+قشنگه؟
*
فرستادن عکس*
seen
+میخوام با اون دهنه لعنتیت باسنه قشنگ و سفیدمو بنفش کنی
Typing...
_فردا با خانواده تشریف بیار مدرسه!
taehyung 🔝
ژانر:کمدی،طنز،،توییتر،مدرسه،چت،اسمات
کاپل:ویکوک
🚫من نیاز به نقد های بی رحمانه ی شما ندارم خوشتون نیومد فقط از فیک برید بیرون🚫
شروع فیکشن:1401/6/29
پایان فیکشن:1402/1/1
کی فکرشو می کرد ؟
جئون جونگ کوک !
دانش اموزی که حتی کادر مدرسه هم دیگه ازش صرف نظر کردن و فقط سعی دارن باهاش راه بیان ، توجهش به دانش اموز انتقالی جدید جلب بشه !
و چی میشه اگر دانش اموز انتقالی کیم تهیونگ باشه ؟
تهیونگی که لجباز عالمه با جونگ کوکی که بدجوری از لجبازی بدش میاد ، میسازه ؟
دو نفر که بعد از کات همو میبینن و جفتشون هم خوب میدونن که بهم معتادن تا مرگ !
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
•° by QUEEN •°
"خانواده کیم"
پک ماه سرخ، پکی که فقط شش عضو داره و دیگه هیچ کسی رو قرار نیست بپذیره.
توی یه روز بارونی تمام معادلات این خانواده بهم میریزه وقتی پسر بچهای ازشون میخواد نجاتش بدن.
کیم نامجون رئیس این پک، کسی که همه اون رو به قانونمندی میشناسن؛ چی میشه اگه بخواد بخاطر این پسر کوچولو مهمترین قانون پکها رو زیر پا بزاره؟!
o-----------------o
"_مسیح چرا عذاب دادنم رو تموم نمیکنی؟ اصلا وجود داری یا همه چیز دروغه؟ اصلا منو میبینی یا تو هم مثل این آدما من رو نادیده میگیری؟ اگه وجود داری و منو میبینی حداقل یه نشونه بهم بده."
"_هیونگ اون واسه تحمل این همه درد خیلی بچهس، باید بهش کمک کنیم."
کاپل: سونسام[seven some]
ژانر: امگاورس، امپرگ، انگست، اسمات، درام، اکشن، مافیایی
Start: 2025.7.26
End:
این اولین فیکشن من توی واتپده امیدوارم خوشتون بیاد و ازش حمایت کنید🍷🩸
-آئینه تو منم جونگکوک، خودتو توی انعکاس چشمام ببین!-
«روایتی کوتاه از زندگیِ هفت همسرنوشت»
couple: 7some(bottom jk main character, switch member)
genre: angest, romance, slice of life, little smut
سون سام 🌌
در دنیایی که امگاها در مراکز تاریک و بیرحم خرید و فروش میشوند، چهار آلفای قدرتمند به رهبری کیم نامجون، مدیرعامل سامسونگ، وارد مرکزی مخوف میشوند تا امگایی برای پک خود انتخاب کنند. اما چیزی که در انتظارشان است، فراتر از یک معامله ساده است. یونگی، امگایی سرکش و وفادار، با روحی ناآرام و قلبی پر از نگرانی برای برادران غیرخونیاش، توجه نامجون را جلب میکند. در میان راهروهای سیاه و بوی مرگ، یونگی نه تنها برای آزادی خودش، بلکه برای نجات جین و تهیونگ، دو امگای دیگر که در چنگال ظلم این مرکز گرفتارند، میجنگد.
پسرک گل فروش من [ تکمیل شده ]
تهیونگ بعد از مدت ها دوری به خاطر کارش
به خونه برمیگرده، چی میشه اگه بفهمه ج ونگ کوک کوچولوش دیگه مثل قبل نیست و نمیخوادش ؟
ژانر :
romance, dram ، angst
__________________________________
ساقه های زخمی ات را بغل میگیرم
گلبرگ های سوخته ات را می بوسم
دوباره عطر خوش بدنت را می بویم
فقط به من فرصت بده تا عاشقت باشم
فقط بگذار رد سیلی سخت روزگار را از تنت بشویم ..
دردهایت را با من تقسیم کن
اشک هایت را به من هدیه کن
من برای با تو بودن ، هزاران زخم به جان میخرم