stayyll's Reading List
5 stories
K17🔞 by 79blaminas
79blaminas
  • WpView
    Reads 190,344
  • WpVote
    Votes 14,642
  • WpPart
    Parts 43
فلیکس دانش اموزاسترالیایی به سئول اومده و در مدرسه وارد تیم بسکتبال مدرسه میشه هیونجین پسر معروف دانشگاه کراش همه دختر ها و پسرا کاپیتان تیم مدرسه و بهترین بسکتبالیست چی میشه اگه رقابت بین فلیکس و هیونجین به جاهای باریک کشیده بشه و از حد‌ خودشون بگذرن؟! اسمات هست دوست ندارید نخونید کاپل ها:هیونلیکس ، چانمین ، مینسونگ ،جونگبین
Underworld by psychomic4
psychomic4
  • WpView
    Reads 20,446
  • WpVote
    Votes 1,953
  • WpPart
    Parts 25
یکی برای زندگی می‌جنگه... یکی برای انتقام می‌جنگه... یکی برای خانوادش می‌جنگه... یکی برای عشق می‌جنگه... یکی برای خودش می‌جنگه... و یکی برای خاطراتش... حتی اگه سرنوشت، از اول حکمش مرگ بوده و بس... تو برای چی میجنگی؟ ________________________________________ ✴️: در دنیای تو پسرم... غیر از این خدای ما... خدایی هست؟ ✳️: نه پدر ناپلئون... ما هیچ خدایی نداریم...چون...دنیای ما فراتر از شیاطین و درمقابل خدای این دنیاست... ____________________________________ 🔺Couple : Hyunlix , ... 🔺Genre : Supernatural, Vampire, Fantasy, Angst, Smut روز های آپ : جمعه ها 💠Hope you enjoy it...
𝖳𝗁𝖾 𝖲𝖾𝗋𝗉𝖾𝗇𝗍𝗌  by soulhyn
soulhyn
  • WpView
    Reads 15,470
  • WpVote
    Votes 1,360
  • WpPart
    Parts 21
" 𝗧𝗵𝗲 𝗦𝗲𝗿𝗽𝗲𝗻𝘁𝘀 " خلاصه‌ی فیک : این داستان زندگی شش پسر رو نشون میده که توی زندگی و روابط شون با چالش‌های زیادی مواجه می‌شن و بدون اینکه از هویت هم خبر داشته باشن، احساسات جدیدی درون شون به وجود میاد. چی میشه اگه یه پلیس عاشق یه خلافکار بشه؟ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞𝐬 : 𝗁𝗒𝗎𝗇𝗅𝗂𝗑, 𝗆𝗂𝗇𝗌𝗎𝗇𝗀, 𝗒𝖾𝗈𝗇𝗀𝗒𝗎, 𝗐𝗈𝗈𝗌𝖺𝗇, 𝖼𝗁𝖺𝗇𝖻𝖺𝖾𝗄 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞 : 𝖺𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇, 𝖼𝗋𝗂𝗆𝗂𝗇𝖺𝗅, 𝗉𝗈𝗅𝗂𝖼𝖾, 𝗆𝖺𝖿𝗂𝖺, 𝖽𝗋𝖺𝗆, 𝗋𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾 -در حال آپ. 𝗐𝗋𝗂𝗍𝗍𝖾𝗇 𝖻𝗒 𝗂𝗓𝖾𝗅.
Blueberries and cigarettes by Jon_ttt
Jon_ttt
  • WpView
    Reads 5,427
  • WpVote
    Votes 856
  • WpPart
    Parts 25
- بشین و توی ذهنت دنبال کسی به اسم خودت بگرد - همشون نشونه ادم توی اینه رو میدن! ولی من ادم توی اینه رو نمیشناسم!! - دست از تظاهر بردار و سمت خودت قدم بردار سمت خود واقعیت حتی خودش هم نمیخواست توی این وضعیت و این موقعیت عاشق بشه..حالا که تونسته بود خودشو جمع کنه اما عاشق شده بود اونم عاشق غریبه ی مو ابی! خلاصه: هیونجین ادمی بود که خودشو غرق کارش و خودش کرده بود برعکس فلیکسی که هر روز از خودش و رویاهاش فاصله میگرفت... آشنایی که باعث شد هردوشون ادمای بهتری بشن و بهم تکیه کنن تا اینکه همچی بهم خورد....!