قبیلهی انیگماها با هر رهبر جدید، برای صلح و دوستی با سرزمین یوآن ازش شاهزادهای رو بهعنوان پیشکش طلب میکردن.
اما رهبر جدید برخلاف پیشکشی که پادشاه یوآن براش درنظر گرفته بود، برادر اون پسر رو میخواست. شاهزادهی اول که مردم یوآن بهعنوان یه بدکاره میشناختنش.
«این یکی رو میخوام،چشمم رو گرفته. دوست دارم تولههام همچین چهرهای داشته باشن.»
ژانر: امگاورس، تاریخی، ازدواج اجباری، اسمات، امپرگ.
کاپل: کوکوی.
تهیونگ امگای متاهلی که در حال تلاش برای فرار کردن از دست قاتلیه که دنبال انتقام گرفتن از اونه. چی میشه اگه اون قاتل عاشقش شه؟
.....
دستش رو بین موهای پسر فرو برد و درحالی که پیشونیش رو میبوسید لب زد "تهیونگ ما سند ازدواج رو گرفتیم تو دیگه تا آخر عمر امگای منی!"