خوندم، دارم میخونم، یه روزی میخونم
185 historias
•𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ por meral_writ
meral_writ
  • WpView
    LECTURAS 244,716
  • WpVote
    Votos 28,030
  • WpPart
    Partes 73
Vkook_الماس خاکستری ـ درد ازادی که بهم دادی از دردی که مستحقش بودم دردناک تر بود •امگایی که این اجبار رو برای رسیدن به عشق پنهانی که داشت قبول کرد و این ازدواج قراردادی رو پذیرفت. صبر کردن و دور شدن از رویا و هدف ها و زندگی که هیچ شباهتی در ذهنش نداشت، هیچ آسان نبود زندگی که پشتش منافع هایی پنهان بود برایش هیچ مفهومی نداشت ، اما گویی خودش هم آغشته به این رنگ های تیره شده بود، گمان میکرد نجات پیدا میکند!!• هفت سال زندگی که هردو با تنفر رنگ زدند و هیچکدام تلاشی برای دوست داشته شدن نمیکردند. آنها سخت میگرفتند ؟ یا زندگی سختی های پنهان داشت که انتقام درش نهفته بود؟! ___________________________________________ با چهره ی بی حسش بهش زل زد _ داری بد میکنی امگا لحظه ی ترس رو احساس کرد اما طولی نکشید که این حس رو خاموش کرد وبا تندی گفت: ـ هم از خودت هم از کل زندگیت متنفرم.. وارِن با لحنی خنثی رو بهش گفت: _ کُلت روی پیشونیت نذاشتم که دوستم داشته باش!.. writer:Meral Cuple:Vkook Genre:Dark-romance, psychological fiction,Omegaverse,fantasy,smut,Angst٫ A-mperg
VENATOR|VKOOK por Avaasavelia98
Avaasavelia98
  • WpView
    LECTURAS 20,436
  • WpVote
    Votos 1,246
  • WpPart
    Partes 28
𒆜• 𝑽𝑬𝑵𝑨𝑻𝑶𝑹 ➴ دام افـکـن •𒆜 🃁 کاپل↫ ویکوک 🃜 ژانر↫ جنایی، معمایی، دلهره آور، عاشقانه، اسمات 🃖 روزهای آپ ↫پنجشنبه ها ( ساعت 21:00) 🃚 نویسنده↫ 𝑨𝒗𝒂𝒂𝒔𝒂𝒂 ╭━━━━━━━━∙⋆⋅⋆∙━━━━━━━━╮ خلاصه: توی دنیای تاریک و بی رحمی که قانونِ جنگل حکم فرماست؛ شنیدن اسم " شکارچی اعظم" کافیه که لرز به تن انسان نماها بیوفته. صیادی که برای دست نیافتنی ترین آدم ها دام پهن می کنه و خطرناکترین انسان ها رو به بند می کشه. کیم تهیونگ، مثل یه سایه توی تاریکی ها پنهان شده و فقط وقتی بیرون میاد که بخواد شکارش روبه چنگ بگیره. اما چی میشه اگه یه شب، یه پرونده ی سرخ ، از یه شکار جدید ،سرنوشت شکارچی شب چشم رو تغییر بده؟ شکاری که جنس قهوه ای چشم هاش، شبیه به شکارهای قبل نیست... شکار سپیدپوشی که قراره به جنگ صیاد سایه زاد بره ... ╰━━━━━━━━∙⋆⋅⋆∙━━━━━━━━╯ ╔════════════════════╗ برشی از داستان: _ دیدن یه شکارچیِ مجنون منظره ایه که به هیچ وجه از دستش نمیدم! _ به جنون کشیدن یه شکارچی عاقبت خوبی نداره پزشک جئون! _ "از حقیقت نمیشه فرار کرد شکارچی، لب هات "بوسه خواهه! _ "و لب های تو "بوسه فریب! ╚════════════════════╝
 The Polaroid | Yoonmin por lira_2003
lira_2003
  • WpView
    LECTURAS 22,901
  • WpVote
    Votos 4,036
  • WpPart
    Partes 60
ɴᴀᴍᴇ: ᴘᴏʟᴀʀᴏɪᴅ ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ʏᴏᴏɴᴍɪɴ sᴜʙ ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᴠᴋᴏᴏᴋ, ɴᴀᴍᴊɪɴ ᴡʀɪᴛᴇʀ: ʟɪʀᴀ ɢᴇɴᴇʀ: ᴀɴɢsᴛ, ᴅʀᴀᴍ, ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ 𖡋 𝐓𝐄𝐀𝐒𝐄𝐑: آنجا خانه ای بود برای کسانی که نمی توانستند از خودشان مراقبت کنند. برای کسانی که صداهایی می شنیدند. کسانی که افکار عجیبی داشتند و کارهای عجیبی انجام می دادند . خانه را برای این ساخته بودند که آن ها را درون خود حفظ کند. _ برای چی اینجا بستری شدی؟ + به خاطر شازده کوچولوم. _الان کجاست؟ + اون مرده. 🏅: #4_dram 🏅: #3_angst
+20 más
tamed by pain / yoonmin por park_mingoli
park_mingoli
  • WpView
    LECTURAS 10,600
  • WpVote
    Votos 1,315
  • WpPart
    Partes 53
برای جیمین، دبیرستان، با وجود اون مین یونگیه تخم حروم تیمارستانه! میگن سیب سرخ نصیب شغال میشه. اما قدرت همیشه توی یک دست نمیمونه، یونگی باید فکر روزی رو میکرد که قربانیه قلدری هاش با همون دستای لرزون و کوچیک قلبشو میدزده. اما قطعا اونروز برای برگشتن خیلی دیره. «تو سال‌ها پیش بدنمو دزدیدی یونگی، اما قلبم؟! برو براش بمیر! شاید وقتی تو حسرتش مردی دلم بیاد بالای قبرت برات ادای اشک ریختن در بیارم.» "happy end !"😄 کاپل اصلی: یونمین کاپل فرعی: نامجین, تهکوک genre: Dark romance | Drama | slice of life | slowburn | full smut شامل لحظات باز از سوءاستفاده جنسی هست که ممکنه برای روحیه بعضی عزیزای دل ناخوشایند باشه، پس با آگاهی تصمیم به خوندنش بگیرید❤ . . . . این اولین و اخرین فیکیه که با کلی عشق وقت میزارم و مینویسم و تنها انگیزم بعد از اتمامش تا اخر عمر چک کردن واتپد و دیدن حضور و نظر شماست پس ازم دریغ نکنید خوشگلا‹:
Before I Fall || Yoonmin ✔ por Augustida
Augustida
  • WpView
    LECTURAS 71,899
  • WpVote
    Votos 10,009
  • WpPart
    Partes 74
"بخاطر تو، حتی به شیطان هم برای تولد‌ی دوباره اعتماد می‌کنم..." -Genre: Mystery, Thriller, Romance, Angst -Couples: YoonMin, TaeKook, NamJin [کامل شده] قبل از شروع: *پارت ها طولانی هستند و داستان آروم پیش میره. دارای صحنات دلخراش و 🔞 By: Vida
𝖢𝖮𝖫𝖣 𝖣𝖠𝖸𝖲'𝖵𝖪 por Ael693
Ael693
  • WpView
    LECTURAS 1,139
  • WpVote
    Votos 183
  • WpPart
    Partes 20
احساس می‌کرد زمان براش مفهمومی نداره و هرلحظه ممکنه از حرکت بايسته. اونقدر سبک شده بود که میتونست از کالبدش خارج بشه و روی بلور های یخی‌ای که از آسمون به سمتش میومدن پا بذاره و ازشون بالا بره. +قول میدی توی زندگی بعدی هم عاشقم باشی؟ -این زندگی برای دوست داشتن تو خیلی کوتاهه ، قول میدم توی زندگی بعدی هم عاشقت بشم _______________________________ Name Fic: COLD DAYS Writer: Snow Lynx Couple: Vkook Side Couple: yoonmin , Namjin Genre: Romance , Smut, Angst , Criminal Start: 19 February 2022
FIRST CLASS LOSER ║VKOOK por sufiland
sufiland
  • WpView
    LECTURAS 5,312
  • WpVote
    Votos 1,028
  • WpPart
    Partes 13
«صادقانه بگم! دیدن بدبختیت خوشحالم می‌کنه...» ❈نام‌اثر: |بـــازنده‌ی بــرتر| ❈کاپل: ویکوکـ ❈ژانر: عاشقانه‌ / ازدواج‌اجباری / انگست / اسمات / پایان‌خوش ❈وضعیت: [پنجشنبه‌ها]-͟͟͞͞𖣘 •این داستان تنها درجهت سرگرمی نوشته شده و هیچ ارتباطی با زندگی شخصی افراد ندارد پس لطفا جوگیر و تعصبی نباشید. •تمام حقوق این کتاب متعلق به نویسنده می‌باشد لطفا از انتشار آن در سایر پلتفرم‌ها و ایده‌ برداری از محتوا خودداری فرمایید.
melody fo us por paeeiztaekook
paeeiztaekook
  • WpView
    LECTURAS 32,602
  • WpVote
    Votos 2,558
  • WpPart
    Partes 44
باورش نمیشد که گوشاش داره چی میشنوه. دلش میخواست واقعا خواب بود ولی نه... حقیقت داشت.... وجود نرم و نازک کسی که تصور میکرد جز آسیب زدن به احساسات دیگران کاری بلد نیست سالها پیش لگد مال هوسرانی شده بود و اون فقط تصور میکرد که تنها لوزر این داستانه... قلبش طوری له شده بود که انگار ده ها راس اسب تازی روی قلبش تاخته بودن.... چجوری باید وانمود میکرد خوابه وقتی بغض لعنتی داشت خرخره شو میجوید؟ دیگه چیزی نشنید فقط سرشو به جهت مخالف تهیونگ برگردوند و اجازه داد اشک چموش خجالت از گوشه ی چشمش بغلطه... نفسش بالا نمیومد... جونگکوک تو کجا بودی چه غلطی داشتی میکردی وقتی دنبال قلب عاشقت میدویدی و نمیفهمیدی..... کسی که عاشقشی بدنش پر از زخمه و با هر لمست درد تا مغز استخون حافظه ی تاریکش نفوذ میکنه.... ☆Coupel:vkook/yoonmin/secret ☆Ganre:drama,angest,criminal,Psychological Drama،smut ☆writer:paeeiz
Cafune por Blue__siide
Blue__siide
  • WpView
    LECTURAS 25,133
  • WpVote
    Votos 262
  • WpPart
    Partes 6
و انگار که نتونسته باشه خود دار بمونه، با اشکی که ناخواسته رو گونش میریخت‌، دست گذاشت رو سینه‌ی پسرِ مقابلش و لب باز کرد تا جور دیگه‌ای گِله کنه. -اصلاً... امشب تولدمه؛ چرا یادت نیست؟ با دلگیری به چشم های جونگکوک خیره شد و با درک نکردنِ حسِ چشماش، اشکاش با شدت بیشتری راه خودشون رو پیش گرفتن. امشب حتی ذره‌ای ملاحظه تو وجودش نداشت... تمامِ درد ها و سختی هاش با چسبیدن به قفسه‌ی سینش‌، فرصتِ ابراز میخواستن و انگار‌ این جملات همون درد ها و سختی ها بودن که بیرون ریخته شدن! -سه ساله بهم تبریک نگفتی... چرا بهم نگفتی تولدت مبارک کافونه؟ تک به تکِ کلماتش‌، حال عجیبی به جونگکوک میدادن جوری که با شنیدن "کافونه" بی طاقت لب گزید و نگاهش رو به سقف داد. کاش این سؤال هایی که داشتن جونش رو میگرفتن... همین الان تموم میشدن! -چرا منو نگاه نمیکنی؟ مگه من کافونه‌ی تو نیستم؟ فشار دندونای پسر کوچیکتر رو لبش بیشتر شد و نفسش به شمار افتاد. تهیونگ خبر داشت با این طوری حرف زدنش، داره چی به سرش میاره؟. -بسه... ژانر: پزشکی، روزمره، رمانس، انگست کاپل اصلی: ویکوک کاپل فرعی: یونمین دیلی من: In_blueside@
CURSED║VKOOK por sufiland
sufiland
  • WpView
    LECTURAS 104,552
  • WpVote
    Votos 17,103
  • WpPart
    Partes 33
«جونگکوک از لحظه‌‌ای که چشم باز کرد و فرق بین درست و غلط رو فهمید ، یک جمله رو بارها و بارها توی گوشش خوندن تا بهش بفهمونن که اون جفت پادشاه خون‌خوار این سرزمینه.» ❈نام‌اثر: |نــفرین‌شدگـان| کاپل: ویکوک‍ـ/ یونمین ژانر: امگاورس / اسمات / عاشقانه / طنزسیاه /دراما / پایان‌خوش وضعیت: [جمعه‌ها]-͟͟͞͞𖣘⁦ •این داستان تنها درجهت سرگرمی نوشته شده و هیچ ارتباطی با زندگی شخصی افراد ندارد ؛ لطفا جوگیر و تعصبی نباشید. •تمام حقوق این کتاب متعلق به نویسنده می‌باشد لطفا از انتشار آن در سایر پلتفرم‌ها و ایده‌ برداری از محتوا خودداری فرمایید.