«هیولاها به دنیا نمیان، ساخته میشن. تو منو ساختی...»
لطفا توجه داشته باشید که این یه نوشته کوتاه و تک پارتیه. امیدوارم از خوندنش لذت ببرید و بهش عشق بدید.
-آلیتا
بعضی چیز ها شاید برای ما غیر منطقی و عجیب به نظر برسد ولی برای بعضی ها مثل مسکن برای تسکین درد،مثل نوشیدن آب بعد از بستنی،خواب بعد از مدرسه،گوش کردن اهنگ هنگام قدم زدن زیر بارون،خوشحالی بیست گرفتن در امتحان عمل میکند و همینقدر لذت بخش باشد،درست مثل فلیکس برای هیونجین..و همینطور سونگمین برای چان..ایا عشق ممنوعه بین شاگرد و استاد به سر انجام میرسد؟(چانمین)آیا عشق ممنوعه دو برادر ناتنی برای یکدیگر به سر انجام میرسد؟(هیونلیکس)آیا مثلث عشقی بین جونگین و سونگمین و چان به کجا خواهد رسید؟..
☆
کاپل های این فیک:چانمین،هیونلیکس
«آخرالزمان ترسناکه...
و اینکه نمیدونی چه آخرالزمانی در انتظار جهانه ترسناک تر.
تصورکن این اتفاق وحشتناک حملهی انسان های هار و وحشی باشه که مغزشون تحت کنترل قارچهاست. گیاهی که با اسیر کردن بدن انسانها اونارو وادار به آدمخواری میکنه چرا که قصد داره نسل انسانهارو منقرض کنه.
چه سرنوشتی در انتظار کسانی که برای بقاشون میجنگن نوشته شده؟ آیا کسی زنده میمونه؟ »
- 𝘔𝘢𝘪𝘯 𝘤𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦: 𝘔𝘪𝘯𝘴𝘶𝘯𝘨 , 𝘏𝘺𝘶𝘯𝘭𝘪𝘹 , 𝘊𝘩𝘢𝘯𝘮𝘪𝘯
- 𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦 : 𝘏𝘰𝘳𝘳𝘪𝘣𝘭𝘦 , 𝘔𝘺𝘴𝘵𝘦𝘳𝘺 , 𝘋𝘳𝘢𝘮
- 𝘊𝘶𝘳𝘳𝘦𝘯𝘵 : 𝘖𝘯𝘨𝘰𝘪𝘯𝘨
- 𝘞𝘳𝘪𝘵𝘦𝘳 : 𝘏𝘪𝘴𝘰𝘬𝘢
روزهای آپلود: یک روز در هفته~
درود زیبام!
ممنونم که این بوک رو میخونی
اسکیز گروه ای که بعد از مدت ها میخواد دبیو کنه
چه اتفاقی بین اعضا میوفته؟
کاپل ها: هیونلیکس(هیون و فلیکس) مینسونگ(مینهو و جیسونگ) چانمین(بنگ چان و سونگمو) چانگین(چانگبین و ای ان)
𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞 : 𝐃𝐫𝐚𝐦𝐚,𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞,𝐒𝐦𝐮𝐭🔞~
𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞𝐬 : 𝐌𝐢𝐧𝐬𝐮𝐧𝐠,𝐂𝐡𝐚𝐧𝐌𝐢𝐧,𝐇𝐲𝐮𝐧𝐥𝐢𝐱
𝐀𝐩𝐩 𝐝𝐚𝐲 : ~
.....................................................
جدی تورو گذاشتن مغز متفکر خاندان سلطنتی؟
ـ
خب یه لحظه بچرخ کامل ببینمت
ـ
تو سنجابی؟
ـ
تو بدترین ولیعهد تاریخی
عوضی
ـ
لپات برای خوردن ساخته شدن، نه؟
ـ
اگه ولیعهد نبودی مطمئن باش تا الان سر به تنت نمیزاشتم
ـ
پس بالاخره یه جا ولیعهد بودن نجاتم داد
ـ
سنجاب کوچولو
~~~لحظه پیدا شدنت~~~
[[Completed]]
زمانی که تو زندگیم پیدا شدی فقط 1 لحظه بود
اما تمام لحظات زندگیم رو توی اون یک لحظه زیبا کردی سونگمینم......
بخشی از متن:
"لیکس چیزی که دیده بود رو باور نمیکرد...
چان چشمان بستش رو روی هم فشرد و سرفه ای کرد و به سمت جلو خم شد، پدرشون نگران بود چرا چان داره درد میکشه این عادی نبود!!!!
از طرفی دیگه در بین صدای هیاهو مردم و پشت در های بسته صدای گریه های شخصی گم شده بود شخصی که برای عزیزش بی تابی میکرد...."
کاپل=چانمین، سونگجونگ(ATEEZ)و بقیه کاپل ها یه رازن....
ژانر=عاشقانه، فانتزی، هایبرید، بی ال، اسمات....
این اولین فیکی هست که نوشتم لطفا اگر مشکلی یا کم و کاستی بود ببخشید....
🎐کاپلها: چانمین، مینسونگ.
🎐ژانر: تاریخی، کمدی، خانوادگی، رمنس.
🎐روز های آپ: زود به زود~✨
بنگ چان گل پسرِ خانوادهی ناوبان کیم، حس میکرد ناخواسته یه اشتباه بزرگ انجام داده..
اون اینهمه سال از زادگاهش بخاطر دعوای پدر و عموش دور بود و اگه میدونست قراره زیبایی واقعی رو توی اون شهر کوچیک ببینه هیچوقت زندگیشو داخل پایتخت حروم نمیکرد.
{ هی خوشگله، کجارو نگاه میکنی؟ }
بنگ چان از جا پرید و به سونگمین که با دوتا کاسه سفالیِ مالامال از شربت کنارش نشسته بود نگاه کرد.
{ هیچی داشتم فکر میکردم. }
سونگمین نیشخند زد.
{ به من دیگه؟ }
بنگ چان آهی کشید و دوباره به منظرهی تابستانیِ کوهستان از ایوان طبقهی دوم گیسانگ خونه خیره شد.
البته اگه پسرعموش انقدر لاسو نبود خیلی راحت تر میتونست با شهرش وفق بگیره.
-چی میشه وارث وینستون ها نخواد با یک خون آشام دیگه ازدواج کنه و ادامه نسل بده؟
و چی میشه دقیقا دل به دشمنش ببنده؟
Couple:chanmin,hyunlix,minsung,girl×boy.
Gerne:romance,vampire,werewolf,angst.
"هرکسی که جلوی راهم باشه رو از بین میبرم. وقتشه که انسان ها تعامل بین ما و خودشونو بپذیرن"....
❥︎𝒄𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑯𝒚𝒖𝒏𝒍𝒊𝒙 , 𝑴𝒊𝒏𝒔𝒖𝒏𝒈 ,
𝑪𝒉𝒂𝒏𝒎𝒊𝒏 ,𝑪𝒉𝒂𝒏𝒈𝒊𝒏
❥︎𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆:𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆 , 𝑪𝒓𝒊𝒎𝒊𝒏𝒂𝒍 , 𝑴𝒚𝒔𝒕𝒆𝒓𝒚,
𝑭𝒂𝒏𝒕𝒂𝒔𝒚, 𝑭𝒖𝒍𝒍 𝒔𝒎𝒖𝒕