخرالــزمان; مردگان برمی‌خیزند » ⋄‌ برشی از فیکشن: _تو یه حرومزاده‌ای! _معمولا همکارهات زیاد این واژه رو برامون به‌کار می‌بردن؛ ولی می‌دونی جئون؟ شنیدنش از لب‌های تو خاص‌تره! - _هرکسی جرئت کنه و دستش رو برای مشت زدن به من بالا بیاره، اون رو به زمین می‌کوبم ولی تو جونگکوک... هرچقدر دلت می‌خواد میتونی سیاه و کبودم کنی. من فقط بی‌حرکت می‌شینم و نگاهت می‌کنم، همین...! - _این وقت شب تنهایی کجا رفتی؟ میخوای مثل یه ویرانگر شهر رو دوباره خاکستر کنی؟ _من یه شکارچی‌ام که داره توی تاریکی دنبال شکار می‌گرده؛ ولی طعمه خودش اینجاست! - کاپل‌ها↵ ویکوک، نامجین ژانر↵ اکشن، رمنس، مهیج، رقابتی، هارش، اسمات‼️ وضعیت آپ↵ فصل اول - کامل شده
Dare Or Truth by mohimm
mohimm
  • WpView
    Reads 36,167
  • WpVote
    Votes 3,301
  • WpPart
    Parts 29
اگر یه روزی توی یه بازی مجبور بشین شخصی که همیشه روش کراش داشتین رو ببوسید به نظرتون بعدش قراره چه اتفاقی بیوفته؟ یا اگر مجبور شین خودتون یه بازی رو شروع کنید با کسی که دوستش دارین ولی نمیدونید دوستتون داره کاپل های اصلی : مینسونگ و هیونلیکس کاپل فرعی : چانمین ژانر: کمدی، رمانتیک،اسمات🔞 امیدوارم از خوندن اولین فیکم لذت ببرید
بوی خاک بعد از باران  / Kookv by kimiikimi
kimiikimi
  • WpView
    Reads 195,648
  • WpVote
    Votes 26,819
  • WpPart
    Parts 35
پایان یافته* *FICTION* بوی خاک پس از باران من فقط قرار بود یه امگای آنتی آلفا باشم که در نهایت با یه بتای خوشگل ازدواج میکنه و یه گروه ضد آلفا راه میندازه...❦︎ ولی نمیدونم چیشد که یهو.....༒︎ 𝒏𝒂𝒎𝒆 : 𝑠𝑚𝑒𝑙𝑙 𝑜𝑓 𝑠𝑜𝑖𝑙 𝑎𝑓𝑡𝑒𝑟 𝑟𝑎𝑖𝑛 𝒘𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓 : 𝑘𝑖𝑚𝑖 𝒈𝒆𝒏𝒓𝒆 : 𝑡𝑎𝑒𝑘𝑜𝑜𝑘,𝑜𝑚𝑒𝑔𝑎𝑣𝑒𝑟𝑠𝑒,𝑠𝑚𝑢𝑡,𝑟𝑜𝑚𝑎𝑛𝑡𝑖𝑐 *Complete *
Desiree | Vkook | Completed by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 1,789,915
  • WpVote
    Votes 131,526
  • WpPart
    Parts 44
خلاصه: دهه ی نود میلادی. بوی قهوه ی تلخ و کلاه های کج فرانسوی. پوستر تئاتر های شکسپیر در همه جای شهر. و پسری که توی اتاق واحدش در ساختمان هبیتیت مارسی نشسته و به عاشق بودن فکر میکنه... عشق به شوهر خواهرش که نوزده سال از خودش بزرگتره... آیا تهیونگ هم میتونست دل به عشق برادر زنش بده؟ کسی که از مارسی تا سئول رو طی کرده بود تا قلب شکست خورده اش رو ترمیم کنه... .................. _ تو گنج منی...نقطه ی ضعف منی...بهونه ی من...دلیل جنونم...دلیل خشمم...خوب خودت و ببین...تو اگه مال من باشی کارت زاره...دیوونت میکنم، چشم هرکسی که نگاهت کنه رو از کاسه در میارم، دست هرکسی که بخواد بهت بخوره رو قلم میکنم، نفس هرکسی که به پوستت بخوره رو میبرم... اینارو میگم چون خودم و میشناسم، چون تو نیمه ی پنهان منی...چون تو رو سخت به دست میارم ولی اگه به دست بیارم...دیگه راه برگشتی نداری...از یه جا به بعد مال منی...و هرکسی که بخواد تورو از من بگیره باید اول از کلتم اجازه بگیره... Desiree Wr: quake Main couple: Vkook Genre: Dram, Angst, Romance, Smut
Along the Seine River | Vkook | Completed  by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 399,143
  • WpVote
    Votes 54,425
  • WpPart
    Parts 45
┊Summary: توی این بوک داستان عاشقانه یه زوج فرانسوی از دل پاریس رو میخونیم. تهیونگ و جونگکوکی که هفت ساله ازدواج کردن و دوتا دختر دوقلو دارن، اما بعد از هفت سال اختلاف ها و مشکلاتی بینشون شکل گرفته که باعث شده جونگکوک تصمیم به جدایی از همسرش بگیره...اما چه آینده ای انتظار این زوج رو میکشه؟ ┊Teaser: _ یقه‌ت زیادی بازه! _چی! زبانش را در لپش چرخاند و نگاهش را از پاها تا چشمانم بالا کشید: _ یقه‌ت عزیزم...زیادی بازه! _ جدا تهیونگ؟ حالا که میبینی دیگه عصبی نیستم شروع میکنی به گیر دادن؟ او نیز اخمی کرد و با بردن دستهایش به جیب شلوار سفید رنگش، با لحنی جدی تر گفت: _ میدونی که دوست ندارم توی یه فضای خیلی عمومی و شلوغ مردم نگات کنن. متعجب خندیدم و سرم را به تاسف تکان دادم، لبم را به دندان گرفتم و در حالی که دکمه‌های پیراهنم را میبستم پاسخ دادم: _ تلافیشو سرت در میارم آقای کیم. _ تلاشتو میکنی آقای کیم. پیج نویسنده: @sylvie_fic Couple: Vkook Sub Couple: Seongsang (Ateez), Hopemin Genre: dram, Romance, Smut, angst Writer: Sylvie Telegram: @Papacita_01
The Inception Of Nikita | Vkook | Completed  by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 110,073
  • WpVote
    Votes 17,172
  • WpPart
    Parts 97
┊Summary: همه چیز از جایی شروع شد که اونها برای نجات نسل خودشون از آخرالزمانی که در مسیر وقوع بود، تصمیم به ترک سیاره‌شون گرفتن...و این آغاز و پایان همه چیز بود! ┊Teaser: _ انقدر دروغ نگو آلیا...خون بینیت کم میاد. با شرارت لبخندی زد و به دیوار های سرد اتاق خیره شد: _ من و به این اسم صدا نکن کاپیتان اگرنه به فرعون خوفو میگم به جای غرق کردنت توی رود نیل، گردنت و بزنه! دوباره دستهاش رو بالا آورد و تکه ای از موهای بلندی که باز هم باز شده بودن رو به دست گرفت: _ باشه شاهزاده نیکیتا، ولی چه فرقی داره توی رود نیل غرق بشم یا گردنمو بزنن؟ قراره توی تاریخ بنویسن کیم تهیونگ به خاطر سوگلی فرعون کشته شد... پیج نویسنده: @sylvie_fic The Inception Of Nikita 🪐💙 genre: Secret Couple: Vkook Sub Couple: Hopemin Writter: Sylvie 🌱 up: Saturday Telegram: @papacita_01
VENATOR|VKOOK by Avaasavelia98
Avaasavelia98
  • WpView
    Reads 20,434
  • WpVote
    Votes 1,246
  • WpPart
    Parts 28
𒆜• 𝑽𝑬𝑵𝑨𝑻𝑶𝑹 ➴ دام افـکـن •𒆜 🃁 کاپل↫ ویکوک 🃜 ژانر↫ جنایی، معمایی، دلهره آور، عاشقانه، اسمات 🃖 روزهای آپ ↫پنجشنبه ها ( ساعت 21:00) 🃚 نویسنده↫ 𝑨𝒗𝒂𝒂𝒔𝒂𝒂 ╭━━━━━━━━∙⋆⋅⋆∙━━━━━━━━╮ خلاصه: توی دنیای تاریک و بی رحمی که قانونِ جنگل حکم فرماست؛ شنیدن اسم " شکارچی اعظم" کافیه که لرز به تن انسان نماها بیوفته. صیادی که برای دست نیافتنی ترین آدم ها دام پهن می کنه و خطرناکترین انسان ها رو به بند می کشه. کیم تهیونگ، مثل یه سایه توی تاریکی ها پنهان شده و فقط وقتی بیرون میاد که بخواد شکارش روبه چنگ بگیره. اما چی میشه اگه یه شب، یه پرونده ی سرخ ، از یه شکار جدید ،سرنوشت شکارچی شب چشم رو تغییر بده؟ شکاری که جنس قهوه ای چشم هاش، شبیه به شکارهای قبل نیست... شکار سپیدپوشی که قراره به جنگ صیاد سایه زاد بره ... ╰━━━━━━━━∙⋆⋅⋆∙━━━━━━━━╯ ╔════════════════════╗ برشی از داستان: _ دیدن یه شکارچیِ مجنون منظره ایه که به هیچ وجه از دستش نمیدم! _ به جنون کشیدن یه شکارچی عاقبت خوبی نداره پزشک جئون! _ "از حقیقت نمیشه فرار کرد شکارچی، لب هات "بوسه خواهه! _ "و لب های تو "بوسه فریب! ╚════════════════════╝
Submissive|مطیع by writerokiko
writerokiko
  • WpView
    Reads 21,650
  • WpVote
    Votes 2,247
  • WpPart
    Parts 14
درحال آپ📌 -ازت متنفرم +من بیشتر -دوست دارم +من بیشتر -یه روز بلاخره میکشمت! -احتمال اینکه من با لباس زیر صورتی تو مافیا بگردم از اینکه تو منو بکشی بیشتره لیدی جئون! *** دو پسر که هیچ وجه اشتراکی ندارن، در دنیای خشن مافیا بزرگ می‌شن: تهیونگ، خونسرد، بی‌رحم و بی‌درد(cip)، استاد اسلحه و مبتلا به سادیسم، و جونگکوک، عصبی، لجباز و با حساسیت‌های شدید(Hyperalgesia)، استاد خنجر و مبتلا به مازوخیسم. تهیونگ، جونگکوک رو مقصر مرگ مادرش میدونه و وقتی دعوای سرنوشت‌سازی بین اون‌ها شعله می‌کشه و یه آتیش سوزی عظیم به پا می‌کنه، جونگکوک به روسیه تبعید میشه و توی مافیای براتوا با زندگی ای وحشتناک و پر درد بزرگ میشه... اونقدر درد میکشه که درد براش عادی میشه؛ با هر دردی که میکشه نفرتش به تهیونگ ذره ذره بیشتر میشه! حالا، بعد از سال‌ها دشمنی و نفرت عمیق، مسیرشون دوباره بهم می‌رسه؛ جونگکوک باید در ماموریتی خطرناک، همکار تهیونگ کسی که ازش متنفره باشه. برخورد این دو قطب مخالف، خشم، کشش، و رقابت بین اون‌ها رو تا حد انفجار بالا می‌بره... و هیچ‌کس تضمین نمی‌کنه که کسی زنده بمونه، یا اینکه دلشون رو کنترل کنه. 𝑵𝒂𝒎𝒆: submissive 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: mafia, crime, dark romance, BDSM, enemies to lovers 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: vkook 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: okiko
protects/ ܩحߊ‌ܦ̇ࡈ߭ߊߺࡅ߳ߺߺܙ by jkvfic_
jkvfic_
  • WpView
    Reads 341,140
  • WpVote
    Votes 30,282
  • WpPart
    Parts 35
𐙚فول شده پسر امگایی که در فانتزی های خودش میچرخید رفتن به بار و بازی کامپیوتری شده بود تفریح یا بهتره بگیم زندگیش ، اون دنبال جفت حقیقی خودش هست ولی از راه اشتباهی میفهمه جفت اون...دوست پسر خواهرشه..... ________________ ژانر:هپی اند،ماجراجویی،s.mut،رمان،امگاورس کاپل:ویکوک . فرعی:یونمین تایم آپ:رسیدن شرط هر پارت
Soulless Corpse (Oneshot) by offonox
offonox
  • WpView
    Reads 139
  • WpVote
    Votes 22
  • WpPart
    Parts 1
⌕کاپل: سونگجونگ ⌕خلاصه کالبد بی‌روح: هونگ‌جونگ از جنگلی اسرارآمیز سردرمیاره و با دست زدن به سنگی که نباید لمسش می کرد تو دنیایی میوفته و حقایقی براش آشکار میشه که ای کاش نمی فهمید... ⌕ژانر: عاشقانه، درام ⌕به قلم آفا