Vkook🐩🎀✨️
129 cerita
I have boy friend! oleh popsicle_N
popsicle_N
  • WpView
    Membaca 49,568
  • WpVote
    Vote 3,681
  • WpPart
    Bab 9
کاپل:تهکوک،یونمین ژانر:چت توییتری،کمی اسمات نویسنده:POPSILE (پایان یافته*****) چی میشه اگه تهیونگ اشتباهی به جونگکوک پیام بده.. جونگکوکم از همه جا بیخبر تهیونگ میبینه چیکار کرده به نظرتون چه جوری جمعش میکنه؟ هر جوری اینکارو میکنه تهش به یه صحنه ی رمانتیک ختم میشه...
𝔠𝔬𝔣𝔣𝔢𝔢 𝔥𝔞𝔱𝔢 oleh ATe82OU8
ATe82OU8
  • WpView
    Membaca 1,899
  • WpVote
    Vote 258
  • WpPart
    Bab 8
چی میشه اگر جونگکوک، پسره شره مدرسه با دوستاش بخوان سربه‌سره دانشجوی جذاب و عضله‌ایه جدیده مدرسه‌شون بزارن. _._._._._._._._._._._._._._._._._._._._. همه‌چیز از یه قهوه شروع شد. و بعد با دعوا ها و کل کل های بچگانه ادامه پیدا کرد. دعوایی که با نفرت شروع شد و با عشق به پایان رسید. دعوا ها و کل کل هایی که روزی مدرسه رو پر کرده بود تبدیل شد به نجوا های عاشقانه‌ای که کناره گوشه هم زمزمه میکردن. حتی خودشونم نفهمیدن که چطور لبهایی که روزی به قصده فحاشی بهم باز میشد حالا برای فتحه دهانه دیگری باز میشه
love in the night |Vkook🍷 oleh ZahraVahidi1
ZahraVahidi1
  • WpView
    Membaca 21,950
  • WpVote
    Vote 3,272
  • WpPart
    Bab 22
love in the night ~▪︎~ عشق در شب عشق کلمه ی عجیبیه ، جوری که تا اگه خودت عاشق نشی نمی تونی درکش کنی، برای منم همینطور بود، عاشقش شدم ، عاشق نفساش،عاشق لبخندش،عاشق اون دوتا مروارید مشکلی داخل چشماش ، عاشقش شدم با تمام وجودم، اما اون موقعه هنوز نمی دونستم اون همونه،کسی که ولش کردم ، ، ، _هی.... بچه...ولم کن...اگه نمی خوای..بلایی سرت بیاد.... ویکتور به سختی لب زد،حالش هر لحظه بدتر میشد، ناخوداگاه چشم هایش قرمز شدند،و این شاید تنها شروع خطری برای ان پسر بچه باشد. _نه نمی زا رم فرار کنی من خودم پیدات کردم، اگه ولت کنم تو میری و گم میشی منم برای همیشه تنهامی مونم از اونجایی که دیگه نمی خوام خانم بل و ببینم تو باید ازم مراقبت کنی... وضعیت:در حال اپ (اگر فیک تمام شده باشه صد درصد اینجا نوشته میشه) genre : ، ماورا طبیعی/عاشقانه/ومپایر/اسمات/انگست /رمانتیک/هپی اند، Kapell:vkook,Yoonmin
The last clover oleh takookforever9597
takookforever9597
  • WpView
    Membaca 17,262
  • WpVote
    Vote 2,049
  • WpPart
    Bab 29
انگیمایی که تمام این سال ها با فکر و آرزوی از بین بردن جئون قد کشیده و قدرتمند شده پسری که پر شده از خشم نفرت و کینه اما چی میشه اگه جفت تعیین شده اش شاهزاده و جانشین قبیله جئون ها باشه مگ میشه روزی جئون جونگکوک کسی که اون انگیما به خونش تشنه اس روزی اجازه بده که یه جئون ماه آسمونش بشه؟ کی میدونه کی سرنوشت رو مینویسه شاید تاریکی که آدما ازش میترسن دقیقا چیزی باشه که بهش نیاز دارن تا به نور برسن اما خودشون بی خبرن Couple: vkook, Yoonmin, namjin, hoopli Genre: ‌Omegaverse, MPreg, Romance, Drama, Angst, Action, Smut,
𝐂𝐀𝐋𝐈𝐆𝐎 *ᴠᴋᴏᴏᴋ* oleh melish00k
melish00k
  • WpView
    Membaca 161,597
  • WpVote
    Vote 20,372
  • WpPart
    Bab 57
✅️خلاصه: جئون جونگکوک ملقب به «کالیگو»، هکری ۲۶ ساله‌اس که بعد از خیانت یکی از مشتری‌هاش، مجبور می‌شه هویت و گذشته‌ اش رو کنار بذاره. دو سال زندگی عادی براش کافیه... تا روزی که برای دفاع از دوستش وارد درگیری می‌شه و درست همون‌ جا با کیم تهیونگ، مدیرعامل شرکت آرگوس روبه‌رو می‌شه. از اون لحظه همه‌چیز دوباره تغییر می‌کنه؛ برگشت به دنیایی پر از خطر، وسوسه و عشقی خطرناک... *** - تو نه طعمه ای... نه قربانی... تو چیزی فراتر از اونی. تو همون وسوسه‌ای هستی که باید مهار بشه... و چه بخوای چه نخوای، مهار کردنش دست منه *** اولین فیکشنی هست که می‌نویسم، پس زیاد انتظار بی‌نقص بودن ازش نداشته باشید. :) مخصوصاً توی ۱۵ پارت اول... ✅ ژانر: هیجانی | سکرت | درام | عاشقانه | اسمات | اکشن ✅ کاپل: ویکوک (taekook) 📌 آپدیت: ۱ یا ۲ پارت در هفته ❕️در صورت نداشتن پارت آماده، هفته ای یک پارت آپ خواهد شد.
Heir of Love oleh Jinavkook7
Jinavkook7
  • WpView
    Membaca 3,029
  • WpVote
    Vote 800
  • WpPart
    Bab 16
"_عقلتو از دست دادی تهیونگ؟ به همجنس خودت علاقمند شدی؟" "_کجای این کار گناهه؟ مگه عشق دست خود آدمه هیونگ؟ " "_بگو... بگو که دارم کابوس میبینم و این واقعیت نداره...بگو که قرار نیست چشمات کسی جز من رو ببینه، دستات تن کسی جز منو لمس کنه و لبات، روی لبای کسی جز من بشینه... بگو که قرار نیست نیلوفر آبیتو ترک کنی شاهزاده من." "_گریه نکن قلبم... میخوای تو بارون چشمات غرق بشم که حتی آسمون هم بفهمه چقدر عاشقتم؟" ⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒ عشق؛ زیباترین احساسی که ندانسته به جانت میوفته و داخل قلبت جوانه میزنه و وقتی به خودت میای، میفهمی نمیتونی ریشه اش رو ببری. عشقی ممنوعه و تلخ در کل تاریخ، میان شاهزاده و رعیت...قلب هایی که ناخواسته و ندانسته به هم پیوند میخورن و حالا...چه کسی میدونه قوانین بی رحم دنیا چه برنامه ای برای آن دو مرد جوان در نظر داره و قلم سرنوشت، قراره چطور داستان عشق اونا رو بنویسه؟ ⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒ ♛Couple: Vkook, Yoonmin ♛Genre: Romance, Dram, Historical, Smut, Royal ♛Ending: Happy end ♛Writer: Stella ♛Chanel: @Vkook_temple7
mirror آینه oleh Ryhn-moon
Ryhn-moon
  • WpView
    Membaca 3,074
  • WpVote
    Vote 438
  • WpPart
    Bab 12
این فیک کوتاه زندگی پسر عاشقی رو به تصویر میکشه که از طرف عشق زندگیش طرد شده و امکان رسیدن به معشوقش براش وجود نداره، اما تمام مسیر زندگیش توسط یک آینه قدیمی عوض میشه...
𝐌𝐲 𝐊𝐢𝐭𝐭𝐲 oleh ATe82OU8
ATe82OU8
  • WpView
    Membaca 10,253
  • WpVote
    Vote 1,252
  • WpPart
    Bab 23
[*کامل شده*] جونگکوک 18 ساله حتی فکرشم نمیکرد وقتی بخاطر دعواش و کات با دوست دخترش به شدت عصبانی بود و تصمیم گرفت توی بارون پیاده قدم برداره. با یه گربه‌ که خیس از اب شده روبه رو بشه. حتی خودشم از تصمیم ناگهانی که گرفت و گربه رو نگه داشت شکه بود ولی اون که نمیدونست همین گربه قراره در اینده خیلی شکه‌ش کنه و همینطور قراره خیلی چیزا با وجودش تغییر کنه :) _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. 𝙲𝚘𝚞𝚙𝚕𝚎: 𝚅𝙴𝚁𝚂 𝙶𝙴𝙽𝚁𝙴𝚂: 𝚁𝙾𝙼𝙰𝙽𝙲𝙴, 𝙵𝙻𝚄𝙵𝙵, 𝙷𝚈𝙱𝚁𝙸𝙳, 𝙷𝙰𝙿𝙿𝚈 𝙴𝙽𝙳𝙸𝙽𝙶 .................
Midnight Collection oleh ATe82OU8
ATe82OU8
  • WpView
    Membaca 1,803
  • WpVote
    Vote 206
  • WpPart
    Bab 19
قراره تو این بوک کلی وانشات و چندشاتی از ویکوک و کوکوی گذاشته بشه 💖 امیدوارم خوشتون بیاد🍫😌💅🏻🎀💋
Blood & bond🩸 oleh suni_22_
suni_22_
  • WpView
    Membaca 117,306
  • WpVote
    Vote 9,779
  • WpPart
    Bab 36
Name: Blood and bond 🩸خون و پیوند Genre: Mafia, Crime, Thriller, Omegaverse, Smut,mpreg Couple: vkook- yonmin- namjin- and... فصل 1: فول فصل2 : در حال آپ کیم تهیونگ، الفای خون خالص و رئیس مافیا، وقتی اطلاعاتش توسط رقیبش هک میشه، دنبال یه هکر خاص می‌گرده. جئون جونگکوک، امگا و لیدر یه تیم هکری مرموزه که همه چیزش رازآلوده. چی میشه اگه اینا سر راه هم قرار بگیرن؟ . . -«اگه یبار دیگه اینجوری بی‌صدا ناله کنی، قسم میخورم اون صدا رو با لبام ازت بیرون میکشم... کوچولو.» -«شاید همینو میخوام... میخوام ببینم وقتی کنترلتو از دست میدی، باهام چیکار میکنی.» -«داری منو به نقطه‌ای میرسونی که دیگه راه برگشتی نداره.»