تهکوک
111 stories
" Okara efu" by mahsan_tk
mahsan_tk
  • WpView
    Reads 37,896
  • WpVote
    Votes 3,011
  • WpPart
    Parts 24
وقتی بعد از پنج سال، جونگ‌کوک دوباره به کره برمی‌گرده، مادر تهیونگ اصرار داره خانواده دور هم جمع بشن. اما برای تهیونگ، روبه‌رو شدن با برادر ناتنی‌ای که ازش متنفره چیزی جز شکنجه نیست. بین کینه‌های قدیمی، رازهای گذشته و شاید عشقی قدیمی، سرنوشت این دو دوباره به هم گره می‌خوره... این فیکشن ورسه..
𝘈𝘤𝘵𝘰𝘳-! by ianstarboy7
ianstarboy7
  • WpView
    Reads 9,934
  • WpVote
    Votes 1,101
  • WpPart
    Parts 36
꒰ 𝑉𝑘𝑜𝑜𝑘 ꒱ _منو دوست نداشته باش!خب!؟نمیبینی چه گندی زدم تو زندگیت؟!تو زندگیمون!؟من جز لاشی بازی چیکار کردم برات که منگنه شدی به زندگی من وقتی حداکثر عمر یه آدم تو زندگی من سه ماهه!؟ هیچ آدمی نتونست تو زندگی من دووم بیاره تو چرا موندی؟ چرا هنوز میگی دوستت دارم؟! شونه هاش با خستگی پایین افتاد.نفس عمیق و پر بغضی کشید و سعی کرد لب بزنه،اما بغض لعنتی بهش اجازه صحبت نمیداد.چشم هاشو با درموندگی به مردش دوخت و با وجود توده ی توی گلوش پچ زد _چون دوستت دارم... سکوت کرد...با درموندگی به چشمای خیس و لرزون مقابلش زل زد و چشماش رو با عذاب بست. دستش و از دست های سردش بیرون کشید.به کناری هلش داد و به سرعت به سمت ماشینش رفت.نمیخواست این مکالمه ی لعنتی رو ادامه بده. اما لحظه ی آخر،مکث کرد.برگشت و نگاهی به صورت دلگیرش انداخت. پسرش،همسرش،دست هاشو با لرز و بی پناهی دور خودش حلقه کرده بود تا از سرما و تنهایی نلرزه. با بی قراری و بغض نگاهش میکرد. طاقت نیاورد....لعنتی.نمیتونست!مشتی به ماشینش کوبید.راه رفته رو برگشت. دو قدم باقی مونده رو سریع طی کرد.کمر باریکش رو به زندان بازوهاش دراورد و لحظه ی بعد،این پسر کوچیکتر بود که توی آغوشش حبس شده بود.اصلا فاک به همچی.
𝒔𝒘𝒂𝒏 𝒔𝒐𝒏𝒈 & 𝒔𝒂𝒊𝒍𝒂𝒔 by thkook
thkook
  • WpView
    Reads 8,989
  • WpVote
    Votes 752
  • WpPart
    Parts 24
دو افسر پلیس ڪہ زمانے عاشق هم بودند، در یڪ عملیات حافظه‌شان را از دست می‌دهند و از هم جدا می‌شوند. شش سال بعد، دوبارہ یڪدیگر را پیدا می‌ڪنند، اما هیچ‌ڪدام گذشته‌شان را بہ یاد نمی‌آورند. آن‌ها بہ دلایلے مجبور بہ یڪ ازدواج صورے می‌شوند، بی‌خبر از اینڪہ قلب‌هایشان، خیلے زودتر از ذهنشان، همدیگر را بہ یاد خواهند آورد. قصه‌ے ما قصه‌ے آواز قو بود، من موندم ولے تو ترڪم ڪردے بے صدا و دردناڪ 🦢🩶 𝑵𝒂𝒎𝒆: 𝒔𝒘𝒂𝒏 𝒔𝒐𝒏𝒈 & 𝒔𝒂𝒊𝒍𝒂𝒔 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝑨𝒏𝒈𝒔𝒕 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝒌𝒐𝒐𝒌𝒗, 𝒚𝒐𝒐𝒏𝒎𝒊𝒏
My Struggle by Tanfic
Tanfic
  • WpView
    Reads 471
  • WpVote
    Votes 33
  • WpPart
    Parts 1
نام فیک: مبارز من چنل تلگرام:  defiiantt@ اینستا: ficBts2028 خلاصه: جونگ کوک دانش اموز که  تازه وارد مدرسه جدیدش شده ، پی اتفاقاتی با پسری خشن قلدری به اسم تهیونگ آشنا میشه و سعی میکنه که باهاش دوست بشه تا به آدم بهتری تبدیلش کنه اما این تازه شروع داستانه ...
𝕄𝕪 𝕙𝕠𝕥 𝕟𝕦𝕣𝕤𝕖🫂🦋 by jikook9740
jikook9740
  • WpView
    Reads 155,409
  • WpVote
    Votes 8,899
  • WpPart
    Parts 43
تهیونگ ۲۸ ساله قصه،با یه وضعیت مالی بد یهو تو روزنامه یه آگهی میبینه...یه آگهی راجب نگهداری از دونفر با یه حقوق بالا...ولی تهیونگ نمیدونست که اگر پاش رو بزاره تو اون عمارت سرنوشتش به کل تغیر میکنه. کی فکرش‌رو میکرد قراره بشه مطیع دوتا پسر ۲۰ ساله اون عمارت؟... "بخشی از داستان✨️🪽" جیمین:قبول کن که بشی همه چیز ما. تهیونگ:ولی من از شما بزرگترم،چطوری ازم توقع دارید با شما... ولی اون دوتا پسر نزاشتن حرف پسر بزرگتر تموم بشه و با لباشون مهر سکوت رو روی لبای تهیونگ،کوبیدن... . . . کاپل اصلی:ویمینکوک.🐰🐥🐻 کاپل فرعی:نامجین،تهگی.✨️ ژانر رمان:بی دی اس ام،اسمات،عاشقانه،هپی اند🌱 "امیدوارم از خوندن داستان من لذت کافی رو ببرید🦋" #BDSM #Little #Kookmin #Vminkook
Symphony | Vkook | COMPLETED  by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 156,250
  • WpVote
    Votes 17,654
  • WpPart
    Parts 19
خلاصه: جئون جونگکوک پسری که توی زندگیش از هیچی راضی نبوده. و تنها پناهگاهش کافه ی صمیمی ترین دوستشه...اما چی میشه اگه یه شب بارونی درست وقتی فکر میکنه بدبخت تر از خودش وجود نداره، پسری با چترقرمز وارد کافه بشه، پسری که راه درازی رو از آمریکا تا سئول اومده تا رابطه ی از دست رفته اش با دوست پسرش رو نجات بده... و چی میشه اگه سرنوشتش به جونگکوک، پسر بی هدفی گره بخوره، که قراره زندگیش رو دستخوش تغییرات خاص خودش بکنه؟... ............ _یادته میگفتی اگه واقعا عاشق یه نفر باشی و از دستش بدي، همه جا صداشو میشنوي؟ _من بهت گفتم دوستت ندارم، من عاشقت نیستم مگه نه؟ پس میشه یه کاري کنی دیگه صداتو نشنوم؟ صداي خنده هات توي خونه دیوونم میکنه، حتی وقتی نیستی. Symphony writer: Quake ⚡ Couple : Vkook Sub Couple: Hopemin genre: Romance, Comedy, Dram, Smut
معرفی فیک:))) by user49556895
user49556895
  • WpView
    Reads 59,371
  • WpVote
    Votes 930
  • WpPart
    Parts 71
این جا فیک هایی که خوندم و بنظرم واقعا ارزش خوندن دارن رو معرفی میکنم :) بیشتر از ویکوک ✨
Before you (I thought I had it all) | KookV by cjjasal
cjjasal
  • WpView
    Reads 442,374
  • WpVote
    Votes 39,098
  • WpPart
    Parts 45
[Completed] جئون جونگکوک هر چیزی که فکرش رو می‌کنید داشت. بیزینس، پول، قدرت. هر کسی که اون رو می‌دید براش روی زانوهاش میوفتاد، ولی جونگکوک ذره‌ای اهمیت نمی‌داد. اوضاع به همین منوال بود، تا وقتی که یه پسر مو نقره‌ای وارد زندگیش شد. "عزیزم، باید زمین انداختن چیزها رو تموم کنی." جونگکوک خودکار رو برداشت و به دست پسر داد، از قرمز شدن گونه‌هاش لذت می‌برد. "آم، درسته...اسم من تهیونگه. امشب من قراره سفارش‌تون رو بگیرم. چی دوست دارید سفارش بدید؟" فاک. Couple: Kookv. Genre: Romance, daily life, smut. Translator: Asal. Author: Es_and_Em. ___________________________________________ This is a Persian translation of a fanfiction by (Es_and_Em), All credit goes to the original author. I'm only responsible for the translation.
𝘿𝙖𝙧𝙠𝙣𝙚𝙨𝙨 | 𝙑𝙠𝙤𝙤𝙠 by Sarculine_LA
Sarculine_LA
  • WpView
    Reads 359,228
  • WpVote
    Votes 26,000
  • WpPart
    Parts 42
جونگکوک فقط با جمله‌ی "باهاش‌ازدواج‌کن‌عاشقش‌میشی" تن به ازدواج با کیم تهیونگ میلیاردر داده بود.. و خب درست بود، اون عاشق تهیونگ شد.. اما آیا این برای تهیونگ هم صدق می‌کرد؟ قطعا نه!! اما درست زمانی که همه چیز داشت خراب میشد زندگیشون بشدت تغییر کرد... شاید یک اتفاق بد بود اما با یک پایان خوب؟! شاید... ــــــــــــــــ برشی از داستان: -اون موقعی که منو زدی منم میتونستم بزنم، منم میتونستم از خودم دفاع کنم.. من آدم ضعیفی نیستم اما عشقت... تهیونگ عشقت زندگیمو خراب کرده.. عشق یک طرفه ای که داره مثل خُره کل وجودمو میخوره،اما تهیونگ.. تو هیچوقت قدرت عشق رو نفهمیدی..! ـــــــــــــــــــــــــ -میترسم از روزی که جیمین با منِ واقعی رو به رو بشه.. اونوقت دیگه شاید هیچوقت برای من نباشه! ــــــــــــــــــــــــ -قبل اینکه پامون به اونجا باز بشه حتی فکرشم نمی‌کردم که با دیدنت انقدر قلبم به تپش بیوفته... ـــــــــــــــــــــــ -اجازه بده از اول شروع کنیم.. وضعیت: پایان یافته name:darkness Couple: Vkook Couple Sub: Yoonmin, Minsong Genre: Romance, Fantasy, Sad, Social Life, Happy end the Writer: Lara start: 1403/8/15 end:1404/8/9 #vkook #Yoonmin #romance