تهیونگ از نوزده سالگی مسئولیت بزرگ کردن یک پسر بچهی مبتلا به سندرم کلوور بوسی رو قبول کرد و هیچ ایدهای نداشت که چندین سال بعد، قراره به درخواستِ ازدواجِ همون پسر، جواب مثبت بده.
انگست/رومنس/ اسمات.
این بوک محارم نیست و لطفا تا قبل از
کامل خوندن داستان، قضاوت نکنید.
~ تمام شده.
بلک هول 🪐
سرگذشت مرگ بی صدای یک ستاره، تبدیل شدن به سیاهچاله ست.
برای سرپرست موفق ترین نشریه ستاره شناسی که سال ها پشت نقاب استیگما زندگی کرد، یک لمس کوتاه از نگاه بی ستارهی سردبیر جدید و جوانش که با اسم جئون جانگکوک وارد زندگیش شد کافی بود تا برای نشون دادن کیم تهیونگِ وجودش به کل دنیا تلاش کنه!
قسمتی از متن:
"امیدوار بودم جایی ببینمت که تعریفی از زمان و مکان نباشه.. به هیچ تعریفی محدود نباشیم.. به هیچ دنیایی تعلق نداشته باشیم..
دوست داشتم جایی دستاتو بگیرم که سرد نباشه.. جایی که گرمای دستت تا آخر عمر بین دستام بمونه..
وقتی گفتی چشمام سیاهچاله دارن، خندیدم و هیجان زده شدم.. من دلم میخواست تورو توی سیاهچاله داشته باشم..
که نترسم از زود بودن یا دیر شدن..
که نترسم از آدمای اطراف.."
°کاپل: کوکوی
°ژانر: روزمره، انگست، رمنس، اسمات
°وضعیت: به اتمام رسیده
⛔ بوک بلک هول متاسفانه به دلیل پاک شدن اکانت کوکی فمیلی از دسترس خارج شده بود و الان مجدد در این بوک آپ شده.