نگاهش روی جسم درخشانی که از پشت صخرهی سنگی کمی بیرون زده بود ثابت شد.
سعی کرد کنجکاو نباشه و به سمت ماشینش برگرده تا خودش رو به پسر شیرینش برسونه اما در نهایت کنجکاوی ذاتیش پیروز شد و اون رو به سمت صخره کشوند.
بعد از دور زدن صخره با گیجی به جسم ظریف و بی جون رو به روش نگاهی انداخت.
این نمیتونست واقعی باشه!
________________________
[Mermaid AU]
Main couple: Namjin
Side couple: Vkook
Writer: Tired-boo
-درباره گلهای بابونه
کاپل اصلی: نامجین
کاپل فرعی: یونمین
ژانر: عاشقانه، غمگین، تاریخی
سئوکجین یه طبیب جوون ۱۹ سالهاس که با برادرش، توی کوهستانی نزدیک به پایتخت زندگی میکنه.
اون از اتفاقات گذشته رنج میبره. اتفاقاتی که باعث شدن تا قلبش برای اولین بار عاشق بشه، تا دم مرگ بره ولی به خاطر اون عشق، زنده بمونه.
و حالا تنها چیز باقی مونده از اون عشق، یه باغچه از گلهای بابونه و دستمالی با طرح اون گلهاست.
تا زمانی که برای رسیدن به آرزوش، تصمیم میگیره وارد قصر بشه.
+امیدوارم لذت ببرید و به دوستاتون معرفی کنید :)
1 in #نامجون
2 in #بیتیاس
2 in #seokjin
3 in #History
♦+ فقط بسپارش به آبیِ بیانتهای اقیانوس و بعد یه دم عمیق از تمومِ آرامشی که هیچوقت درکش نکردیم♦
ژانر : اکشن، دارمسیاسی، اسمات ♦
کاپل: نامجین♦
نویسنده: نانا♦
وضعیت اپ: درحال اپ♦ سه شنبه ها..
...من و نامجون لحظه های خوبی رو با هم گذروندیم. وقتایی که ساعت دو ونیم صبح می رفتم زیر پنجره ی اتاقش و نوربالا میزدم به این امید که بیدار باشه و ببینه خوشحال بودم. وقتایی که تا زمانی که خورشید طلوع کنه خط رودخونه رو میگرفتیم و با سرعت 120 توجاده تو دل تاریکی می روندیم خوشحال بودم.
وقتی تو ایستگاه های پمپ بنزین نگه می داشتیم و میرفتیم سیگار و ویسکی میخریدیم ، می شستیم تو ماشین و صدای موزیکو تا ته زیاد می کردیم ، وقتایی که با هم سر اینکه کدوم بند و گروه بهترن کل کل می کردیم و آخرش کارمون به متل های ارزون قیمت و قدیمی بین راهی ختم میشد و تا خود صبح سکس می کردیم خوشحال ترین ورژن خودم بودم.