Green meet blue💙💚
117 stories
Falling by clownectioner_larry
clownectioner_larry
  • WpView
    Reads 143
  • WpVote
    Votes 39
  • WpPart
    Parts 5
شاید سقوط به معنای سقوط کردن از ارتفاع برجی بلند بر روی زمین نیست، گاه پرت شدن تو چاله سردرگمی هم هست، غرق شدن درون عذاب وجدان، ترس، انکار و غرور؛ غرور، انقدر قدرتمنده که می‌تونه آدم ها رو هم تغییر بده، از درون، احساسات، عقیده، افکار و وجدان شاید همین شروع سقوط؛
°Little Problem° [Z.M] _ By Sara (Completed) by notevensara_
notevensara_
  • WpView
    Reads 330,169
  • WpVote
    Votes 55,817
  • WpPart
    Parts 62
+آقای پین، یا بچه‌ی بوگندوتو از جلوی در خونه‌ی من دور میکنی یا زنگ میزنم پلیس!! Highest ranks: #1 in fanfiction and #1 in onedirection 💛❤ با احترام به لیام پین و تمام خاطرات قشنگی که بهمون هدیه داد.
Accomplisher (Z.M) by hastiasa
hastiasa
  • WpView
    Reads 80,737
  • WpVote
    Votes 13,065
  • WpPart
    Parts 48
"من میتونم کاملت کنم لیام." "نمیخوام. چون اونم همینو میخواست ولی من نتونستم ازش محافظت کنم، اگر تو روهم از دست بدم..." "من خودم کسیم ک قراره از تو محافظت کنه." [Completed]
Yellow&red {Z.M}{completed}  by zahra_284
zahra_284
  • WpView
    Reads 136,114
  • WpVote
    Votes 14,316
  • WpPart
    Parts 74
Ziam Good story 🙂💛❤ زود قضاوت نکنید داستانو چون ماجرا داره! یه زندگی آروم از زیام که خب مشکلاتی هم سد راهشون میشه و اونجاست که باید برای موندن و جنگیدن یا جا زدن تصمیم بگیرن!
I have to have you [ L.S ] by Torangino5
Torangino5
  • WpView
    Reads 7,798
  • WpVote
    Votes 1,172
  • WpPart
    Parts 22
لویی یه نویسنده‌ی ۳۵ ساله‌ست که هم رمان‌های خوب می‌نویسه و هم از اون داستان‌های "ناجور"! هری یه ویرایشگر ۲۵ ساله‌ست که مسئول کارای لویی می‌شه. وقتی به هری خبر می‌دن، کلی خوشحال می‌شه که قراره با یه همچین اسطوره‌ای کار کنه... اما، وقتی می‌رسه پیش لویی، می‌بینه که طرف یه آدم شلخته تمام‌عیاره. دلش می‌خواد ازش فرسنگ‌ها دور باشه... ولی از اون طرف هم، می‌خواد تمام شب اون مرد رو بمکه تا فکش بی‌حس بشه و درد بگیره، تا تمام اون غرور و خودخواهی رو که درونش هست رو ازش بیرون بکشه. شاید لب‌هاشم ببوسه؟! این داستان درحال ترجمه‌ست، مرسی🖐🏼 #larrystylinson #harrystyles #louistomlinson #writer #translation
Forgotten [ L.S ] by 7green_girl
7green_girl
  • WpView
    Reads 38
  • WpVote
    Votes 6
  • WpPart
    Parts 1
_ خاطره‌ها توی ذهن حک میشن اما عشق حسیه که تو قلب ریشه میکنه. فراموشی شاید خاطراتم رو ازم بگیره اما احساسم به تو تا روزی که این قلب تو سینه‌م میکوبه عوض نمیشه.
Meant To Be Yours [L.S] by eyasmin
eyasmin
  • WpView
    Reads 40
  • WpVote
    Votes 15
  • WpPart
    Parts 1
WEREWOLF ROMANCE || - پروفسور هري استايلز براي خودش زندگي خوبي ساخته. اون يه امگاي مجرد در اواخر دهه‌ٔ سي زندگيشه و مدت‌ هاست امیدش رو براي پیدا کردن يه آلفاي سازگار از دست داده، چه برسه به اینکه جفتِ روحيش رو پیدا كنه. براي همین، با شغلش، شعرهاش، گربه‌اش و دوستاش زندگي نسبتاً رضایت‌بخشي داره. اما وقتي لويي تاملينسون، آلفايي بسیار جوانتر از اون، به توي عموم و غیرمنتظره روي اون يه جورايي مارك ميذاره، احساسات و خواسته‌ هایي در وجود هري بیدار میشه که دیگه نميتونه ناديده بگيرتشون. Mpreg Start: 22/03/405 End: Word Count: © : eyasmin
To The Wilder [L.S] by eyasmin
eyasmin
  • WpView
    Reads 102
  • WpVote
    Votes 34
  • WpPart
    Parts 2
WEREWOLF ROMANCE || - هري استايلز؛ با آلفايي خشن نامزد كرده و قرارداد بسته كه بخاطر جنايت هاي وحشيانه اي توي زندانه. حالا که بچه‌ٔ اون آلفا رو بارداره، توي كوهستان زندگي میكنه؛ جايي خیلي دورتر از شهري که یه زماني با وعده‌ٔ زندگي بهتر، وسوسه‌اش کرده بود. هري که بین تلخي و ترس گیر افتاده، گاهي به این فکر میکنه که به این زندگي تاريكش پایان بده، اما سرنوشت دخالت میکنه. TW : خشونت جنسي. Mpreg Start: 21/03/405 End: Word Count: © : eyasmin
Leaning on you[L.S] by Luna_viridian
Luna_viridian
  • WpView
    Reads 85
  • WpVote
    Votes 27
  • WpPart
    Parts 4
شاید یه داستانی که بخونیش تا برای یک لحظه هم که شده غم هات یادت بره و لبخند بزنی. یه فن فیک از خانواده‌ای که کم کم تشکیل میشه و هر چند کلیشه‌ای ولی شیرینه. =)
A Footballer's Fling by LeeroyLoveMarcy28
LeeroyLoveMarcy28
  • WpView
    Reads 104,079
  • WpVote
    Votes 2,559
  • WpPart
    Parts 17
Famous football player, Louis Tomlinson, wants romance. He has so many ideas of how to treat someone that he loves. He's met many models and many rich and put-together people. But nothing ever clicked with them. He doesn't want someone who will agree with everything he says so they can stay relevant in media or someone who will act as if they are way better than him. But he can't just find someone like that on any normal day! Single parent Harry Styles just wants to make his son happy. He's given up on his own pleasures when Marcel was born. In a world where men can carry the fertility gene, he had gotten pregnant as a teenager. His boyfriend left him and his family disowned him. And now he's alone, just barely able to keep enough money for rent and for the bare minimum of groceries. One day, little Marcel Styles begged his dad to take him to the football game. And luckily, Harry had gotten a little extra in his salary that week for taking a few more shifts. So he agreed, just wanting Marcel to smile. With a little help from Harry's best, and only friend, the three of them go to the game. Is Louis going to score the winning goal to the football game or the winning goal to Harry's heart? (Not my cover art) (But that picture is what inspired this story)