Mm.mmmm
40 stories
◇ 𝒔𝒕𝒂𝒓𝒕 𝒂𝒈𝒂𝒊𝒏 ◇ by user29843072
user29843072
  • WpView
    Reads 13,783
  • WpVote
    Votes 2,019
  • WpPart
    Parts 24
برای وفاداری رها کردن.... به علت نجات شخصی با ارزش تر برای عام .... صحنه سازی دردناک، که قلب های زیادی را شکست و نور امید را از بین برد .... دریچه های عشق و محبتی که با آخرین دیدار بسته شدند...... رنگ هایی که به یک باره تیرگی بر آنها قلبه کرد.... چه اتفاقی افتاد..! آیا ریسمان های تکه تکه شده سرنوشت دوباره بهم گره میخورند.......؟ قلم سرنوشت اینبار...چند صفحه را پر میکند؟! 📜
𓍯 Lalam's wife✧نقابدار جذاب🌌 by vkook3748
vkook3748
  • WpView
    Reads 54,274
  • WpVote
    Votes 5,533
  • WpPart
    Parts 40
عشق میتونه بدون لمس هم شروع بشه اگر خورشید بخواد کنار ماه باشه چی میشه کیم تهیونگ رئیس مافیایی که به خاطر مرگ مادرش سال هاست نمیتونه کسی رو لمس کنه چی میشه توی دیدار اول با پسر شریکش اون پسر رو اتفاقی ببوسه --------------------------- کی فکرش رو میکرد توی بعد مرگم توی زندگی جدیدم دوباره کنار تهیونگ قرار بگیرم انگار سرنوشت اینکه کنار تهیونگ باشم اما چرا هربار انقدر باید سختی بکشم ... جئون جونگکوگ و کیم تهیونگ از بچگی باهم ازدواج کردن از 3 سالگی اما هیچ علاقه ای بهم ندارم اما چی میشه که جونگکوگ خاطرات زندگی قبلیش با تهیونگ رو به یاد داشته باشه و هربار با دیدن همسرش کنار فرد دیگه ای عذاب بکشه کاپل:تهکوک ٬نامجین٬ سپ ... ژانر:مافیایی٬ازدواج لجبازی٬عاشقانه ٬تناسخ٬امپرگ٬ ((ارمی قول میدم از خوندش این فیک پشیمون نمیشی بهش ی شانس بده)) همراهم باش ارمی مهربون:)
Finix (yoonmin) by Ruby___writer
Ruby___writer
  • WpView
    Reads 55,625
  • WpVote
    Votes 6,309
  • WpPart
    Parts 30
مین یونگی، آلفایی سرسخت و پلیسی جاه‌طلب، برای ارتقاء شغلی وارد «آشیانه آلفا» می‌شه؛ آکادمی‌ای بی‌رحم برای تربیت نیروهای ویژه. اما درست قبل از شروع این مسیر، زیر فشار خانواده مجبور می‌شه وارد ازدواجی بشه که هیچ‌وقت انتخابش نبوده؛ با پارک جیمین، امگایی که پسر رئیس جدید سازمان ضدتروریسم کره‌ست. یونگی آکادمی رو راهی برای فاصله گرفتن از این اجبار می‌دونه، بی‌خبر از اینکه جیمین هم با هدفی مستقل وارد همون مسیر شده؛ تنها امگای حاضر در آشیانه، زیر نگاه‌ها، قضاوت‌ها و خطر. بعضی تقاطع‌ها فقط شروع راهن... نه به مقصد، بلکه به جایی که هیچ‌کس نمی‌تونه پیش‌بینیش کنه. ___________________________________ نام فیک : Finix کاپل اصلی : yoonmin (یونمین) ژانر : امگاورس / ازدواج اجباری / پلیسی / انگست / اکشن / رومنس / اسمات / عشق نفرت نویسنده : روبی ❤️ وضعیت : درحال انتشار (کپی ممنوع)⚠️ ____________________________________
𝐀𝐦𝐞𝐭𝐡𝐲𝐬𝐭ᴷᵒᵒᵏᵛ by OfManySouls
OfManySouls
  • WpView
    Reads 238,506
  • WpVote
    Votes 16,068
  • WpPart
    Parts 45
بذارین اینجوری بگم بهتون... می‌خوام با کسی آشنا شم که وقتی باهاش نبودم، نفسم بگیره و دلم طاقت نیاره. یکی که روحمو بشکافه... که هر اتم از بدنش برام عزیز باشه. کسی که وقتی بهش رسیدم و طعمِ بودن باهاشو چشیدم، تازه متوجه شم که چقدر تا اون لحظه تشنه بودم... کسی که با دیدنش قلبم یک‌ در میون بزنه... حتی بعضاً نزنه! کسی که بودن باهاش اونقدر هیجان‌انگیز باشه که وقتی برگشتم و به گذشته‌م نگاه انداختم، هیچ پشیمونی‌ای نداشته باشم و به خودم بابت اون زندگی آفرین بگم... اینجوریه که می‌چسبه بهم پدر! کاپل‌ها: کوکوی، نامجین، سوپمین ژانر: امگاورس، رمنس، اسمات
Love cure  / درمان عشق  by honeyBahrami
honeyBahrami
  • WpView
    Reads 39,769
  • WpVote
    Votes 5,987
  • WpPart
    Parts 33
نام :درمان عشق / love cure کاپل ها : کوکمین ، یونگته ژانر : امگاورس ، روزمره ، عاشقانه ، اسمات ، امپرگ رمنس نویسنده :honey ............................ داستانی آروم و گاها هیجان انگیز که در بیمارستان دانشگاه ملی سئول اتفاق میافته. پارک جیمین امگای شیطون و بازیگوشی که سال اول انترنیش به این بیمارستان اومده تا زیر دست دکتر های ماهر اون بیمارستان آموزش ببینه. و جئون جونگ کوک آلفای سرد و خشکی که تازه به بیمارستانه سئول انتقالی گرفته وبخاطر لج کردن با رئیس بیمارستان مجبوره مسئولیت یکی از انترن های تازه وارد رو به عهده بگیره چی میشه اگر امگای آلبالویی حسابی آلفای نسکافه ای رو به دردسر بندازه و با چالش های سختی مثل عشق روبروش کنه درمانی برای عشق پیدا میشه؟؟ ............... + اون لحظه ای که ماشین از روبرو بهم خورد... هق... به هیچی جز تو فکر نمیکردم.... هق.. من... اون لحظه فقط به این فکر می‌کردم که کاش... یه بار دیگه ببینمت و بعد.... هق... بِمی.... _ هیششششش.... آروم باش آلبالوی قشنگم... حتی راجبش حرفم نزن.... حالا که اینطور منو معتاد رایحه و چشمای آبی رنگت کردی، راجبش حرف نزن.... دیگه اجازه نمیدم از جلو چشمام دور شی، از این به بعد جای تو فقط داخل بغل منه... محکم بغلت میکنم تا همه دردای دنیا برا من باشن و همه گرمای آغوشم برای تو... خوبه؟؟ *کات*
Hella Soldier | KOOKV by smokinhosup
smokinhosup
  • WpView
    Reads 82,529
  • WpVote
    Votes 10,205
  • WpPart
    Parts 21
[ hell of a soldier ] فرمانده‌ی انیگمای کشور به دستور ملکه علاوه بر سربازهاش باید حواسش رو به اون امگای زال که دردسر خاصی داخل چشم‌های آبی رنگش موج میزد هم میداد؛ اما قرار نبود به قدری ازش مراقبت کنه که حتی بار رسوایی‌ای که به بار آورده بود رو هم به دوش بکشه! فرمانده جئون نباید انقدر وظیفه شناس می‌بود؛ تهیونگ در ابتدا قصدش فقط شیطنت بنظر میرسید؛ نباید عاشقش میشد. 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲 : امگاورس، تاریخی، رمنس، اسمات
catania by Nematy
Nematy
  • WpView
    Reads 8,317
  • WpVote
    Votes 761
  • WpPart
    Parts 14
وقتی توی شهری زندگی میکنی که ممکنه از هر ده نفری که میبینی نه تاش مافیا باشه، معلومه از همه چیز میترسی. زندگی برای همه آسون نیست. شاید یکی توی پر قو بزرگ شده باشه و یکی دیگه لای گلوله‌های خونی... آلفایی که منتظر مرگ رئیس مافیا بود تا ریاست رو به دست بگیره و از اون طرف امگایی که بخاطر داشتن یه زندگی آروم و فراهم کردن احتیاجات و رفاه برای پسرش شب و روز کار میکنه و حتی با آدمای روانی سر و کله میزنه ولی چی میشه اگه مافیا نیاز به یه روانشناس داشته باشه؟ name: catania couple: kookv, namjin, sope, hopemin gener: mafia, omegavers, harsh, Mprag, angest Up: coming soon Writer: Min Channel ID: @wolfy_fic Writer ID: @min_s_a_y
Before you (I thought I had it all) | KookV by cjjasal
cjjasal
  • WpView
    Reads 399,120
  • WpVote
    Votes 36,950
  • WpPart
    Parts 45
[Completed] جئون جونگکوک هر چیزی که فکرش رو می‌کنید داشت. بیزینس، پول، قدرت. هر کسی که اون رو می‌دید براش روی زانوهاش میوفتاد، ولی جونگکوک ذره‌ای اهمیت نمی‌داد. اوضاع به همین منوال بود، تا وقتی که یه پسر مو نقره‌ای وارد زندگیش شد. "عزیزم، باید زمین انداختن چیزها رو تموم کنی." جونگکوک خودکار رو برداشت و به دست پسر داد، از قرمز شدن گونه‌هاش لذت می‌برد. "آم، درسته...اسم من تهیونگه. امشب من قراره سفارش‌تون رو بگیرم. چی دوست دارید سفارش بدید؟" فاک. Couple: Kookv. Genre: Romance, daily life, smut. Translator: Asal. Author: Es_and_Em. ___________________________________________ This is a Persian translation of a fanfiction by (Es_and_Em), All credit goes to the original author. I'm only responsible for the translation.
𝐅𝐎𝐑𝐁𝐈𝐃𝐃𝐄𝐍 ᵏᵒᵒᵏᵛ/ᵛᵏᵒᵒᵏ by AlHphBA
AlHphBA
  • WpView
    Reads 54,807
  • WpVote
    Votes 6,064
  • WpPart
    Parts 47
[Completed] خلاصه: تو این دنیای دردسرساز، فشار و استرس، ترسِ‌فردا؛ یه حسی هست تو قلب من باز، حس پریدن قبل پرواز. میگن همه هفت رنگن تو رنگ من باش. تهیونگ و جونگکوک در مسیر یکسان آیدل شدن قرار می‌گیرن، آیا به مسیرشون به طور جداگانه ادامه میدن یا عشقی ممنوعه‌رو انتخاب می‌کنن؟! Kookv/Vkook Wr:AlHphBA Genre: Romance, Smut, Angst, SliceOfLife Up: Friday